دانلود سریال ساخت ایران ۳ قسمت ۲ دوم

غلام به خانه دایی اش می رود.او که می بیند ستاره عصبی است از او می پرسد که چرا ناراحت است؟ستاره می گوید که ظلی دم خانه اش مامور فرستاده است.غلام می خواهد بگوید که به ستاره علاقه دارد،ولی در همین زمان مرتضی می رسد و از غلام می پرسد که چرا گوشی اش را جواب نمی دهد؟غلام می گوید که نشنیده بوده و کارش چیست؟مرتضی می گوید که او برایش جلوی همسایه ها آبرو نذاشته است.ستاره آنها را تنها می گذارد.مرتضی می گوید که چرا برای پدرش قرص آورده است؟غلام می گوید که دایی خودش گفت که انرژی ندارد و او هم برایش انرژی زا آورد.مرتضی شاکی است و می گوید که پدرش یک لحظه هم جایی نمی ایستد و الان هم دارد ماشین را می شوید،اگر بلایی سر پدرش بیاید او را مقصر می داند.

فردا صبح غلام برای صبحانه نان می خرد و به اتاق دختر خاله اش می رود.عاطفه از او تشکر می کند و به همراه پسرش کامران و پسر غلام می رود تا صبحانه بیاورد.ستاره به غلام می گوید که غلام حسن،عاطفه را مانند مادرش می داند و چرا با او ازدواج نمی کند؟غلام می گوید که عاطفه خودش خواستگار دارد و آنها مانند خواهر و برادر هستند.غلام دوباره می خواهد درباره علاقه اش به ستاره بگوید که بچه ها و عاطفه می رسند.

ابی،فردی که مرتضی و غلام را دزدیده بود و قرار بود به دنبال سیا بگردد،با غلام تماس می گیرد.او می گوید که سیا با او تماس گرفته و دنبال میکروفن برای شنود می گشته است و می تواند لوکیشن سیا را به او بدهد.غلام با عجله به دنبال مرتضی در سالن کشتی می رود.مرتضی آنجا مستخدم است و در حال دستمال کشیدن آینه است که غلام از او می خواهد که همراهش بیاید.

این را هم ببینید:  دانلود و تماشای سریال ترکی از ما بهترون قسمت ۵۲ دوبله فارسی + خلاصه پاورقی سریال

ستوده در خانه اش به دنبال مهسا می گردد.او مهسا را در زیر زمین در حال مرمت یک اثر باستانی پیدا می کند و برای اینکه خوشحالش کند به او قول می دهد که چند آدم معروف را برای بازدید از گالری اش بیاورد.

سیا دم در گالری مهسا ایستاده و به یکی از مستخدمین میکروفن وصل می کند و از او می خواهد که نزدیک بیژن ستوده برود تا او بتواند صدایش را بشنود.مهسا در گالری در حال سخنرانی است و می گوید که جواهراتش براساس آسترولوژی کیهانی طراحی شده تا انرژی های مثبت را جذب کند.او مدام در حال تپق زدن است و با افرادی که درباره آثارش می پرسند دعوا می کند و می گوید که ارزش یک هنرمند کژوال را نمی فهمند.

در همین زمان مرتضی و غلام به دنبال سیا وارد نمایشگاه می شوند.مهسا آنها را به ستوده نشان می دهد و می گوید:《آخه کی این اسکلا رو راه داده نمایشگاه؟》در همین زمان شهرام،دوست بیژن که آدم قدرتمندی است به همراه همسرش وارد نمایشگاه می شود.

بیژن می خواهد با شهرام تنها حرف بزند و همسر شهرام همراه مهسا برای دیدن آثار هنری می رود.سیا به مستخدم می گوید که برای آنها شیرینی ببرد و میکروفن را در ظرف شیرینی پنهان کند.بیژن به شهرام می گوید که می خواهد کمکش کند تا لوح های هخامنشی را پیدا کنند و پول خوبی به دست بیاورند.شهرام می گوید که فعلا بابت اطلاعاتی که راجب لوح ها به او رسانده سی تومن به کارتش بریزد،او هم با فردی در ارتباط است که تمام مال خر های دهه شصت را می شناسد و می تواند با او آشنایش کند.سیاوش در حال گوش دادن به حرفهای بیژن است که مرتضی او را از روی زمین بلند می کند و به اتاقی می برد.غلام می گوید که چرا جواب او را نمی دهد و به کمکش نیاز دارد.سیاوش اول قبول نمی کند ولی با اصرار غلام می پذیرد.

بیشتر ببینید:

سیاوش وویسی برای خانم دکتر که همسر سابق بیژن است می فرستد و می گوید که توانسته اطلاعاتی از لوح های هخامنشی به دست بیاورد.

سیاوش،غلام و مرتضی را به خانه اش می برد.او می گوید که برای گیر انداختن ظلی به آنها کمک می کند،ولی آنها هم باید بعدا به او کمک کنند.او می گوید که می توانند زیر ماشین ظلی جی پی اس بگذارند.غلام می گوید که خودش کار را انجام می دهد.

سیاوش می گوید که ظلی آنها را می شناسد و باید از فرد دیگری استفاده کنند.در راه برگشتن به خانه،غلام به مرتضی می گوید که از دایی می خواهند که جی چی اس را وصل کند.مرتضی می گوید که مطمئن است که او قبول نمی کند.در خانه دایی،او از پیشنهاد غلام استقبال می کند و می گوید که همراه دوستش سرهنگ کار را انجام می دهد.

فردا صبح،نوذر و سرهنگ با هم به دم خانه ظلی می روند و می گویند که پستچی هستند و بسته آورده اند.یکی از افراد ظلی به نام سیانکی در را باز می کند و می گوید که کسی بسته سفارش نداده است،ولی با اصرار نوذر به داخل خانه می رود تا سفارش را پیگیری کند.

نوذر و سرهنگ وارد خانه می شوند و سرهنگ جی پی اس را زیر ماشین ظلی می گذارد.در همین زمان سرهنگ دوربین مداربسته را می بیند و برایش دست تکان می دهد و سلام می کند.سیانکی بر می‌گردد و از سرهنگ می پرسد که داخل خانه چه کار می کند؟سرهنگ می گوید که مشکل کلیه دارد و می خواسته از سرویس بهداشتی استفاده کند.سیانکی آن دو را بیرون می کند.

این را هم ببینید:  سریال از ما بهترون قسمت ۷۳

مدتی بعد،ظلی سوار ماشین می شود و می رود.غلام و مرتضی او را تعقیب می کنند.وقتی که ماشین می ایستد،آنها لوکیشن محل را برای سیاوش می فرستند.سیاوش پیش آنها می رود و با خودش پهپاد می آورد.او با دوربین پهپاد محوطه را بررسی می کند و می گوید که آنجا شامل چندین استخر ماهی است،اما کنار آن همه استخر یک سوله است که دوربین های امنیتی زیادی دارد و آنها باید هر جور شده خود را به سوله برسانند و سرور دوربین ها را به دست بیاورند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.