سریال قیام عثمان قسمت ۳۲۲ سیصد و بیست و دو

 

خاتون ها پیش شیخ ادبالی می روند. بالاخاتون می‌گوید که نمی‌تواند بیخیال بنشیند و نگران عثمان است. شیخ ادبالی می‌گوید که سرباز گیخاتو آنجا بوده است و خبر داده است که عثمان و گیخاتو قرار است یکدیگر را ببینند. او می‌گوید فعلا باید صبور باشند و ببینند که عثمان میخواهد چه کار کند‌.

گیخاتو در میدان نشسته و افرادش دورتادور او هستند.‌عثمان پیش گیخاتو می رود. بوران و دو تن از افرادش روی سقف یکی از مغازه ها کمین کرده اند و مراقبند تا در صورت ایجاد مشکلی، به عثمان کمک کنند.

گیخاتو با تهدید از عثمان میخواهد که وزیر را به او تحویل بدهد و خودش نیز تسلیم بشود،وگرنه سوگوت را نابود خواهد کرد. عثمان کارهای گیخاتو و نقشه آنها برای کشتن سلطان مسعود را یادآوری میکند و میگوید که ترکها هرگز زیر بار ظالمین نمی روند و تسلیم شدن در کار نیست. گیخاتو می گوید که عثمان با لجبازی اش باعث کشته شدن افرادش می شود.عثمان می‌گوید که درست است که سربازان گیخاتو زیاد هستند، اما جنگجویان عثمان تا هر کدام ده نفر از سربازان گیخاتو را نکشند، شهید نمی شوند. سپس به سمت کاروانسرا برمی‌گردد. او به افرادش می‌گوید که برای جنگ آماده شوند.

در درگاه سلجان خاتون از بستر خود بیرون آمده و پیش شیخ و خاتون ها می آید و میگوید که برای اورهان نگران است و میترسد که گیخاتو سراغ اورهان برود. مالهون خاتون نیز نگران شده و به همراه آی‌گل و دو نفر از درویش ها به سمت قبیله می روند تا اورهان را پیش خودشان بیاورند.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۲۲۵ دویست و بیست و پنج

افراد مغول به سمت کاروانسرا حمله میکنند. عثمان و افرادش آماده دفاع و حمله شده و بشکه های آتش پرنده را به سمت آنها می اندازند و به بشکه ها تیر آتشین می زنند. کوسس نیز در کنار عثمان با مغول ها می جنگد. همه سربازان کشته و پراکنده می شوند.

بیشتر ببینید:

سربازان مغولی دم درگاه نیز به خاتون ها و شیخ ها که دم در آمده اند حمله میکنند و آنها با هم درگیر می شوند.

گوندوز بیگ پیش گیخاتو می رود و از او میخواهد که به عثمان کاری نداشته باشد و خودش میخواهد با عثمان صحبت کند تا او را راضی کند که وزیر را تحویل بدهد. گیخاتو دستور عقب نشینی می دهد تا گوندوز با عثمان صحبت کند.‌ گیخاتو با عصبانیت میگوید:« عثمان رو قانع کن، وگرنه نه تنها مسافرخونه بلکه سوگوت رو روی سرتون ویرون میکنم.»

گوندوز پیش عثمان رفته و از او میخواهد که دست از لجبازی بردارد و باعث کشته شدن ترکهای بیشتری نشود. عثمان عصبی شده و می‌گوید که شهادت برای ترک با مرگ یکی نیست. او کارهای گوندوز و تبعید خاتون ها و گرفتن اورهان و همچنین اطاعت او از وزیر را به روی گوندوز می آورد. گوندوز می‌گوید که او خبر دارد که مجروح کردن سلطان کار عثمان نبوده است و برادرش را می شناسد. عثمان از اینکه گوندوز با این وجود همچنان از وزیر و گیخاتو تبعیت می‌کند، عصبی می شود. گوندوز می‌گوید‌ که هدفش آرامش و امنیت قبیله است و اگر چنین کاری نمی‌کرد، قبیله آنها نابود شده بود و یکی از آن دو باید این کار را انجام میداد. او از عثمان میخواهد که وزیر را تحویل بدهد. عثمان به او می‌گوید که به گیخاتو خبر بدهد که عثمان وزیر را تحویل نخواهد داد.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۱۰ دهم

نیکولا تصمیم میگیرد فرماندهان را شب در قلعه جمع کند تا با آنها در مورد گیخاتو صحبت کند. خبر به گوش گیخاتو می رسد و او برای اینکه میداند نیکولا آدم باهوشی است و فهمیده است که آن میخواهد قلعه را از او بگیرد، می‌گوید که باید نیکولا را بکشند.

جلالی، یکی از افراد وزیر عالمشاه به اتاق مخفی او می رود و می‌گوید که عثمان و افرادش بیرون هستند و کسی آنجا نیست. وزیر از جلالی میخواهد که سریع به گیخاتو خبر بدهد که کاروانسرا خالی است و عثمان آنجا نیست.

گوندوز پیش گیخاتو برگشته و می‌گوید که عثمان راضی نمی شود. او از گیخاتو میخواهد که حمله نکند و در عوض آنجا را محاصره کند تا عثمان و افرادش به خاطر گرسنگی ناچار به تسلیم بشوند. گیخاتو قبول نمیکند. گوندوز عصبانی شده و شمشیرش را بیرون می‌کشد و می‌گوید که اجازه حمله نمی دهد. گیخاتو نیز میخواهد دستور حمله بدهد. همان لحظه جلالی آمده و خبر میدهد که عثمان از کاروانسرا فرار کرده و آنجا خالی است. همچنین وزیر داخل کاروانسرا است.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.