سریال قیام عثمان قسمت ۳۲۰ دوبله فارسی

گوندوز بیگ به همراه بیگ های قبیله به قلعه هارمان کایا رفته و شروع به سخنرانی برای بیگ ها میکند. او می‌گوید که آنها باید همگی با هم متحد باشند تا باز هم فتوحات دیگری نیز داشته باشند. سپس سکه های غنیمت گرفته شده از قلعه را بین بیگ ها پخش می‌کند. بیگ ها از او راضی هستند.

بوران به جنگل رفته و عثمان و افرادش را پیدا میکند. او خبر تبعید خاتون ها و حمله به آنها را به عثمان می دهد و در مورد مجروح شدن سلجان خاتون می‌گوید. عثمان به شدت عصبانی و ناراحت می شود و میگوید که هرطور شده باید به دیدن سلجان خاتون برود.او از بوران میخواهد که پیش شیخ ادبالی برود و از او بخواهد که مریدان را جمع کند تا درگاه شلوغ بشود و او در این میان بتواند به آنجا برود. بوران سعی دارد عثمان را منصرف کند، اما عثمان می‌گوید‌ که تحت هر شرایطی باید به دیدن سلجان خاتون برود. بوران قبول میکند.

در سوگوت، خاتون ها دور سلجان خاتون جمع شده اند. حال سلجان خاتون خوب نیست و همگی بالای سر او گریه میکنند.

بیشتر ببینید:

عثمان شب خودش را به سوگوت رسانده و به درگاه شیخ ادبالی می رود و پنهانی به اتاق به دیدن سلجان خاتون می رود. کومرال ابدال می‌گوید که حال سلجان خاتون بهتر شده است. خاتون ها نیز از دیدن عثمان خوشحال می شوند. عثمان می‌گوید که نقشه‌ای دارد و همه باید تظاهر کنند که سلجان خاتون مرده است تا وزیر را به تله بیندازند.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۴۷ سیصد و چهل و هفت

افراد وزیر که درگاه شیخ ادبالی را زیر نظر دارند، چند نفر را که صورت خود را پوشانده اند، در حال ورود به درگاه می‌بینند. آنها پیش وزیر رفته و به او خبر می‌دهند که چند نفر ناشناس به درگاه رفته اند و حتما عثمان یکی از آنهاست. وزیر سریع به درگاه می رود و دستور می دهد که آنجا را بگردند. او متوجه می شود که سلجان خاتون فوت کرده است. خاتون ها از اینکه وزیر در آن شرایط در اتاقی که میت وجود دارد به دنبال عثمان می گردند، عصبانی شده و می‌گویند که آنها حرمت مرده را نگه نمی دارند. افراد وزیر اهمیت نداده و به کارشان ادامه می دهند. آنها آن چند نفر که صورتشان را پوشانده بودند پیدا کرده و متوجه می شوند که عثمان بین آنها نیست. وزیر عصبی می شود. شیخ ادبالی با عصبانیت به وزیر هشدار می دهد که به خاطر بدی‌هایی که در قلبش دارد، تاوان این کارها را پس خواهد داد. وزیر به او می‌گوید که به زودی از آنها حساب پس خواهد گرفت. فرمان خنجرش را زیر گلوی درویش آکچا می‌گذارد. وزیر از افرادش میخواهد که شمشیرهایشان را غلاف کند.سپس می روند.

عثمان و افرادش که پنهانی از درگاه بیرون آمده‌اند، به کاروانسرا می روند. عثمان داخل اتاق وزیر رفته و منتظر برگشتن او میماند و قصد دارد که او را بکشد.

وقتی وزیر به اتاق خود می رود، عثمان مقابل او می ایستد. وزیر سربازانش را صدا می زند، اما تورگوت بیگ و کوسس و افراد عثمان به آنها حمله میکنند و با آنها درگیر می شوند. عثمان و وزیر در اتاق درگیر می شوند و عثمان با شمشیر خود وزیر را می زند. وزیر نقش زمین می شود.

این را هم ببینید:  سریال جناب عالی قسمت ۷
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.