سریال با منیجرم تماس بگیر قسمت ۴۵

وقتی مورات در کوچه شروع به خواندن می کند، دوباره کارگردان با دیدن او به وجد می آید و جلو می رود تا همراه مترجمش با او صحبت کند.

کارگردان او را نمی شناسد اما مترجم مورات را تشخیص میدهد و جا می خورد! مورات فورا به دختر می گوید: «بهش نگو منو میشناسی باشه؟ هرکاری بخوای میکنم! چک سفید بهت میدم! اصلا با هر هنرمندی بخوای میبرمت تا آشنا بشی! » دختر بالاخره راضی می شود تا حرفی به کارگردان نزند. کیراچ و مورات خیلی خوشحال می شوند که بالاخره این کار حل شد.

فیریس همراه دجله با سلن قرار می گذارد تا او را از ازدواج با اوکان منصرف کند اما سلن همان اول کاری می گوید: «تا حالا تو زندگیم با کسی که انقدر منو بفهمه و واسم ارزش قائل باشه آشنا نشده بودم فیریس جون! همه همش دنبال منفعت خودشون بودن اما اوکان اینجوری نیست. » فیریس می گوید: «چیزی که فکر منو درگیر کرده ازدواجه. آخه فقط چهار ماهه میشناسیش! » سلن می گوید: «اما من به اوکان اعتماد کامل دارم! » همان موقع اوکان زنگ میزند و کمی از میز فاصله میگیرد. دجله به فیریس می گوید: «شاید نباید ما بهش بگیم این کار اشتباهه شاید باید از کسای دیگه بشنوه.»

ناگهان فکری به سر فیریس میزند و هیجان زده می گوید: «آره خودشه! » او وقتی سلن سر میز برمیگردد، می گوید که همین امشب از او در برنامه تلوزیونی دعوت کرده اند تا در مورد پروژه جدیدش صحبت کند و حتی پیشنهاد میدهد تا در مورد ازدواج و رابطه اش با اوکان هم صحبت کند که سورپرایز بشود و از سلن می خواهد در این مورد چیزی به اوکان نگوید. سلن با خوشحالی قبول می کند.

این را هم ببینید:  سریال ترکی خوبی قسمت ۳ سوم

شب وقتی سلن جلوی دوربین می رود، با هیجان در مورد ازدواجش با اوکان صحبت می کند. مجری هم عکسی از او و اوکان روی مانتیور پخش می کند. همان موقع زنی زنگ میزند و می گوید: «این مردی که کنار سلن خانمه رو من میشناسم. اسمش علیهان تونچه. همه دار و ندارمو بالا کشید و غیبش زد! » و بعد از ان هم چند نفر دیگر تماس می گیرند و می گویند که همین مرد با دروغ و دغل پول ها و مال و منالشان را بالا کشیده. سلن شوکه می شود و فیریس و دجله به زور جلوی خنده شان را می گیرند چون بالاخره از شر اوکان خلاص شده اند.

بیشتر ببینید:

ژولیده به خانه چینار زنگ میزند تا در در مورد قرارداد تبلیغات که باید به دستش برسد صحبت کند.

مادرش گوشی را جواب میدهد و با فهمیدن این که ژولیده حتی قبلا هم به خانه ی چینار امده، فورا او را به خانه دعوت می کند. پدر و مادر چینار با دیدن ژولیده او را حسابی می پسندند و چینار کمی خجالت زده می شود.

دجله شب به سمت خانه می رود که باریش را می بیند که منتظرش است. باریش از او خواهش می کند تا همراهش بیاید که کمی صحبت کنند. دجله قبول می کند. آنها کمی صحبت می کنند و باریش با لبخند می گوید: «واقعا برای حرف زدن باهات دلم تنگ شده بود دجله… »

این را هم ببینید:  سریال اگر مردی عاشق شود، قسمت ۱۸ هجدهم

وقتی برای تست اولیه مورات در کوچه جلوی دوربین می رود، ناگهان مردم سرش می ریزند و کارگردان که فهمیده او شخص معروفی است با عصبانیت می گوید که قرار نیست او را در این فیلم بازی بدهد اما در عوض مورات را برای پروژه ی بعدی اش مناسب می بیند. هم مورات و کیراچ از این موضوع خوشحال می شوند.

چینار که از دوستش شنیده، برن پیشنهاد بازی در فیلم مثبت هجده را قبول کرده، این را به کیراچ هم می گوید.

کیراچ عصبانی شده و همان شب سراغ سرکان می رود. سرکان که دلیل امدنش را میداند می گوید: «من برن رو از این کار منصرف نمیکنم چون انتخاب خودشه و واسش مشتاقه. بهت به عنوان یه پدر حق میدم ناراحت بشی اما به عنوان یه منیجر باید حرفه ای فکر کنی! » کیراچ می گوید: «همه اینا به خاطر مسئله چند سال پیشه نه؟ چون مانع همکاریت با طوبا بویوک استوک شدم! » و بعد با عصبانیت به او خیره شده و ادامه میدهد: «من حرفمو زدم بعد این همگی با هم میبینیم چی میشه. تضمین میکنم در کمترین زمان ممکن تورو دوباره برمیگردونم نیویورک! »

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.