سریال خاتون قسمت ۱۹ | آن‌چه پیش از آن باید بدانیم

گوهر، مهدی را که روزنامه به دست بود و خبر می‌آورد و می‌برد پیدا می‌کند و گیر می‌اندازد.

در مسیر رضا و خاتون به جایی بر می‌خورند که شلوغ شده. رضا علیرغم خواهش خاتون از ماشین پیاده می‌شود. فرهاد جلوی ماشین می‌آید و می‌گوید نگران نباشید خانم. سوار ماشین می‌شود و خاتون رانندگی می‌کند. رضا را سوار ماشین می‌کنند و راه فرار در پیش می‌گیرند. می‌فهمند که ریخته‌اند و همه را گرفته‌اند و البته مهدی پیش آن‌ها نبوده است.

به سمت بازار می‌روند. راسته فرش فروش‌ها را رضا نشانِ خاتون می‌دهد. فرهاد عجله دارد. خاتون به او می‌گوید از اینجا می‌روی حجره حاج ضرابی و ازش می‌پرسی امن هست یا نه. که اگر امن بود رضا بیاد. اگر نه ضرابی رو بیار کوچه پشتی که رضا بیاد اونجا.

تقی ضرابی که صدا می‌شود، خاتون کارها را مدیریت می‌کند و یاد پروین می‌افتد. فرهاد سرباز را می‌برد که سیگار بکشد و آن پشت چای بخورند. رضا مخفیانه می‌رود به سراغ حجره و یک ساعت دیگر قرار سینما مایاک است.

حاجی که رضا را می‌بیند راضی است و از کارهای آنها تمجید می‌کند. رضا خبر روزنامه رو به حاجی می‌دهد.

خبر خاتون را به حاجی می‌دهد. قرار می‌شود بعد از بیرون شدن اجنبی‌ها که برای آن دعای مردم پشت رضاست، برایشان یک عروسی مفصل بگیرند.

اورنگ، روزنامه‌نگار متهم به همکاری با رضا فخار است. شیرزاد ملک از او بازجویی می‌کند. تیمسار،‌ملک را احضار می‌کند و می‌گوید این روزنامه نگارها رو نباید جوری بزنی که گرفتار شیم. جوری نباید بزنی اون رو که سیاه بشه و عکس چاپ کنه و این‌ها.

این را هم ببینید:  شبنم مقدمی از انصراف در سریال جیران خبر داد

کمسیر و نظراف وارد می‌شوند و مشخص می‌شود که زنی همراه آن‌ها بوده. شیرزاد ملک هنوز حضور خاتون را کتمان می‌کند.

در نهایت فرصت زیادی ندارد شیرزاد برای به دام انداختن رابین‌هود ایرانی و دار و دسته‌ش.

شیرزاد میگه روزنامه‌نگار هست اورنگ و نیازی به خفه کردنش نیست. کمیسر میگه در شوروی ما زیاد روزنامه نگار خفه کردیم.

میرعظیم میهمان دارد. خواهر رضا. آمده سراغ او در محل کارش. کتک آژان شیره‌ای،‌همسر او را می‌بیند و فحشش می‌دهد. آمده خبری از رضا بگیرد.

بیشتر ببینید:

دم خانه رضا بپا گذاشته‌اند. خاتون دم سینما مایاک است که فیلم رابین‌هود را پایین می‌کشند.

رضا که می‌رسد نیت می‌کند به خانه ملک بروند. می‌گوید شاید لازم باشد تو و بابات برید من بعدا برگردم.

دستمزد رضا را هم به خواهرش می‌دهد.
خاتون و رضا وارد خانه می‌شوند. ماری رضا را می‌شناسد. از ماری می‌خواهند شیرزاد را به خانه دعوت کند. و خبر ازدواج را می‌فهمند و تبریک می‌گویند.

شیرزاد به سراغ خانه می‌رود. شیرزاد که رویش اسلحه کشیده شده می‌گوید رفقایت دارند شکنجه میشن تا تو نامزدبازی کنی. به او می‌گویند زنگ بزن بگو باید اورنگ بیاد اینجا. میگه تو منو میخوای به کشتن بدی همونطور که پسرمون رو به کشتن دادی. خاتون سیلی می‌زنه بهش.

در نهایت شیرزاد روی رضا اسلحه می‌کشد چون یادش رفته شیرزاد رو خلع سلاح کنه. ولی بازی دوباره برمیگردد و اسلحه‌ها روی شیرزاد کشیده میشه.
کمیسرو نظر اوف پیگیر اموالشون، خواسته‌هاشون رو به تیمسار دیکته می‌کنن.

این را هم ببینید:  خلاصه سریال خاتون قسمت ۱۹ - آن‌چه قبل از قسمت ۲۰ باید بدانیم

دست‌های شیرزاد و ماری رو می‌بندن و از اونجا خارج می‌خوان بشن که خاتون دردش می‌گیره.

رضا می‌پرسه اسمش چی بود؟ خاتون میگه ایران.

رضا در بازار سراغ حاجی می‌روند او نیست. باز می‌گردد می‌بیند حال خاتون خوب نیست و دراز کشیده تهِ ماشین. به خانه گوهر می‌رود سراسیمه او را صدا می‌زند. میرعظیم توی گوشش می‌زند و می‌گوید کدام گوری بودی تا حاال؟ خاتون وارد می‌شود. قرار میشه اونجا بمونه. میرعظیم می‌فهمد حاجی ضرابی هم جزء جریانه. خاتون علیرغم میل گوهر وارد می‌شود.

در قبرستان، تعداد زیادی آذوقه پیدا می‌شود.

لات و لوت‌ها ریختن حجره فرش. شاگرد رو که دیشب از نیروهای رابین‌هود بودند می‌گیرند.

میرعظیم به حجره حاجی می‌رود و جنازه آن شاگرد را می‌بیند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.