روزگارانی در چوکوروا قسمت ۱۲۶: بتول و حشمت

بتول که با رد کردن پیشنهاد دوستی حشمت چالاک را رد کرده بود حالا با شکایت زلیخا روبرو شده.

او که راه فراری ندارد به حشمت باز می‌گردد و در واقع به دوستی او آره می‌گه.

حالا بتول به اعتبار او در چوکوروا، و ترس و احترامی که برایش قائلند می‌تواند شاهدین دادگاه را بترساند و آن‌ها را منصرف کند.

بتول که پیش از این هم دیده بودیم با رابطه‌اش حشمت را خام خود کرده بود، شرطی از او می‌بیند که قیمت خوبی گیرش بیاید.

بیشتر ببینید:

مادر عزیزم ۷۰

خوبی ۵

این همکاری که تمام شد، رابطه نزدیک‌تری پیدا می‌کنند. حشمت یک گردنبند گران‌قیمت می‌دهد و دست او را می‌گیرد و با هم در میان جماعت ظاهر می‌شوند.

شرمین عصبی شده و با چالاک درگیر می‌شود. بتول هم اعتراضات مادرش را نادیده می‌گیرد.

مهمت و عبدالقدیر همه چیز را می‌فهمند و از خباثت آن‌ها با خبر می‌شوند. عبدالقدیر به سراغ بتول می‌رود و آن‌جا گلوی او را فشار می‌دهد و از او می‌خواهد که قیمت را در معاشقه‌اش از زیر زبان حشمت بیرون بکشد. بتول هم می‌پذیرد. ل

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.