سریال راهزنان قسمت ۴۲

هرمز در آشپز خانه کنار زینب ایستاده و از او درباره ملاقاتش با مادرش می پرسد.زینب می‌گوید که مادرش قبول نکرده که بگوید بی گناه است.هرمز میگوید که باید او را احساساتی می کرده است.زینب می‌گوید که مادرش با احساسات گول نمی‌خورد.هرمز هم حرف دخترش را تایید می‌کند.اوزلم وارد آشپزخانه می شود و به هرمز می‌گوید که می‌خواهد چند دقیقه با او صحبت کند.اوزلم می پرسد که واقعا آلپ ارسلان دیگر او را دوست ندارد؟هرمز می‌گوید که از عشق و عاشقی چیزی نمی داند،اما مطمئن است که آلپ ارسلان او را دوست دارد،ولی برای اینکه به او آسیبی نرسد،کاری که لازم بوده را انجام داده است.

هرمز اوزلم را تنها میگذارد.او به اسرا که مشغول کمک کردن برای جمع کردن ظرفهای غذا است می‌گوید:《در حق اوزلم دوستی کن،نکنه برای برگرداندن آلپ ارسلان دست به کار اشتباهی بزنه》

محمود برای شام به خانه نازلی رفته است.او به نازلی می‌گوید که خودش را ناراحت نکند،دنیا همین طور است و همه با هم دشمنی می کنند.یاران میگوید که خدیجه امروز به خانه آنها آمده و نازلی را تهدید کرده است.محمود می‌گوید که مریم برای خدیجه مهم نیست،اما به خاطر شوهرش اینشته و حاملگی اش طرف او را می گیرد.

محمود به نازلی می‌گوید که فقط چاکر بیلی ها خانواده او نیستند و روی خانواده خودش و برادرش سلیم هم حساب کند.نازلی،محمود و یاران را تنها می گذارد و می گوید که می رود استراحت کند.محمود به یاران می گوید که اگر مریم به زندان برود، هرمز نازلی را ترک می کند و بچه را هم از او می‌گیرد.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۲ دوم

بشیر در قمارخانه در حال قمار است.رها،انیشته و الیاس با ماشین از آنجا رد می شوند.رها از پنجره ماشین با مسلسل به سمت قمارخانه شروع به تیر اندازی می کند.بشیر که خبر را می‌شنود،دستور می‌دهد که زن ها خارج شوند و به افرادش می گوید که باید الیاس را بکشند.الیاس،انیشته و رها از در جلو و وهبی و بحری از در دیگری وارد قمارخانه می شوند.آنها تمام افراد را می کشند و بشیر را با خود می برند.

در کارگاه ثروت،بشیر را با زنجیری بسته اند و او را بالای کوره ذوب آهن نگه داشته اند‌.الیاس از بشیر می‌پرسد :《یادت میاد که گفتم آخرین صدایی که میشنوی صدای منه؟ 》و به انیشته با سر اشاره می‌کند.انیشته با شلیک چند گلوله او را می‌کشد.الیاس دستور می‌دهد که او را در کوره بیاندازند تا هیچ اثری از بشیر نماند.

اوزلم به خانه می رود.پدرش و اوزر همراه ایلماز در حیاط نشسته اند و نوشیدنی می‌خورند.اوزلم پیش آنها می رود و از پدرش میپرسد که مگر آنها دفتر حقوقی ندارند؟پس چرا هنوز مریم در بازداشتگاه پلیس است؟ و با آرزوی اینکه به آنها خوش نگذرد آنها را ترک می‌کند.بعد از رفتن اوزلم،اونال به اوزر می‌گوید:《اگه اوزلم نمیخواد برگرده لندن، اونو به هندوستان بفرست تا یوگا کار کنه و آروم بشه و اگر نه چند تا حرکت کاراته یادش میدم》ا

بیشتر ببینید:

وزر به ایلماز می‌گوید که پسرش دوست اوزلم است و به او بگوید که اوزلم را بیرون ببرد تا هوایش عوض شود‌.اونال از این پیشنهاد استقبال می‌کند،اما ایلماز میگوید که می‌خواهند کاری کنند که الیاس حساب پسر او را برسد؟ و وقتی که قضیه را جدی می‌بیند می‌گوید آنها از او قمار بازتر هستند.

این را هم ببینید:  دانلود سریال خاتون قسمت ۲۳ بیست و سه

نوشاد پیش رئیسش،داوود رفته است.او در حال آماده شدن برای رفتن به تاتر است و به نوشاد می‌گوید که نفر بعدی که باید در بازی شرکت داده شود سلیم است.

سلیم در ماشین نشسته که راننده نگه می‌دارد و می‌گوید که ایست بازرسی است.

مردی به طرف سلیم آمده و می‌گوید که نوشاد در ماشین جلویی منتظرش است.سلیم به طرف ماشین نوشاد میرود.نوشاد از او می خواهد که چند دقیقه صحبت کنند.

سلیم می‌گوید:《ولی حرف هایی که الان به من میزنی بین خودمون نمی مونه》نوشاد می‌گوید که اگر به او بگوید که محمود به الیاس شلیک کرده و او بوده که صدای ضبط شده مریم را برای پلیس فرستاده،باز هم حرفهایشان بین خودشان نمی ماند؟

هرمز برای دیدن مریم به بازداشتگاه می رود.او به مریم دو برگه می دهد و می گوید که یکی از آنها باعث آزادی اش می شود و دیگری الیاس و انیشته را هم همراه او نابود می کند و باید یکی از آنها را به دادگاه تحویل بدهد‌.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.