سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۳۴ صد و سی چهار

 

مادر کومرو به خانه ازگی می رود. کومرو از دیدن مادرش شوکه می شود. او با عصبانیت از مادرش میخواهد که از آنجا برود. مادر کومرو از اینکه دوعان کومرو را از خانه بیرون کرده است عصبی است و از کومرو میخواهد که همراه او بیاید، اما کومرو قبول نمیکند.

در خانه دوعان، ییلدیز از دوعان میخواهد که به او مهلت بدهد تا در مورد پیشنهادش فکر کند.

هاندان ،مادر کومرو سوار ماشین می شود. دستیار او می‌گوید که متوجه شده است که کومرو در یک رستوران به عنوان گارسون استخدام شده است. هاندان عصبانی می شود و از دستیارش میخواهد که آدرس خانه دوعان را برای او پیدا کند.

روانشناس هالیت جان با ییلدیز تماس گرفته و می‌گوید که پدر هالیت جان یک جلسه پیش او بیاید. ییلدیز به خانه چاتای می رود و موضوع را به او می‌گوید.

کومرو حاضر شده تا برای کار به رستوران برود.

دستیار هاندان به او خبر می دهد که دوعان به خاطر حرص دادن کومرو با ییلدیز ازدواج کرده است. سپس در مورد ماجرای چاتای و کومرو نیز می‌گوید.

هاندان به خانه دوعان می رود. دوعان از دیدن هاندان متعجب می شود. هاندان از ییلدیز و آسمان میخواهد که آنها را تنها بگذارند.‌ سپس بابت اینکه دوعان کومرو را از خانه بیرون کرده است با او بحث میکند. دوعان با عصبانیت یادآوری میکند که او آنها را سالها ترک کرده و خودش از شخص دیگری باردار شده و با او ازدواج کرده است و حالا نمیتواند در مورد مسائل او و کومرو دخالت کند. آیسل پیش ییلدیز و آسمان رفته و حرفهای هاندان را به آنها می‌گوید‌. بعد از رفتن هاندان، ییلدیز پیش دوعان می اید. دوعان می‌گوید که نمیخواهد کومرو تحت تاثیر مادرش قرار بگیرد. ییلدیز می‌گوید که بهتر است با کومرو آشتی کند و او را به خانه برگرداند. دوعان مردد است.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۴۹ سیصد و چهل و نه

وقتی امیر و جانر کومرو را در رستوران به عنوان گارسون می بینند، متعجب می شوند.

بیشتر ببینید:

در مطب، روانشناس به چاتای می‌گوید که محیط خانواده برای هالیت جان خوب است و چاتای باید بیشتر با ییلدیز باشد تا هالیت جان جدایی آنها را حس نکند. چاتای می‌گوید که برای آرامش هالیت جان حاضر است هرکاری انجام بدهد و شاید دوباره با ییلدیز یک خانواده شوند.

هاندان به رستوران می رود. او از دستیارش میخواهد که خبرنگاران را به آنجا بفرستد. کومرو از دیدن مادرش به شدت عصبانی شده و از او میخواهد که از آنجا برود. اکین کومرو را به بخش دیگری می برد. جانر و امیر پیش مادر کومرو آمده و با او آشنا می شوند. هاندان وقتی می فهمد که جانر خواهر اندر است، از او میخواهد که با خواهرش صحبت کند تا او را ببیند. جانر با اندر تماس گرفته و ماجرا را می‌گوید. اندر سریع آماده می شود تا به دیدن هاندان برود.

مریچ در شرکت خبر گارسون شدن کومرو را می خواند و شوکه می شود. او به اتاق دوعان رفته و موضوع را می‌گوید. دوعان نیز عصبی شده و از شرکت بیرون می رود.

مریچ در اتاق با تلفن صحبت میکند و به شخصی در مورد علاقه اش به دوعان می‌گوید و می‌گوید که حس میکند که دوعان نیز او را می خواهد.اندر حرفهای مریچ را می شنود.

این را هم ببینید:  سریال آخرین تابستان قسمت ۱۰ ده

اکین کومرو را به خانه خودش می برد تا آرام شود. دوعان آدرس خانه اکین را پیدا کرده و به آنجا می رود. او از کومرو میخواهد که به خانه برگردد. کومرو قبول نمیکند و می‌گوید‌ که دیگر به دوعان احتیاج ندارد و از او میخواهد که برود.

چاتای به مدرسه هالیت جان می رود تا او را به خانه ببرد. والدین یکی دیگر از بچه ها از بچه خودشان تعریف کرده و غیر مستقیم هالیت جان را تحقیر می‌کنند. چاتای عصبی شده و به مربی می‌گوید که او و ییلدیز فردا برای بچه ها مراسم کتابخوانی برگزار میکنند.

اندر پیش هاندان رفته و با او آشنا می شود. هاندان در مورد ییلدیز از اندر می پرسد و اندر از ییلدیز بدگویی میکند و میگوید که او مسبب خراب شدن رابطه دوعان و کومرو است. هاندان می‌گوید که آنها باید کاری کنند که دوعان و ییلدیز از هم جدا شوند. اندر او را تأیید میکند. اندر می‌گوید که به او کمک میکند.

چاتای با ییلدیز تماس گرفته و در مورد مسأله مدرسه هالیت جان می‌گوید. ییلدیز پیش چاتای می رود و با هم کتاب داستانی را انتخاب میکنند که فردا در مدرسه آن را برای بچه ها بخوانند.

شب مریچ در شرکت میماند و برای خودش و دوعان غذا سفارش داده و به اتاق دوعان می برد. اندر از یکی از کارمندان خبر گرفته و وقتی موضوع را می فهمد به هاندان خبر می دهد که ییلدیز در خانه تنها است. هاندان به خانه دوعان می رود و به ییلدیز پیشنهاد میدهد که در قبال پول، دوعان را ترک کند و از کشور برود. ییلدیز با طعنه ابتدا پیشنهاد او را قبول میکند. سپس با عصبانیت از او میخواهد که برود. هاندان بیرون رفته و فایل صدای ییلدیز را به دستیارش می دهد تا آن را ویرایش کند تا او قسمت اول را به دوعان بدهد.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۳۹
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.