سریال سیب ممنوعه قسمت ۳۷۴ سیصد و هفتاد و چهارم

غمزه به خانه پیش ییلدیز می رود و یادآوری میکند که فردا افتتاحیه فروش دستبند های آنهاست. ییلدیز که یادش رفته بود، با جانر تماس می‌گیرد و از او میخواهد که برای فردا مشتری های پولدارشان را در رستوران جمع کنند تا آنها شوی دستبند داشته باشند.

در شرکت چاتای به اتاق دوعان می رود و بابت اینکه او کومرو را از خانه بیرون کرده است از او ایراد میگیرد. دوعان عصبانی شده و از او میخواهد که اسم دخترش را به زبان نیاورد. چاتای با طعنه می‌گوید‌ که همه زنهایی که در زندگی دوعان هستند عاشق او هستند. همان لحظه ییلدیز بابت هالیت جان با چاتای تماس می‌گیرد. چاتای به عمد مقابل دوعان با لحن صمیمی با ییلدیز صحبت میکند و دوعان را عصبی کند. سپس بیرون می آید و ادامه صحبتش با ییلدیز را عادی ادامه می دهد.

در خانه، آسمان به ییلدیز خبر می دهد که کومرو به خانه ازگی رفته است. ییلدیز تصمیم میگیرد که هر طور شده کومرو را به خانه برگرداند تا پیش دوعان خودش را محبوب کند و بعد کاری کند که با اذیت هایش، کومرو خودش خانه را ترک کند تا دیگر دوعان مقصر نباشد و عذاب وجدان نگیرد.

امیر و جانر به خاطر اینکه عمر قصد دارد به دبی برود، در رستوران برای او مهمانی خداحافظی میگیرند.

وقتی دوعان به خانه می رود، ییلدیز می‌گوید که به مهمانی خداحافظی عمر می رود. دوعان می‌گوید‌ که او حوصله رفتن به آنجا را ندارد و از ییلدیز می خواهد که تنها برود. در خانه چاتای نیز اندر آماده شده تا برای مهمانی عمر برود. چاتای به خاطر مشکلش با عمر به آنجا نمی رود.

بیشتر ببینید:

در مهمانی ، اندر و ییلدیز با یکدیگر بحث میکنند. اندر به ییلدیز می‌گوید که او به زور و با کلک خودش را به دوعان نزدیک کرده است. ییلدیز عصبانی شده و روی کیف اندر شراب می ریزد. اندر نیز کت ییلدیز را پاره می کند. بقیه آنها را از یکدیگر جدا می کنند.

دوعان در حیاط است و چاتای به عمد آنجا می رود تا با حرفهایش دوعان را عصبی کند. او از دوعان میپرسد که چه زمانی می‌خواهند ازدواج دروغینشان را با ییلدیز تمام کنند؟ دوعان می‌گوید‌ که ازدواج آنها واقعی است و سپس با طعنه تاریخ ازدواج چاتای و اندر را می پرسد. چاتای می‌گوید که آنها عجله ای ندارند و منتظر است که اول دوعان طلاق بگیرد.

شب در خانه ازگی، ازگی به کومرو می‌گوید‌ که دوعان در نبود کومرو آشفته و پریشان است. کومرو با خوشحالی می‌گوید‌ که به زودی متوجه می شود که چه بی انصافی در حق او کرده است. یکی از همسایه های ازگی به خانه او می رود. ازگی می‌گوید که کومرو از همکاران او است. همسایه ازگی، در مورد غیبت های ازگی از کومرو که صاحب کار ازگی است، از کومرو سوال میکند و مقابل کومرو ادای او را در می آورد و می‌گوید‌ که ازگی برای او تعریف کرده است. ازگی دستپاچه شده و همسایه اش را راهی میکند. کومرو به ایکس می‌گوید که به خاطر خوبی که در حقش کرده است، این رسوایی او را نادیده میگیرد.

این را هم ببینید:  سریال ترکی مادر عزیزم قسمت ۶۸ شصت و هشتم

روز بعد در خانه دوعان ، ییلدیز به دوعان می‌گوید که میخواهد به مراسم افتتاحیه فروش دستبندهایشان در رستوران برود و سپس شب به بورسا پیش یکی از دوستانش می رود. او چمدانش را برداشته و از خانه می رود.

اندر و چاتای به مراسمی در مورد شرکت می روند که قرار است جوایز صادرات اهدا بشود. دوعان برای اینکه چاتای را عصبی کند، از آنجایی که میداند ماجرای نامزدی چاتای و اندر ساختگی است ، در مراسم اهدای جوایز صادرات مقابل همه می‌گوید که امروز اندر و چاتای می خواهند تاریخ عقد خودشان را اعلام کنند. او آنها را در عمل انجام شده قرار می دهد. هنگامی که اندر برای گرفتن جایزه خود بالای سن می رود، به ناچار تاریخی را مقابل همه اعلام میکند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.