سریال چکاوک قسمت ۷۱

سر کلاس فریده از پنجره کامران را میبیند که به مدرسه می آید. او فکرش درگیر شده و دوست دارد زودتر زنگ کلاس بخورد.

در آشپزخانه عمارت، خدمتکاران در مورد بیماری نریمان صحبت میکنند و نمی‌دانند که کما چیست و فکر میکنند که شاید یک بیماری مسری باشد. آنها می‌گویند که نریمان به خاطر عاقبت کارهایش این اتفاق برایش افتاده است.

در مدرسه زنگ می خورد و فریده بیرون می آید. کامران پیش فریده می رود. فریده ابتدا تظاهر میکند که او را ندیده است. سپس حال او را می پرسد. کامران می‌گوید که فقط در کنار فریده حالش خوب است. او از فریده میخواهد که هر زمان به کمکی احتیاج داشت روی او حساب کند. فریده تشکر میکند. کامران از فریده میخواهد که به عمارت بیاید و با نجمیه صحبت کند، زیرا نجمیه قصد دارد که بچه اش را به کسی بدهد. فریده قبول میکند.

خدمتکار آزلیا در خانه به او خبر میدهد که فریده و کامران از یکدیگر جدا شده اند. آزلیا خوشحال می شود.

در مدرسه، کاتینا به کامران در مورد انتخاب دستیار توضیح می دهد و می‌گوید‌ که این فرصتی برای نزدیک شدن به فریده است. کامران با کاسه قرعه کشی داخل کلاس می رود و از بچه ها میخواهد که اسمهای خود را نوشته و داخل کاسه بیاندازند. فریده به عمد کاغذ سفید می اندازد. کامران کاسه را با کاسه دیگری که در کشو گذاشته بود عوض می کند و سپس برگه ای برداشته و اسم فریده را میخواند. فریده متعجب شده و اعتراض میکند. کامران از فریده میخواهد که خودش برگه ای بردارد. فریده برگه ای برداشته و دوباره اسم خودش را میبیند و عصبی می شود.

بیشتر ببینید:

فریده بعد از مدرسه به همراه کامران به عمارت پیش نجمیه می رود. او در حیاط مژگان را میبیند و به خاطر دلخوری از او با او سرد برخورد میکند. در اتاق نجمیه ، فریده با او صحبت کرده و از او میخواهد که در مورد بچه بیشتر فکر کند. نجمیه می‌گوید که نمی‌تواند بچه را نگه دارد و کسی در خانه بچه او را دوست نخواهد داشت و نمیخواهد به زور بچه اش را به کسی تحمیل کند. فریده می‌گوید‌ که اینگونه نیست و او شاید دوباره عاشق شده و ازدواج کند. نجمیه می‌گوید که با وضعیت او فقط افراد مشکل دار یا پیر سراغ او خواهند آمد. فریده باز هم از نجمیه میخواهد که فکر کند و زود تصمیم نگیرد.

در بازار، اهالی بازار به خاطر مشکلات خانوادگی سیف الدین و طلاق دادن بسیمه، با او خوب رفتار نمی‌کنند. دستیاران سیف الدین از این قضیه عصبی می شوند.

بسیمه از بیمارستان به خانه برگشته و فریده را میبیند. او به فریده می‌گوید که اگر به خاطر حرفهای او از کامران گذشته است، در تصمیمش تجدید نظر کند و او منظور بدی نداشته است. او از اینکه کامران در این چند روز حال و روز خوشی ندارد ناراحت است. فریده می گوید که به خاطر حرفهای بسیمه تصمیمش عوض نشده و حرفهای او فقط باعث تلنگری به فریده شده بود.

هنگامی که فریده میخواهد برود، یوسف پیش او آمده و می‌گوید که مژگان خیلی ناراحت است و نمیخواهد فریده از او دلخور باشد. او از فریده میخواهد که فردا با هم بیرون بروند و او و مژگان با هم صحبت کنند.

این را هم ببینید:  سریال بی صداقت - صداقت سیز قسمت ۳ سوم

فریده به مدرسه می رود. او میبیند که گلچه، دختری که روز قبل پدرش او را به مدرسه آورده بود، دوباره آمده است. گلچه نمیخواهد در مدرسه باشد و شروع به شکستن گلدان‌های سالن می کند. فریده پیش او آمده و گلچه را با خود به حیاط می برد و او را بالای درخت می برد و با او دوست می شود. ماسور و خدمتکار پدر گلچه دنبال گلچه می‌گردند و او را با فریده بالای درخت پیدا میکنند.

شب ماسور فریده را به اتاقش صدا زده و خبر می دهد که برای او کار پیدا کرده است. او می‌گوید که پدر گلچه دنبال معلم خصوصی بوده است و او فریده را معرفی کرده است و همچنین شهریه سه ماه او را پیشاپیش گرفته است. او پول را به فریده می دهد. فریده خوشحال شده و از ماسور تشکر میکند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.