سریال امانت قسمت ۳۴۵ سیصد و چهل و پنج

 

سحر در تراس ایستاده است.ضیا پیش او می رود و می پرسد که چیزی به یاد نیاورده است؟سحر جواب منفی می دهد.او از ضیا می پرسد:《من و یامان خیلی به هم نزدیک بودیم؟》ضیا می گوید نه آنها به هم نزدیک نبودند،آنها با هم یکی بودند.مثل گیاه و خاک و یامان بهتر از همه فردی می تواند او را درک کند.

سحر به اتاق یامان می رود.یامان می گوید که مسافرتی ترتیب داده تا با هم به گازان تپه جایی که او در آنجا بزرگ شده است بروند،شاید آنجا چیزی به یاد بیاورد.سحر از یامان می خواهد که به حرفهایش گوش بدهد.او می گوید که در چاه تاریکی سقوط کرده و آنها از بالای چاه صدایش می کند،او صدایشان را می شنود و می خواهد به سمت نور بیاید،اما نمی تواند.سحر می گوید که می داند یامان هم قسمتی از خودش را از دست داده است،اما نمی تواند به او کمک کند و بار عشق آنها هم برایش خیلی سنگین است،برای همین طلاق می خواهد.اگر درکش می کند،پس اجازه بدهد تا از سنگینی این بار خلاص بشود.

یامان می خواهد از عمارت بیرون برود،اما منصرف می شود و در ماشین می نشیند.جنگر او را می بیند و حالش را می پرسد.یامان می گوید که سحر طلاق می خواهد و نمی داند که باید چه کار کند،چون از طرفی دلش می خواهد که سحر خوشحال باشد،از طرف دیگر نمی تواند که او را از دست بدهد.جنگر می گوید که بهتر است برای تصمیم گیری عجله نکند و او به اندازه ای عادل و قوی هست که بتواند برای خودش و سحر تصمیم درستی بگیرد.یامان از عمارت بیرون می رود و مدتی بعد بر می گردد.او به اتاق سحر می رود و برگه طلاق توافقی را به دست او می دهد و می گوید که الان باید انتخاب کند،یا راه راحت را انتخاب می کند و این برگه را امضا می کند،یا به خاطر خودش و خانواده اش پا پس نمی کشد و می جنگد.یامان می گوید:《در هر صورت من هیچوقت از تو دست نمی کشم》

این را هم ببینید:  سریال قضاوت قسمت ۲۴

سحر در اتاقش برگه طلاق را در دست گرفته و قدم می زند و خاطراتش با یامان را به یاد می آورد که سعی می کرده برای بازگرداندن حافظه اش به او کمک کند‌.

بیشتر ببینید:

در اداره پلیس،ایبو و فرات به ولکان کمک می کنند تا به دفتر برود.در همین زمان دویگو و علی می رسند.دویگو حال ولکان را می پرسد.فرات توضیح می دهد که ایبو او را بیهوش روی زمین پیدا کرده بود.ولکان خوشحال می شود و با خود می گوید که دویگو زنده است.فرات از علی می پرسد که آنها چه کار کردند؟علی می گوید که می خواستند به آخرین جایی که رستم را دیده بودند بروند،ولی ماشین خراب شد و نقص الکتریکی پیدا کرد و به سختی خودشان را به اداره رساندند.علی از فرات می خواهد که به دنبال رستم برود،چون او و دویگو باید به دفتر رئیس بروند.

رئیس پلیس به دویگو می گوید که اگر یک بار دیگر مدرکی را پنهان کند اخراج می شود و گزارش کمیسر علی برای دفاع از او خیلی مفید بوده است و خودش هم سوابق درخشانی دارد و به همین دلیل اینبار را از او می گذرند.

در خانه دویگو،سمرا پیش عمه سلطان نشسته است و می گوید که یاسمین از او متنفر است و حتی حاضر نشد به صورتش نگاه کند،اما همه چیز تقصیر دویگو است و او زندگیشان را خراب کرده است.عمه سلطان می گوید که دویگو هم مانند او ناراحت است و دلش آتش گرفته است،اما مثل او یک گوشه نمی نشیند و گریه نمی کند،بلکه همراه علی تمام روز را تلاش می کند تا یاسمین از زندان آزاد شود.

این را هم ببینید:  سریال سه سکه قسمت ۱۷ | دانلود و پاورقی زیرنویس چسبیده فارسی

در اداره پلیس ولکان با عجله بیرون می رود و از خود می پرسد که چطور علی و دویگو تصادف نکرده اند؟او متوجه می شود که به جای ماشین علی،ترمز ماشین خودش را بریده است.او به یاد می آورد که دکتر گفته بود که تومور در سرش بزرگ شده است و می تواند باعث اختلال شخصیت و توهم بشود.ولکان که ترسیده است می گوید که نزدیک بود که خودش را بکشد،یا علی را بکشد و قاتل بشود.او با عمویش تماس می گیرد و می گوید که می خواهد فورا به بیمارستان بیاید.ولکان به بیمارستان پیش عمویش که دکتر است می رود و می گوید که می خواهد هر چه سریعتر جراحی بشود و تومور را از سرش خارج کنند.عمویش می گوید که تصمیم خوبی گرفته و از اول نباید برای جراحی مقاومت می کرده است.

علی و دویگو مشغول کار هستند که فرات با علی تماس می گیرد و می گوید که آخرین جایی که رستم دیده شده را پیدا کرده است،اما آنها نزدیکتر هستند و بهتر است که سریعتر بروند.علی آدرس را یادداشت می کند و همراه دویگو می رود.

مدتی بعد،فردی با ایبو تماس می گیرد و مکان جدید رستم را می گوید.فرات با بیسیم صحبت می کند و می گوید که تمام راه های ورودی و خروجی را مسدود کنند و مکانی که رستم در آن دیده شده را محاصره کنند.در همین زمان ولکان می رسد و می پرسد که علی و دویگو کجا رفته اند؟کارا می گوید که به مکانی که رستم در آن دیده شده رفته اند و افراد پلیس هم آنجا را محاصره کرده اند و هر لحظه ممکن است که خبری برسد.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۴۸ سیصد و چهل وهشت
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.