سریال چکاوک قسمت ۷۰

در بیمارستان نریمان در سالن راه می رود. کامران او را میبیند و می‌گوید‌ که نباید راه برود و او را به اتاق برمیگرداند.

نریمان با خوشحالی و طعنه به کامران می‌گوید که شنیده است او با فریده صحبت کرده است و حتما از هم جدا شده اند.

کامران با حرص می‌گوید که او حتی اگر از فریده نیز جدا بشود، قرار نیست با نریمان خانواده تشکیل بدهد و فقط برای بچه او پدری میکند.

در مدرسه، یک پدر دختر بچه اش را آورده تا آنها ثبت نام کند. آن دختر مانند کودکی های فریده لجباز است و نمیخواهد در مدرسه بماند. پدرش به ناچار او را همراه خودش می برد. فریده با دیدن آنها یاد کودکی خودش و روزی که پدرش او را به مدرسه آورده بود می افتد.

کاتینا و دو دستیارش به مغازه سیف الدین می روند و خبر می‌دهند که فردی به نام محمد علی کارناوال را از آنها گرفته است و آنها فعلا جایی ندارند تا زمانی که با کارناوال بعدی بروند.

کامران به مغازه رفته و موضوع را می فهمد. یکی از دستیاران کاتینا به کامران می‌گوید‌ که محمدعلی به خاطر یوسف با آنها درگیر شده است، زیرا یوسف عاشق دختری شده و برای او به پول احتیاج داشت.

کامران متعجب و عصبی می شود. سیف الدین می‌گوید که کاتینا میتواند فعلا در پشت مغازه بماند و دستیاران او به انبار بروند.

در مکتب ، ماسور از فریده می پرسد که چه مشکلی دارد؟ فریده می‌گوید که بین قلب و وجدانش گیر کرده است.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۵۶ سیصد و پنجاه و شش

ماسور می‌گوید که قلب بر وجدان غلبه میکند. سپس از فریده میخواهد که بخوابد و اگر خواب سبز دید و کامران را در خواب دید، جوابش را گرفته است و باید دنبال خواسته اش برود، ولی اگر در خواب رنگ قرمز ببیند یعنی نباید پیگیر خواسته اش باشد.

شب فریده در خواب خودش و کامران را در یک باغ سبز می بیند. او صبح با خوشحالی بیدار شده و به ماسور می‌گوید:« از کامران مطمئنم. اون تقدیر منه.»

فریده آماده می شود تا به کلبه برود. کامران نیز در عمارت آماده می شود.

بیشتر ببینید:

سیف الدین به بسیمه می‌گوید که پیش فریده برود و با او صحبت کند تا نامزدی را به هم نزند و با کامران ازدواج کند.

آزلیا به بیمارستان به دیدن نریمان می رود و به او سر می زند. بعد از اینکه آزلیا بیرون می رود، حال نریمان بد می شود. منور با نگرانی دکترها را صدا می زند.

کامران به کلبه می رود و منتظر آمدن فریده است. فریده به کلبه می رسد. او به کامران می‌گوید‌ که او را خیلی دوست دارد. کامران خوشحال می شود.

فریده کامران را بغل میکند و میگوید که نمی‌تواند با او باشد و از کامران میخواهد که از او بگذرد و از این به بعد مانند یک دوست و فامیل باشند.

سپس حلقه را پس داده و می رود. کامران شوکه می شود. فریده یادش می آید که قبل از آمدن به کلبه، بسیمه به مکتب آمده بود و با ناراحتی در مورد بارداری نجمیه گفته بود و از فریده خواسته بود که از کامران بگذرد تا بچه او بی پدر نباشد، زیرا حس میکند که نجمیه تاوان کار کامران را پس داده و او نیز یک بچه ببر پدر خواهد داشت.

این را هم ببینید:  سریال راهزنان قسمت ۲۶۳ دویست و شصت و سه

سه روز از آن روز می‌گذرد. کامران از اینکه فریده او را ترک کرده است ناراحت و پریشان است.

کاتینا با معرفی کامران در مکتب به عنوان معلم آواز مشغول به کار شده است.

در عمارت خانمی آمده و بسیمه در مورد بچه نجمیه با او صحبت میکند تا بچه را بعد از تولد به او بدهند. آن زن که بچه دار نمی شود، خوشحال است و قبول میکند.

کامران از این قضیه عصبی است و با بسیمه در این مورد صحبت میکند. بسیمه می‌گوید که این تصمیم خود نجمیه است و بچه را نمی‌خواهد و اگر او بچه را نگه دارد دیگر کسی با او ازدواج نخواهد کرد.

در مدرسه، ماسور به بچه ها خبر می دهد که هر یک از معلمها باید یک دستیار برای خودش انتخاب کند و از بچه ها میخواهد که اسامی خود را نوشته و به معلم ها تحویل بدهند.

خدمتکار آزلیا به بیمارستان می رود تا از نریمان خبر بگیرد. منور به او می‌گوید که نریمان به کما رفته است. او در بین صحبت ها به خدمتکار آزلیا می‌گوید که فریده و کامران از ه م جدا شده اند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.