سریال سه خواهر قسمت ۷ هفتم

همه آن‌چه که پیش از دیدن قسمت هفته باید بدانید.

داستان از صحنه ورود تورکان به خانه مینه شروع می‌شود تورکان آمده تا درباره سومر و این‌که هیچ‌علاقه‌ای به او ندارد با مینه مشورت کند. مینه در حالی‌که دارد برای تورکان قهوه حاضر می‌کند دچار حالت تهوع می شود و تورکان می‌پرسد نکنه حامله‌ای اما مینه می‌گه نه، هر روز صبح که معده‌م خالیه این اتفاق برام میافته.

در خانه روجهان اما مادر و پسر نگران اینند که تورکان کجا رفته. سومر به روجهان می‌گه که نکنه تورکان حرفهامون درباره مینه رو شنیده باشه و جوابش روجهان هم اینه که تا زمانی که من نخوام اون دختر نمی‌تونه این خونه رو ترک کنه. اما چیزهایی هست که تو باید ازشون بترسی.

سومر می‌گه هر روز باید با تهدید جدید از خواب بیدار شم؟

Üç Kız Kardeş (3 khahar) Serial Part 7 | English Subtitles & Recap

اوزر میاد و به خدمتکار خونه می‌گه که برای او و سومر میز صبحانه‌ای توی حیاط آماده کنند. روجهان متعجب می‌شه.

مینه و تورکان مشغول حرف زدن هستند، تورکان از خانواده‌اش و عشقی که توش بزرگ شده حرف می‌زنه و این‌که دلش می‌خواسته همیشه که خانواده‌ای شاد و خوشبخت داشته باشه اما رابطه‌م با سومر خوب نیست و سومر من رو دوست نداره و می‌خواد ازم طلاق بگیره. مینه از صورتش خوشحالی می‌باره و در جواب تورکان می‌گه که از همون اول حدس می‌زدم، تو و سومر از دو دنیا متفاوت هستید، سومر در خارج از کشور تحصیل کرده و تجربه‌های زیادی داشته در حالی که تو حتی پات رو از این شهر هم بیرون نذاشتی ازدواجی که توش عشق و علاقه نباشه هیچ معنی‌ نداره.

تورکان اما به مینه می‌گه که می‌خواد همه تلاشش رو بکنه تا سومر او رو دوست داشته باشه. مینه عصبانی می‌شه و می گه این کار شدنی نیست. مینه می‌فهمه که سومر هنوز دادخواست طلاق نداده و همه تلاشش رو میکنه تا به ترکان ثابت کنه که سومر دوستش نداره و ادامه دادن این رابطه اشتباهه ولی ترکان هنوز هم بر حرفش استواره و می‌گه که نمی‌خواد جدا شه و تلاشش رو برای ادامه می کنه.

در خانه اما روجهان تنها کنار میز صبحانه نشسته و با خودش درباره تنهایی بی‌نقصش و این‌که هیچ‌کس کنارش نیست حرف می‌زنه.

در حیاط اوزر به سومر می‌گه که هرچقدر من دوست نداشته باشم که مینه توی زندگی تو باشه اما تو قصد نداری که دست برداری نه؟ سومر جواب می‌ده که من دارم بابا می‌شم و مینه رو دوست دارم. اوزر بهش گوشزد می‌کنه که نمی‌تونه زندگی راحتی داشته باشه این‌جا و سومر بهش می‌گه که بعد از به دنیا اومدن بچه از کشور می‌رن و تا مدتی که شرایط آرام بشه برنمی‌گردند پدرش اما بهش می‌گه که ما به تازگی یک کارخونه رو به خاطر تو افتتاح کردیم و تو چطور می خوای همه این املاک و کارخونه‌ها رو ول کنی و بری. سومر اما در جواب می‌گه که چاره دیگه‌ای نداره.

مینه با گفتن این‌که شاید سومر کس دیگه‌ای رو دوست داره و احتمالا زن دیگه‌ای توی زندگیش هست قلب تورکان رو به درد میاره و در جواب مینه می‌گه که سومری که من می‌شناسم همچین کاری نمی‌کنه اما مینه بهش می‌گه مگر تو چقدر سومر رو می‌شناسی. مینه که عصبانی شده همه تلاشش رو می‌کنه تا ترکان رو دلزده کنه.

اما میان اوزر و سومر هنوز گفتگو در جریانه. اوزر به سومر می‌گه اگر نظر من بود بهت می‌گفتم که حیفه تو با تورکان نباشی دختر زیبا و صاف و ساده‌ایه و خونواده بسیار خوب و محترمی داره. کاری نکن از زنی که دوستت داره یک هیولا بسازیو سومر بهش می‌‌گه که داری مادرم رو می‌گی شاید بهتر باشه به اون شب‌هایی که مادرم تا صبح منتظرت بود و تو خونه نمی‌اومدی فکر کنی.

این را هم ببینید:  سریال ترکی دشمن دم در خانه‌ام قسمت ۱ اول | زمان پخش، بازیگران و خلاصه داستان

در خانه مینه، او شماره تلفنش رو به تورکان می‌ده و می‌گه هر زمان که خواستی حرف بزنی من همین‌جا هستم و می‌تونی بهم زنگ بزنی.

در خیابان نسرین که داره از خرید برمی‌گرده با عرفان مامور پست روبرو می‌شه و می‌فهمه که از صادق دزدی شده و او به کلانتری رفته، سراسیمه و نگران به اداره پست و پیش صادق می‌ره و اونجا صادق رو می‌بینه و درباره دزدی ازش سوال می‌‌کنه و این‌که آیا حالش خوبه.

در مدرسه دریا که نامه توی کیف هاکان رو خونده به سراغ دونوش می‌ره و بهش می‌گه تو خواهر نیستی دشمنی یک مار تمام عیاری. دونوش سعی می‌کنه برای دریا توضیح بده که چه اتفاقی افتاده ولی دریا گوش نمی‌ده و با حالت قهر از دونوش دور می‌شه. بعد هم نوبت سردار می‌شه که با یک نگاه عصبانی دونوش رو بدرقه کنه.

اما فاتح داره درباره پولی که از صادق دزدیدند با شریکش صحبت می‌کنه شریکش سهمش رو می‌خواد که صادق می‌گه نه و بهش می‌گه که بیا من رو کتک بزن. دعوا می‌شه و سر وصورت فاتح خونی و داغون.

تورکان به خونه برمی‌گرده و به آشپزخونه می‌ره تا غذایی درست کنه، روجهان باز میاد و تورکان رو تهدید می‌کنه و دستش رو فشار می‌ده که تو عروس کاراهان‌ها هستی و باید مناسب با اون رفتار کنی هیچ‌کس بدون اجازه من نمی تونه از این خونه بره بیرون. تورکان به او می‌گه که رفته بوده با مینه صحبت کنه و روجهان بهش می گه کسی که به شوهرش خیانت کرده و معشوقه داره چطور می‌تونه دوست تو باشه؟ تنها دوست تو سومره این رو توی کله‌ت فرو کن.

مینه فقط دستیار ساده سومره. حالا هم به جای غذا درست کردن برو لباس خوب بپوش تا به کارخونه بریم.

مینه هم به کارخونه و پیش سومر می‌ره و جلوی همه شروع به داد و بیداد می‌کنه، سومر بهش می‌گه داد نزن و بیا بریم جای آرومی صحبت کنیم. مینه شاکیه که سومر حتی هنوز تقاضای طلاق هم نداده و داره تورکان رو امیدوار می‌کنه و به سومر می‌گه که تورکان صبح پیش او رفته.

بیشتر ببینید:

روجهان و تورکان به کارخونه می رسن اوزر که می‌دونه مینه به کارخونه اومده تلاش می‌کنه تا با دعوت اون‌ها به قهوه از سومر و مینه محافظت کنه اما روجهان مشکوک می‌شه و می‌ره و می‌بینه که مینه داره سر سومر داد می‌زنه.

سومر هم مادرش رو می‌بینه و مینه رو راهی می‌‌کنه که بره.  روجهان به سومر می‌گه که تورکان اومده تا تو رو برای غذا به رستوران ببره. سومر می‌گه من نمی رم چون با من هماهنگ نکردی. اما روجهان اون‌ها رو مجبور می‌‌کنه که به رستوران برند.

توی رستورانی که به گفته سومر رستوران مورد علاقه روجهانه موقع سفارش غذا سومر با نیهات شوهر سابق مینه روبرو می‌شه و دست تورکان رو می گیره و از رستوران میزنن بیرون. موقعی که اون‌ها می‌رند مردی که همراه نیهاته به روجهان زنگ می‌زنه و مشخص می‌شه که روجهان ترتیب این رودررویی رو داده.

این را هم ببینید:  سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۱ صد و نود و یکم

در مدرسه دونوش از دیلک می‌خواد که برای دریا و سردار توضیح بده که چه اتفاقی افتاده و اون ازش خواسته که اون نامه رو براش بنویسه اما دیلک می‌گه که نمی‌تونه این کار رو بکنه.

سومر به مینه زنگ می‌زنه و بهش می گه که نیهات رو دیده و آیا این‌که مینه هم با او ملاقاتی داشته یا نه که مینه انکار می‌کنه.

در خانه روجهان به تورکان سر می‌زنه و می‌گه ببین اگر کارایی که من می‌گم رو بکنی چه خوب با هم کنار میایم. تو باید افسار سومر رو توی دستت بگیری.

توی خونه صادق و نسرین قهر بین دریا و دونوش هنوز ادامه داره و نسرین از دستشون عصبانیه.

سومر برای تورکان یک گوشی تلفن همراه خریده و اون رو براش میاره تورکان خوشحال می‌شه و فکر می‌کنه که سومر به فکرشه، اما سومر اون رو نا امید می‌کنه و می گه فقط برای مواقعیه که مثل امروز صبح بی‌خبر می‌ری بیرون و می‌خوام بدونم که کجایی.

صادق و نسرین و دخترها مشغول خوردن چای بعد از غذا هستند که در خونه‌شون رو می زنند. صادق می‌ره در رو باز می‌‌کنه و با صورت خونی و درب و داغون فاتح روبرو می‌شه، فاتح که با برنامه ریزی پول های صادق رو دزدیده بود حالا در نقش برادر خوب و صالح انگار که پول‌های صادق را با دعوا پس گرفته و برایش آورده. صادق باور می‌کنه و فاتح بهش می‌گه باور کن نمی‌خواستم که به خاطر من توی دردسر بیافتی.

در این میان نسرین هم از ماجرای وام و فاتح که تا حالا ازش بی‌خبر بوده مطلع می‌شه و صادق رو بازخواست می‌کنه.

در اتاق سومر و تورکان سومر در حال آماده شدنه که بره بیرون که تورکان وارد می‌شه. به سومر می‌گه که با تلفن همراهش مشکل داره و نمی تونه روشنش کنه، سومر تلفن رو براش راه میندازه و می خواد بره که تورکان بهش می‌گه نرو بیرون و در اتاق رو قفل می‌کنه و با سومر وارد بازی می‌شه که اگر می‌خوای بیا کلید رو بگیر. سومر هم وارد بازی می‌شه به نظر می‌رسه که سومر نسبت به تورکان نرم‌تر شده و از این دختر خوشش میاد. نهایتا راضی می‌شه که خونه بمونه و تورکان براش قهوه درست کنه.

در مدرسه هاکان دونوش رو به کناری می‌بره و ماجرای نامه رو ازش می‌پرسه اما دونوش می‌گه که خبر نداره و نمی‌دونه چیه، دریا و سردار که حرف‌های اون دو رو نمی‌شنون و فقط می بینن که اون دو در گوشه‌ای مشغول صحبت هستند هر دو حرص می‌خورند و به دونوش تهمت می‌زنند.

روجهان قرار ملاقاتی با نیهات همسر سابق مینه گذاشته و می خواد با او قراری بگذاره تا روجهان پسرش رو از دست مینه خلاص کنه و نیهات هم دوباره به مینه برسه اما در این میون متوجه می شه که قرض‌های مینه رو که تا به حال سومر پرداخت می‌کرده این‌بار نیهات پرداخت کرده و مینه با نیهات دیدار کرده.

نسرین به خانه نزاهت می‌ره و داد و بیداد راه میندازه و ماجرای وامی رو که شوهر نزاهت و صادق گرفتن تا به فاتح رشوه بدن رو تعریف می‌کنه و به نزاهت می‌گه که چرا فاتح رو به خونه‌ش راه داده و برای همه دردسر درست کرده.

در مدرسه سردار و هاکان با هم دعوا می‌کنند هاکان نمی‌دونه موضوع از چه قراره و چرا سردار باهاش این رفتار رو داره، از اون طرف هم دریا به دونوش می‌گه که با این کارت رابطه اون دوتا رو هم خراب کردی.

این را هم ببینید:  سریال از ما بهترون قسمت ۷۲ هفتاد و دو

دونوش به دریا و سردار توضیح می‌ده که بله من اون نامه رو نوشتم اما نه به خاطر خودم که به خاطر دیلک این کار رو کردم. اون دو می‌گن حتی اگر که این کار رو کرده باشی بازهم قابل بخشش نیست.

روجهان به صادق زنگ می‌زنه و ازش می‌خواد که اطلاعاتی رو درباره یک پرداختی که جدیدا انجام شده و به نام نیهات هست رو به سومر بده و البته به این نکته اشاره می‌کنه که سومر نفهمه که من پیگیری کردم کارهای شرکت رو چون عصبانی می‌شه، قرار می‌شه یکی از کارمندای خزانه داری به سومر زنگ بزنه.

دونوش به دیدن تورکان می‌ره تا باهاش درباره این مشکلی که به وجود اومده مشوره کنه، هم‌زمان دریا هم به دیدن تورکان می‌ره اون‌‌جا با هم روبرو می شند و تورکان سعی می‌کنه که اون‌ها رو با هم آشتی بده و در نهایت شروع به رقصیدن و مسخره بازی می‌کنن و سومر رو هم وارد بازی خودشون می کنن. روجهان که اومده بالا تا اون‌ها رو دعوا کنه با دیدن رقصیدن و خندیدن سومر با دخترها خوشحال می‌شه و دعوا رو موکول می‌کنه به وقت دیگه‌ای و می‌ره.

نسرین بعد از بیرون اومدن از خونه نزاهت جایی توی راه می‌نشینه و اشک می ریزه، با خودش خلوت کرده که دونوش از راه می‌رسه و ازش می پرسه که این‌جا چه می‌کنه؟ در حال حرف زدن هستند که دونوش از دور مسعود رو می‌بینه، اون‌ها پیش مسعود میرن نسرین کنارش می‌شینه و از این‌که دفعه پیش او رو به خونه راه نداده ازش عذر خواهی می‌کنه و مسعود رو با خودش به خونه می‌بره. صادق که میاد و مسعود رو می‌بینه خیلی خوشحال می‌شه و بهش می‌گه که از این به بعد من بابای توی هستم.

سردار و دریا توی راه جلوی دیلک رو می‌گیرن و ازش درباره نامه سوال می‌کنن اما دیلک همه‌چیز رو انکار می‌کنه.

تلفن سومر زنگ می‌خوره و بهش خبر داده می‌شه که نیهات همه بدهی‌های مینه رو پرداخت کرده. سومر بسیار عصبانی به دیدن مینه می‌ره و بهش می‌گه چرا دروغ گفتی که نیهات رو ندیدی و چرا نیهات پول بدهی‌های تو رو که تا به امروز همه‌شون رو من پرداخت کردم داده؟ فرصت حرف زدن به مینه نمی‌ده و می‌گه همه چیز تموم شد و می ره.

سومر به کلوپی رفته و لیوان پست لیوان مشغول نوشیدنه و با دوستش درددل می‌کنه، دوستش بهش توصیه میکنه که مینه اصلا برازنده تو نبود و بهتره که به زنی که کنارته و این همه خوبه توجه کنی و اسم تورکان رو میاره. تورکان که نگران سومر شده به تلفنش زنگ می‌زنه دوست سومر جواب می‌ده و می‌گه که سومر خیلی مسته بهتره بیای دنبالش. تورکان میاد و سومر رو می‌بره خونه، زمانی‌که داره سومر رو توی تخت می گذاره سومر بهش می‌گه من آدم بدی هستم؟ تورکان می گه نه نیستی. سومر می‌گه گم شدم همه جا خیلی تاریکه که راهم رو گم کردم هیچ‌چیزی نمی‌تونم ببینم و تورکان بهش می‌گه از دلت سوال کن اون تو رو از تاریکی نجان می‌ده ستاره راهنمای تو درست این جا توی قلبته.

در آخرین صحنه سومر به تورکان می‌گه که با این وضعیت من چه‌طوری پدر می‌شم؟

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.