دانلود و پاورقی سریال ترکی راهزنان قسمت ۲۴۶ دویست و چهل و ششم با دوبله فارسی – Rahzanan Serial Part 246

 

پلیس ها یاشار را نیز دستگیر میکنند. تیپی در انبار خود پنهان شده است. آتش پیش او آمده و خبر میدهد که گونول و امینه را که به بیمارستان رفته بودند ، به شرکت آورده است. تیپی از اینکه او آنها را به آنجا آورده است عصبی می شود. آتش می‌گوید که در بیمارستان یک نفر امینه را از پله ها هل داده است. تیپی سریع به طبقه بالا پیش گونول و امینه و فکرت می رود. امینه می‌گوید‌ که حالش خوب است و فقط کمی پایش آسیب دیده است. گونول خودش را مقصر می داند و می‌گوید که به خاطر اینکه به بیمارستان رفتند این اتفاق افتاد. او می‌گوید که برای تعیین جنسیت بچه رفته بودند. سپس می‌گوید‌ که قرار است دختر دار بشوند. تیپی خوشحال شده و می‌گوید که زینب به دنیا می آید. او امینه و گونول را به خانه میفرستد. فکرت می‌گوید که پشت این قضیه اکرام است که برای مرسل کار میکند. تیپی به فکرت می‌گوید‌ که میخواهد خودش را تسلیم کند تا بلایی سر خانواده اش نیاید. او از فکرت میخواهد که به پلیس زنگ بزند تا تسلیم بشود.

مامورین پلیس به شرکت تیپی رفته و او را دستگیر میکنند.

در زندان ، هرمز غذا درست کرده و با یاشار سر میز می نشینند. یاشار به او می‌گوید که شنیده است تیپی خودش را تسلیم کرده است. کمی بعد تیپی را نیز به سلول آنها می برند. هرمز از اینکه تیپی خودش را تسلیم کرده است، کلافه است. تیپی می‌گوید که به خاطر امنیت خانواده‌ اش این کار را کرده است. او به هرمز خبر می دهد که قرار است دختر دار بشود و زینب به دنیا می آید. هرمز تبریک گفته و با طعنه می‌گوید‌ که نیازی نبود برای دادن این خبر خودش را تسلیم کند و به آنجا بیاید.

بیشتر ببینید:

آلپ ارسلان و الیاس و بحری داخل یک کلبه کوچک پنهان شده اند و مشغول غذا خوردن هستند. الیاس می‌گوید که باید هر طور شده مرسل را پیدا کنند و او را بکشند.او می‌گوید که باید با نوشاد صحبت کنند و از او بخواهند که آدرس مرسل را بدهد. بحری می‌گوید که این کار خطرناک است. الیاس با کلافگی می‌گوید که آنها چاره دیگری ندارند و نمی‌توانند تا ابد داخل کلبه پنهان شوند.

آنها با ماشین دم یک کیوسک تلفن می روند. آلپ ارسلان با نوشاد تماس گرفته و می‌گوید که باید او را ببیند. سپس در محلی که قبلاً یکدیگر را دیده بودند، با او قرار می‌گذارد. نوشاد می‌گوید‌ که فردا صبح به آنجا می رود.

صبح روز بعد، خدیجه و انیشته و لطفیه و عدنان برای خرید در بازار هستند.‌ هنگامی که آنها به سمت ماشین می روند ، یک نفر به آنها تیراندازی میکند. یک تیر به شانه عدنان می خورد. انیشته سریع با اسلحه خود به آن مرد شلیک کرده و او را می کشد.

آلپ ارسلان به محل قرار با نوشاد رفته و منتظر می ماند. بحری و الیاس نیز داخل ماشین هستند. نوشاد می آید و آلپ ارسلان سوار ماشین او می شود. نوشاد که میداند او نشانی مرسل را می خواهد، تکه کاغذی به او داده و از او میخواهد که سریع کاغذ را نابود کند و از ماشین نیز پیاده بشود، زیرا ممکن است پلیس ها او را تعقیب کرده باشند. آلپ ارسلان پیاده شده و نوشاد می رود. همان لحظه ماشین پلیس می رسد. آلپ ارسلان کاغذ آدرس را می خورد. پلیس ها او را دستگیر میکنند. بحری و الیاس این صحنه را می بینند.

این را هم ببینید:  سریال رویاها و واقعیت‌ها قسمت ۲۴ بیست و چهارم

انیشته به خاطر تیراندازی به آن مرد و کشتن او، دستگیر شده و به سلول پیش بقیه می رود. او به هرمز خبر می دهد که آلپ ارسلان را نیز گرفته اند. هرمز عصبی می شود.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.