سریال قیام عثمان قسمت ۸۴ هشتاد و چهار

 

در چادر بالاخاتون دچار درد زایمان می شود. سلجان خاتون و عایشه و مالهون خاتون بالای سر او می روند.

در جنگل عثمان و افرادش سراغ گیخاتو می روند.

نیکولا که وضعیت را میبیند ، به افرادش دستور عقب نشینی می دهد.

یکی از افراد وزیر از قونیه پیش او می آید.وزیر از او میخواهد که کونور را تعقیب کند زیرا حس میکند که کونور به او خیانت کرده و طرف عثمان است. وزیر جنگجویان عثمان را اسیر می کند. جرکوتای تیر خورده و به شدت مجروح است. وزیر دستور می دهد که سربازان عثمان را به تنه درخت ببندند و آنها را داخل قفسی که در زمین درست کرده اند بیندازند. جرکوتای حال خوبی ندارد و جنگجویان دیگر مراقب او هستند و از او می‌خواهند که طاقت بیاورد.

داخل چادر، سلجان خاتون متوجه می شود که درد زایمان زودرس بالاخاتون غیر طبیعی است و به عایشه می‌گوید‌ که او زایمان سختی پیش رو خواهد داشت. کمی بعد درد زایمان قطع می شود.

وزیر عالمشاه به همراه افرادش به قبیله می روند و به مالهون خاتون می‌گوید که برای دستگیری خاتون ها به جرم همکاری با عثمان آمده است. مالهون خاتون با عصبانیت میگوید که بالاخاتون در حال زایمان است و او نمی تواند بیاید. وزیر زیر بار نرفته و به زور می‌گوید که همه را همراه خودش می برد. عایشه پنهانی به آی‌گل خبر می دهد که سریع به قلعه برود زیرا گوندوز آنجاست و موضوع را به او بگوید.

کوسس و گوندوز در قلعه نیکولا هستند.‌انها از اینکه نیکولا پشت عثمان را خالی کرده و عقب نشینی کرده است با نیکولا بحث میکنند. نیکولا با طعنه به گوندوز می‌گوید‌ که خود او نیز پشت برادرش را خالی کرده بود. کوسس به نیکولا هشدار می دهد که وزیر دیگر می داند که او پشت عثمان بوده و راه برگشتی ندارد. سپس می روند.

این را هم ببینید:  سریال جیران قسمت ۱۰ دهم - تیزر

آی‌گل به قلعه هارمان کایا رسیده و می فهمد که گوندوز و کوسس از آنجا رفته اند. او ماری را میبیند و موضوع را به او می‌گوید. ماری تصمیم میگیرد که برای کمک به خاتون ها کاری کند. او به همراه کورنلیا به جنگل می رود.

بیشتر ببینید:

افراد وزیر خاتون ها را سوار گاری کرده و به سوگوت می فرستد. اهالی قبیله سعی دارند جلوی وزیر را بگیرند، اما نمی توانند. وزیر خودش به سوگوت رفته و از افرادش می خواهد که خاتون ها را بیاورند.

در مسیر،ماری به کمک خاتون ها رفته و با کورنلیا به گاری حمله میکند و خاتون ها را فراری می دهد.

مینگیان گیخاتو را داخل غار می برد و روی زخم های او داغ می گذارد.

کونور سربازان را به سمت دیگری می فرستد و خودش از طریق رد خون پیش عثمان و تورگوت می رسد. کسی که کونور را تعقیب کرده بود این صحنه را می بیند.

خاتون ها داخل غاری می روند تا پنهان شوند. بالاخاتون دوباره درد زایمان دارد. مالهون خاتون و سلجان خاتون به او کمک می‌کنند تا زایمان کند. بچه بالاخاتون در غار به دنیا می آید.

عثمان و افرادش نیز داخل غاری می روند تا صبح دنبال گیخاتو بروند.

روز بعد عثمان و افرادش در جنگل با گیخاتو رو به رو شده و دوباره درگیر می شوند. کوسس و گوندوز به کمک عثمان می روند. گیخاتو دوباره فرار میکند و آنها مینگیان را اسیر می کنند. آی‌گل نیز پیش آنها آمده و به عثمان خبر می دهد که وزیر جنگجویان او را اسیر کرده است و خاتون ها را نیز از قبیله برده است، اما آنها فرار کرده اند. تورگوت بیگ مینگیان را پیش وزیر می برد و از او میخواهد که جنگجویان عثمان را آزاد کند تا مینگیان را که جعبه راز گیخاتو است و به درد او میخورد ، به او بدهد. وزیر به ناچار قبول میکند.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۳ سوم

عثمان به غاری که خاتون ها هستند می رسد و با دیدن بچه اش خوشحال می شود. او می‌گوید که باید به قبیله برگردند تا جشن بگیرند. او می‌گوید که اسم پسرش را علاالدین می گذارد. بالاخاتون نیز قبول میکند.

در قبیله همه دور هم جمع شده و شیخ ادبالی در گوش بچه اذان می گوید.

وزیر با خبر می شود که کونور به او خیانت میکند. او چیزی به رویش نمی آورد تا از این وضعیت استفاده کند. وقتی وزیر متوجه می شود که عثمان خاتون ها را نجات داده و فرار کرده است، عصبانی شده و از سربازش می‌خواهد که ارتش را آماده کند تا به قبیله حمله کنند‌.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.