سریال راهزنان قسمت ۲۴۷ دویست و چهل و هفتم

در خانه ، مروه به خاطر دستگیری پدرش و مشکلات اخیر خانواده گریه میکند. خدیجه پیش او آمده و او را دلداری می دهد. هرمز به سالن پیش سردا می آید. سردا به او پیشنهاد میدهد که بهتر است با پدرش آشتی کند و پیش او برگردد تا اکرام بتواند به آنها برای آزادی هرمز و بقیه کمک کند. هرمز علی می‌گوید که کاری از دست اکرام بر نمی آید و بعد از این هیچکس نمی‌تواند برای آنها کاری بکند.

جیران به آنجا آمده و در اتاق دیگر با مریم و خیریه نشسته است. مریم از جیران میخواهد که قرار ملاقاتی برای او ترتیب بدهد تا هرمز را ببیند، زیرا با او حرف دارد. خیریه میپرسد که با هرمز چه کار دارد. خدیجه به خیریه می‌گوید که مریم میخواهد با شوهرش صحبت کند و او نباید دخالت کند. جیران می‌گوید که قبلاً با آلپ ارسلان صحبت کرده بود و شاید بتواند او را بیرون بیاورد.

جیران از اتاق بیرون رفته و مریم پیش او می رود. جیران علت ملاقات او با هرمز را می پرسد. مریم می‌گوید که میخواهد اجازه بگیرد که وضعیت را مدیریت کند، زیرا اگر ادامه پیدا کند، دیگر خانواده ای نخواهد ماند.

جیران هرمز علی را صدا می زند تا با هم به خانه برگردند.

بیشتر ببینید:

صبح روز بعد، هرمز علی به خانه هرمز می رود. مریم آماده شده و از سردا و هرمز علی میخواهد که همراه او بیایند، زیرا میخواهد پیش اکرام برود و با صحبت کند تا شاید سردا را ببخشد و او را قبول کند.

این را هم ببینید:  سریال بابا قسمت ۶ ششم

هرمز و یاشار در حیاط زندان مشغول توپ بازی هستند. انیشته پیش آنها آمده و به هرمز خبر می دهد که ملاقاتی دارد. هرمز به اتاق ملاقات می رود و مریم را میبیند. مریم می‌گوید که جیران ملاقات را جور کرده است. او از هرمز میپرسد که باید چه کار کنند . هرمز می‌گوید‌ تنها چیزی که به فکرش می‌رسد این است که آنها همگی پیش اونال بروند تا اونال آنها را به جای دوری بفرستد تا در امان باشند. مریم با طعنه یادآوری میکند که سری پیش به کارادنیز رفته بودند و دخترشان را از دست دادند. سپس می‌گوید‌ که خودش فکری در سر دارد، اما آنجا نمی‌تواند چیزی بگوید زیرا شنود می شود. هرمز با کلافگی از او میخواهد که هیچ کاری نکند. مریم بی اهمیت به حرف هرمز، از او می‌پرسد که اگر هرکاری بکند و حتی باعث بشود که پسرش کشته شود، باز هم هرمز به او اعتماد میکند؟ هرمز می‌گوید‌ که همیشه به او اعتماد دارد و زمانی که دخترشان نیز مرد ، مریم هیچوقت او را مقصر ندانسته بود.

بعد از رفتن مریم ، هرمز با آشفتگی به سلول برگشته و حرفهای مرموز مریم را به تیپی و یاشار می‌گوید.

در کلانتری ، جیران با لباس نظافتچی مشغول تمیز کردن سرویس بهداشتی است. پلیس ها آلپ ارسلان را به سرویس بهداشتی می برند. جیران از قبل کلید دستبند ها را داخل سرویس گذاشته است. آلپ ارسلان دستهای خود را باز کرده و لباس پلیسی را که داخل سرویس بهداشتی است می پوشد و با ظاهر پلیس بیرون می آید و از کلانتری فرار میکند. او سوار ماشین بحری و الیاس می شود. جیران نیز می آید و آنها سریع می روند.

این را هم ببینید:  سریال سه خواهر قسمت ۶ ششم

مریم و هرمز علی و سردا و خورشید دم هتل می روند تا مریم پیش اکرام برود. مریم هرمز علی را پیاده میکند و به هرمز علی می‌گوید‌ که اگر ثابت کند تمام بلاهایی که سر آنها آمده است کار اکرام است، با او تماس می‌گیرد تا تمام لحظه سردا را بکشد، و اگر او سردا را نکشد، خورشید هرمز علی را خواهد کشت. هرمز علی به ناچار قبول میکند. مریم داخل می رود.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.