سریال سیب ممنوعه قسمت ۳۷۵ سیصد و هفتاد و پنج

 

ییلدیز بعد از مراسم افتتاحیه به خانه ازگی می رود. کومرو از دیدن او متعجب و کلافه می شود. او از ییلدیز میخواهد که از آنجا برود. ییلدیز به کومرو می‌گوید‌ که باید به خانه برگردد ، وگرنه پیش او می ماند و با آنها زندگی میکند تا او را عصبی کند. سپس چمدان خود را به اتاق می برد. کومرو از کارهای ییلدیز عصبی می شود.

در ماشین اندر و چاتای در حال برگشت از مراسم هستند. اندر از اینکه دوعان آنها را مجبور کرد که تاریخ عقد را مشخص کنند، عصبی است. چاتای می‌گوید که زمانش که برسد اعلام می‌کنند که جدا شده اند. اندر می‌گوید که خبر جدایی به معنای عصب نشینی و شکست است و او این شکست را قبول نمیکند. چاتای که قصد ازدواج با اندر را ندارد، می‌گوید که تا آن زمان راه حلی پیدا میکنند.

در رستوران ،عمر با جانر و امیر و اکین خداحافظی کرده و رستوران را که به اکین واگذار کرده، به آنها می سپارد و به دبی می رود.

در شرکت، یکی از کارکنان به نام توفیق مدام مریچ را اذیت می‌کند و به او سخت می‌گیرد. مریچ عصبی شده و با توفیق بحث میکند. دوعان صدای جر و بحث آنها را می شنود و مریچ را به اتاقش صدا می زند. او از مریچ سوال میکند که مشکل آنها چیست. مریچ می‌گوید‌ که توفیق او را اذیت می‌کند و کارهای خارج از وظایفش را به او می‌دهد و با طعنه می‌گوید که حتما رابطه ای بین دوعان و او هست که دوعان این کار را به او داده است. دوعان عصبی شده و به چتین می‌گوید که توفیق را اخراج کند.

این را هم ببینید:  سریال جیران قسمت ۱۰ دهم - تیزر

شب چتین به دوعان خبر می دهد که ییلدیز به خانه ازگی پیش کومرو رفته است. دوعان می فهمد که ییلدیز به او دروغ گفته است.

بیشتر ببینید:

در خانه ازگی، کومرو می‌گوید که گرسنه است. ییلدیز او را مجبور میکند که غذا درست کند و با هم به آشپزخانه می روند. ییلدیز از اینکه کومرو هیچ کار بلد نیست، کلافه می شود. ییلدیز به کومرو می‌گوید‌ که او باید دنبال کار باشد تا بتواند درآمد داشته باشد. سپس با امیر تماس می‌گیرد و امیر می‌گوید که در رستوران به گارسون احتیاج دارند. ییلدیز به کومرو می گوید که فردا برای مصاحبه به رستوران برود.

در خانه دوعان،‌چتین آمده و به او خبر می‌دهد که ییلدیز به بورسا نرفته و به خانه ازگی پیش کومرو رفته است. او می‌گوید که حس میکند ییلدیز به خاطر دوعان این کار را کرده است تا ازگی را به خانه برگرداند.

شب اکین برای غذا دادن به سگ ها به خارج از شهر می رود. امیر و جانر که به او مشکوک هستند، او را تعقیب می‌کنند. آنها بعد از رفتن تکین پیاده شده و سگ ها به آنها حمله میکنند.

روز بعد کومرو به رستوران می رود. اکین با دیدن کومرو از او خوشش آمده و فوری او را استخدام میکند.

چاتای و ییلدیز و هالیت جان پیش روانشناس می روند. روانشناس می‌گوید که آنها به خاطر هالیت جان باید خانوادگی بیشتر با هم وقت بگذرانند و به سفر و پیک نیک و رستوران بروند. ییلدیز می‌گوید که نمی‌تواند با او به مسافرت برود، اما رستوران می رود. او بعد از جلسه به ناچار به همراه چاتای، هالیت جان را به رستوران می برد. چاتای از طریق سداعی این موضوع را به گوش دوعان می رساند تا او را عصبی کند.

این را هم ببینید:  سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۳۷۳ دویست و هفتاد و سوم با دوبله فارسی - Sibe Mamnoee Serial Part 273

شب وقتی ییلدیز به خانه برمی‌گردد، دوعان او را صدا زده و به او می‌گوید که دیگر نمی‌خواهد ازدواج شان سوری باشد و میخواهد ازدواج واقعی داشته باشند زیرا ییلدیز را دوست دارد. ییلدیز شوکه می شود.

کومرو در خانه ازگی است که در می زنند. او وقتی در را باز میکند از دیدن مادرش شوکه می شود.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.