سریال راهزنان قسمت ۴۶ چهل و ششم

زینب و عمر در ماشین پیش جعفر نشسته اند و در انتظار پدرشان هستند.جلسه هرمز تمام میشود و او پیش آنها می‌آید تا با هم به ملاقات مریم بروند.

در زندان،مریم پیش هم بندی هایش نشسته که مسئول زندان او را صدا زده و می‌گوید که عجله کند،بچه هایش منتظرش هستند.زینب با دیدن مادرش او را در  آغوش می‌گیرد و گریه می‌کند.هر چهار نفر پشت میز ملاقات می‌نشینند.زینب از مادرش می‌خواهد که لج بازی را تمام کند و به خانه برگردد.مریم می‌گوید که او لج بازی نمی‌کند و وقتی اوضاع بهتر شد به خانه می آید،شاید تا آن زمان قدرش را بیشتر بدانند.هرمز می‌گوید که هر کاری میکند تا او را زودتر به خانه برگرداند.

نوشاد و همکارش سوار ماشین هستند.همکار نوشاد می گوید که از شنود تلفنی فهمیده اند که محمود مرده است.نوشاد می گوید که نفر بعدی رافیک است،چون هرمز قبلا روی سر رافیک کیسه کشیده بود و ممکن است که او هرمز را بفروشد.همکار نوشاد می گوید که افراد هرمز این چند وقته کارهایی پنهانی انجام داده اند و نقشه ای در کار است.

هرمز بعد از ملاقات با مریم به همراه آلپ ارسلان به دیدن کارتال میرود.کارتال از هرمز استقبال می‌کند و او را به دفترش می‌برد و برایش نوشیدنی میریزد.

کارتال از هرمز می‌پرسد که چه کاری می‌تواند برایش انجام دهد؟هرمز می‌گوید که او روابطش با دولت خوب است.کارتال تایید کرده و می‌گوید که او با هیچ دولتی ارتباط بدی ندارد.هرمز از کارتال می خواهد که مدتی برای دولت بهانه بیاورد و خودش را از فروش اسلحه کنار بکشد،او هم در عوض خسارتش را جبران می‌کند.کارتال قبول کرده و می‌گوید:《اما من بیشتر از خسارتم می‌خوام》هرمز می‌گوید که پول برایش مهم نیست.کارتال از هرمز میپرسد که شنیده نوشاد زنده است،آیا راست است؟هرمز میگوید:《از من نشنیده بگیر،بله هست》هرمز بلند شده و بعد از خداحافظی میرود.نوشاد از قبل پشت پرده دفتر کارتال پنهان شده بود.او بیرون‌ می آید و از لای پرده کرکره رفتن هرمز را نگاه میکند.نوشاد می‌گوید که گاهی از کارهای هرمز متعجب می‌شود،چون زمانی خیلی عاقل است و زمانی به عقل او شک می‌کند،او آمده و از آدم دولت همکاری می‌خواهد.

بیشتر ببینید:

در عمارت اونال،اوزر ‌کنار او نشسته و می گوید که هرمز می خواهد به دولت حمله کند،اما چیزی درباره جزئیاتش نگفته است.اونال میگوید :《تا وقتی که هرمز با من نجنگه مشکلی ندارم و تا وقتی که با دولت بجنگه اصلا مشکلی ندارم》

اوزر میپرسد که بعد از این قضایا دولت دوباره به سمت او می آید؟اونال با خنده تایید می کند و میگوید:《من تاجرم،هرمز دیوونست،دولت با تاجر کار میکنه دیونه رو تیمار میکنه》

تیپی چند مرد را به خانه برده تا همه جا را بگردند و دستگاه شنود را پیدا کنند.امینه وارد شده و علت را میپرسد.تیپی می‌گوید که آنها را شنود میکنند و اگر نه هرمز از کجا میدانسته که نورتن در خانه آتش است.امینه می‌گوید که به آتش اطمینان ندارد و حتما خودش گفته است.

در خانه هرمز،همه اعضای فامیل به همراه اوزلم دور میز شام نشسته اند.بعد از غذا،اوزلم از الیاس میپرسد که چرا آلپ ارسلان نیامده است؟ الیاس میگوید که تا پشت در آمده و وقتی فهمیده که اوزلم آنجاست برگشته است.مبجل از اوزلم می‌خواهد که به پیش آنها در آشپز خانه برود.همان موقع هرمز به مردها می‌گوید که جلسه دارند و همگی باید به زیر زمین بروند و کسی مزاحمشان نشود.آنها ثروت را هم با خود می‌برند.مبجل می گوید که خودش بعدا از ثروت میپرسد که جریان چیست.هرمز از مبجل می‌پرسد که می‌خواهد او هم با آنها در جلسه شرکت کند؟ثروت می‌گوید که دهانش قرص است و به مبجل چیزی نمیگوید‌.مبجل سکوت می‌کند.

این را هم ببینید:  راهزنان در دنیا حکومت نمی‌کنند | قسمت ۶۹

در زیر زمین هرمز به ثروت می‌ گوید که بنشیند و با صدای بلند با خودش حرف بزند تا آنها برگردند.هرمز به همراه انیشته،جعفر،آلپ ارسلان و الیاس از در پشتی زیر زمین بیرون میروند و همراه بحری،وهبی،رها و ازبر به انبار پول کارتال حمله می‌کنند.ازبر به آنها خبر می دهد که تمام دوربین ها را با کاغذ پوشانده اند.آنها بعد از کشتن نگهبانان وارد انبار می‌شوند که پر از پول است.هرمز دسته ای اسکناس برداشته و می‌گوید که همه جمع شوند و یک نفر از آنها عکس بگیرد.ازبر از هرمز و گروهش در حالی که دسته ای پول را به هوا پرت می‌کند عکس می گیرد.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.