سریال ازما بهترون قسمت ۵۷ پنجاه و هفت

 

 

زاهیده در خواب می بیند که گیزم بالای سرش نشسته و وقتی زاهیده التماس می کند حالا که پایش خوب شده اجازه بدهد به زندگی اش برسد، گیزم با عصبانیت و چکش به دست بالای سرش می رود و استخوان پای او را بار دیگر خرد می کند! زاهیده با وحشت از خواب بیدار می شود و به شهنور زنگ میزند و به او پیشنهاد پول میدهد تا وانمود کند که پای زاهیده را خوب کرده تا گیزم دست از سرش بردارد. شهنور خیلی خوشحال است که یک مشتری پولدار گیرش آمده و پیش خودش قر میدهد.

شهنور به کومسال می گوید: «نقطه ضعف پسر من رقصه. توام خوب میرقصی آره؟! » کومسال با خجالت می گوید که بله و شهنور می گوید: «میتونی از این راه به راحتی دلشو به دست بیاری.»

وقتی زاهیده و گیزم پیش شهنور می روند، شهنور به دروغ معجون پیاز و سیر روی پای زاهیده می گذارد و صداهای نامفهومی از خودش بیرون می دهد! زاهیده که خیلی وقت است خوب شده و فقط میخواسته گیزم را مطمئن کند، از جایش بلند می شود و وانمود می کند که پاهایش خیلی خوب کار می کند و می تواند راه برود. گیزم زود باور می کند و حتی انقدر از کار او خوشش می آید که هزار لیر به او میدهد. اما شهنور ول کن نیست و به زاهیده می گوید: «اون پول ویزیت بود. تو پول منو بده! » اما زاهیده قبول نمی کند و شنور کینه او را به دل می گیرد!

بیشتر ببینید:

یاشار به خاطر این که داخل آب های سرد پریده و چنگیز حتی لباس مناسبی به او نداده تا خودش را خشک کند، سرما می خورد و صفیه از این بابت و این رفتارهای یاشار خیلی عصبانی است. چنگیز هم با مظلومیت می گوید: «من خیلی بهش گفتم این کارارو نکنیم اما اصرار داشت که انجامشون بدیم. » یاشار چشم غره ای به او می رود و چون مجبور است حرفی نمیزند. همان موقع تونی وارد می شود و رو به چنگیز می گوید: «این لیست روی میزتون مونده بود! » و با صدای بلند آن را می خواند. همه می فهمند که کارها زیر سر چنگیز بوده و یاشار هم همراهی اش می کرده. چنگیز با عصبانیت به تونی می گوید: «حساب تورو بعدا میرسم! » تونی با چشمان گرده شده می گوید: «من مامانم مریضه و من مراقبشم! بهم رحم کن! » و بعد دم گوش یاشار می گوید: «اینم انتقام پینت بال! » و یاشار هم به رویش لبخند میزند.

وقتی زاهیده به خانه می رسد، شنور را می بیند که با گیزم و چنگیز نشسته و همه حقیقت را هم به او گفته. گیزم خیلی عصبانی است و زاهیده چاره ای ندارد تا پول شنور را به او بدهد و راهی ش کند.

ال ایدا خیلی با هری خوشحال است و وقتی با او تست اعتماد انجام میدهد، اوزان سر می رسد و با عصبانیت می گوید: «شماها چیکار میکنین؟! » هری فورا می گوید: «ال ایدا این پسره فکر میکنه تو عاشقشی اما واضحه کسی که عاشق و درگیره اوزانه! » ال ایدا خیلی عصبانی می شود و می گوید: «من الان کسیو میخوام که اصلا شبیه تو نباشه! » و به هری اشاره می کند.

این را هم ببینید:  سریال چکاوک قسمت ۷۲ هفتاد و دوم - دوبله فارسی چسبیده + دانلود و خلاصه داستان

شهنور و کومسال طالب را دوره می کنند و شنور حسابی از رقصیدن کومسال برای طالب تعریف می کند و او را به وجد می آورد. طالب با هیجان از کومسال می خواهد ویدیوی رقص میله اش را نشانش بدهد و کومسال هم ویدیویی که دارد را نشان میدهد و طالب وقتی می بیند به جای رقص میله ای که تصور میکرده، کومسال مشغول رقص سنتی کارا دنیزی ها است، عصبانی می شود و توی ذوقش می خورد و فورا می گوید: «من برم یه سر خونه یاشار اینا! » و بلند می شود و می رود.

 

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.