قسمت هفتاد و سوم سریال چکاوک قسمت ۷۳ با دوبله فارسی

یوسف و مژگان ، فریده را دم خانه مراد می رسانند و می روند. گلچه حین درس خواندن خوابش می برد. فریده به خدمتکار می‌گوید که می رود و در روز تعطیل کلاس جبرانی می‌گذارد. خدمتکار می‌گوید که اگر آقا مراد به خانه بیاید و او زودتر رفته باشد، عصبانی می شود. همان موقع مراد به خانه آمده و مستقیم به اتاقش می رود. فریده از برخورد او کلافه می شود.

کامران به خانه می رود و از خدمتکار سراغ یوسف را میگیرد. خدمتکار می‌گوید‌ که یوسف قرار بود به دیدن فریده برود. کامران به شدت عصبی شده و بیرون می رود.

کامران به مغازه پیش سیف الدین می رود. او پیشنهاد میدهد که بهتر است نجمیه را به یوسف بدهند تا حرف و حدیث ها نیز تمام بشود.

در خانه مراد ، خدمتکار پیش فریده آمده و می‌گوید‌ که مراد می‌خواهد او را ببیند. فریده با حرص می‌گوید که او نمیخواهد آقا مراد را ببینند. سپس بی اعتنا از خانه بیرون می رود. مراد متوجه شده و با عصبانیت از خدمتکار میخواهد که فریده را برگرداند.

در مغازه ، کامران به ناچار به سیف الدین می‌گوید که نجمیه حامله است. سیف الدین شوکه می شود.

یوسف و مژگان به عمارت برمیگردند. آنها از اینکه فریده مشغول به کار شده است ناراحت و نگران هستند. مژگان در مورد اینکه کسی در زندگی یوسف است یا نه، از او سوال میکند. یوسف نیز غیر مستقیم به او می فهماند که از او خوشش می آید. مژگان دستمالی را که برای یوسف گلدوزی کرده بود به او می دهد. سپس با خجالت سریع داخل عمارت می رود.

بیشتر ببینید:

خدمتکار مراد فریده را به خانه برمیگراند. فریده با حرص داخل اتاق مراد می رود. او از اینکه مراد او را به زور به خانه آورده است از او گلایه میکند. مراد معذرت خواهی کرده و خودش را معرفی میکند. فریده نیز به سردی خودش را معرفی میکند. سپس سریع خداحافظی کرده و می رود.

کامران به عمارت می رود و با طعنه به یوسف می‌گوید‌ که خبر دارد امروز به مدرسه دنبال فریده رفته بود. یوسف می‌گوید که او برای اینکه مژگان فریده را ببیند دنبال فریده رفته بود، اما آنها متوجه شدند که فریده سر کار می رود. کامران شوکه می شود. او آدرس خانه ای که فریده آنجا تدریس میکند را میگیرد و دم خانه مراد می رود.

کامران با عصبانیت به مراد می‌گوید که نمیخواهد نامزدش در آنجا کار کند. مراد می‌گوید که او حق دخالت ندارد و خود فریده باید استعفا بدهد. سپس در را بسته و داخل می رود.

مراد از خدمتکار میخواهد که فردا به مدرسه برود و بگوید که معلم دیگری برای گلچه بفرستند، زیرا نمیخواهد فریده به دخترش نزدیک بشود و دنبال دردسر نیست.

کامران به مدرسه رفته و با فریده به خاطر کار کردنش دعوا میکند. فریده با عصبانیت میگوید که او نمی‌تواند در کارهایش دخالت کند.

شب وقتی سیف الدین به عمارت می رود، به بسیمه می‌گوید که از بارداری نجمیه خبر دارد. نجمیه از پشت دیوار حرف او را شنیده و سریع به اتاقش برمی‌گردد. کمی بعد سیف الدین به اتاق پیش نجمیه می رود. نجمیه ابتدا از سیف الدین می ترسد، اما سیف الدین او را بغل میکند و گریه میکند.

این را هم ببینید:  سریال فرزند راز مادر است قسمت ۵ پنجم

کامران به مغازه سیف الدین می رود. آخر شب کاتینا و دستیارانش نیز به آنجا رفته و با دیدن کامران متعجب می شوند. آنها همگی مشغول خوردن مشروب می شوند. کاتینا به کامران می‌گوید‌ که فریده در مدرسه به هیچکس در مورد جدایی شان نگفته است، زیرا امیدوار است که دوباره پیش کامران برگردد. کامران متعجب شده و به فکر می رود.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.