از حنجره سالار عقیلی تا معده مستر تیستر

ویدئویی طی روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی پخش شده که برخلاف ظاهر خنده‌دار آن پرده از رازی جدی درباره امروز برمیدارد. این‌که سلبریتیهای عبث، در حال راه یافتن به ساختار رسمی هستند و اولین مورد تعجب برانگیز آن، حمید سپیدنام است که بیمه تعاون را راضی کرده است که معده خود را بیمه کند. 

ماجرای این مدل بیمه کردن‌ها و تبلیغ‌ها، چیز جدیدی نیست. بوده اعضا و جوارحی از برخی افراد چهره‌های به‌اصطلاح معروف که در کشور‌های دیگر بیمه شده بودند و مدتی هم خبرسازی می‌شدند. منتها در کشور ما که بیمه‌ها، غالبا پر از مسائل و مطالبات عمومی و کلی هستند، این کار‌ها عجیب‌تر از هرجای دیگری است. جست‌وجویی درباره بیمه تعاون می‌کردم که برای کیست و کجاست و چه جزئیاتی در ارتباط با آن وجود دارد که به لیست سهامداران آن رسیدم. من خواندم، گفتم شما هم به این لیست خصوصا برخی نام‌های موجود در آن نگاهی بیندازید، بد نیست.

برخی مثل مجید حسینی، چهره دوربینی این روزها، که جامعه شناس است، ماجرا را به سرمایه‌داری مرتبط می‌کنند و این‌که سرمایه داری همواره وجه سرکوب و به زور ندارد. اما آن‌چه این سال‌ها توسط افرادی این چنین و یوسف اباذری با سر و صداهای بی‌شمار آکادمیک شنیده‌ایم، نوعی آدرس غلط دادن است. آن‌ها با زدن برچسب سرمایه‌داری، به وضعیت فعلی و بیمار اقتصادی که مناسبات اجتماعی بیمار و فاسد را هم در پی دارد، سعی می‌کنند مساله را ساده کنند. نتیجه چنین کاری، نه حل ماجرا و صورت مساله، که تفسیر به مطلوب آن است. 

رامبد جوان، مستر تیستر، ساشا سبحانی ها، مروجان ثروت بدون تلاشند . آن‌هایی که فریاد ما خیلی خوبیم سر می‌دهند و اگر برای گرانی هم اعتراضی دارند، برایش اسپانسر گرفته‌اند، نقش زبان‌های درازی دارند برای افرادی که با جیب خالی، تماشا می‌کنند که آن‌ها به رستوران می‌روند. اما هدف اگر در سرمایه‌داری شفاف، سیر شدن افراد لایق است، اینان اصل غذا را هم بی‌رویه و بی‌کیفیت مصرف می‌کنند. یکی مدام غذاهای بیهوده را به شکلی کثیف می‌خورد. دیگری پولش را در کلاب‌های شبانه به پای دختران می‌ریزد و دیگری برای بچه‌دار شدن هم به کانادا می‌رود. 

بیشتر ببینید:

این دهن‌کجی‌های سلبریتی‌هایی است که مالیات درستی هم مشخص نیست می‌دهند یا نه، گروه شغلی مشخصی ندارند و همواره با خودنمایی، جنجال برای تبلیغ و تبلیغ برای جنجال، پله‌های سست ترقی را طی می‌کنند. 

مجید حسینی‌ها می‌گویند: «این جامعه‌شناس در پایان گفت: «نسل جدید آدم‌های ایران عاشق این سبک زندگی است. ممکن است نسل اول انقلاب علیه آن باشد یا نسل قدیمی‌تر زاویه داشته باشد. اما بچه فلان نسل‌اولی ممکن است عاشق این باشد. با هجوم عظیمی از مصرف‌گرایی مواجه هستیم که حیرت‌انگیز است؛ در شهری که مال می‌زنید و در و دیوار آن از تبلیغات محصولات مصرفی است و از این استقبال می‌کند.»

اما این جامعه‌شناسان توضیح نمی‌دهند که در سرزمینی که برندهایش، کپی و جعلی هستند، سرمایه‌داری جعلی است، مصرف‌گرایی جعلی است و مردم، آرزوی این زندگی‌ها را ندارند بلکه با حیرت آن‌ها را تماشا می‌کنند، سلبریتی‌ها و کارشناسانش هم جعلی از آب در می‌آیند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.