سریال راهزنان قسمت ۲۵۳ دویست و پنجاه سه

 

شب جیران به همراه هرمز علی به خانه هرمز می روند. خورشید هرمز علی را داخل راه نمی دهد و می‌گوید‌ که طبق دستور، تا زمان آمدن پدرش نمیتواند داخل برود. هرمز علی از جیران میخواهد که سردا را صدا بزند تا او را دم در ببیند.

جیران داخل پیش مریم رفته و به او می‌گوید که هرمز از او خواسته است که اجازه بدهند که سردا و هرمز علی به هم نزدیک بشوند. سپس مریم را به خاطر اینکه نزدیک بود بمیرد سرزنش میکند و یادآوری میکند که او نباید به خاطر زینب که از دست رفته است، جان خودش و بقیه را به خطر بیندازد. او سپس به پذیرایی رفته و از سردا میخواهد که پیش هرمز علی برود. سردا دم در پیش هرمز رفته و خورشید به آنها اجازه نمی دهد که خیلی به هم نزدیک بشوند.

در زندان هرمز علی به یاشار و انیشته خبر می دهد که فردا قرار است به بیمارستان برود و میداند که با این کار به مرسل خبر می رسد و حتما مرسل به سراغ او می آید. او از یاشار و انیشته میخواهد که مراقب باشند، زیرا در صورتی که مرسل او را بکشد بعد سراغ آنها می رود. یاشار می‌گوید که از یکی از افرادش خواسته است که به زندان پیش آنها بیاید تا تنها نباشند. هرمز با طعنه می‌گوید که شاید همان شخص بخواهد او را بکشد.

بیشتر ببینید:

الیاس و آلپ ارسلان و بحری و شاهین و ظفر و ثروت و رها در انبار خانه جیران نشسته و در مورد گیر انداختن عصمت کثافت صحبت میکنند. شاهین می‌گوید که اگر ثروت به عنوان قمارباز با پول زیاد به قمارخانه برود، عصمت پیدایش می شود و آن وقت الیاس میتواند سراغ او برود. الیاس می‌گوید که عصمت حتما ثروت را می شناسد. ثروت می‌گوید که عصمت او را به قیافه نمی‌شناسد و شاید فقط اسم او را شنیده باشد.

ثروت آماده شده و با ساک پر از پول به یک قمارخانه رفته و میخواهد سر میز بنشیند. افراد عصمت به او خبر می دهند که یک نفر برای بازی با پول زیاد آمده است. عصمت به سمت قمارخانه می رود. الیاس و آلپ ارسلان و بحری داخل ماشین کشیک می دهند. ظفر نیز داخل قمارخانه می رود تا آمار بدهد.

کمی بعد عصمت آمده و سر میز پیش ثروت می رود. ثروت به آلپ ارسلان پیام داده و خبر می دهد که عصمت آمده است. آلپ ارسلان و الیاس و بحری با اسلحه داخل آمده و سراغ عصمت می روند و با تهدید و تیز زدن به پای او، از او میخواهند که جای مرسل را بگوید. عصمت می‌گوید که از جای مرسل خبر ندارد، اما یک نفر از افراد یاشار، فردا برای کشتن یاشار و هرمز به سلول آنها خواهد رفت. بحری سپس به دستور الیاس، عصمت را می کشد. ثروت میخواهد همه پول‌هایی که در قمار برنده شده است را بردارد، اما بحری اجازه نمی دهد و می‌گوید که فقط باید پولهای خودش را بردارد.

این را هم ببینید:  سریال تخته سیاه (Kara Tahta) پیش از قسمت ۱ اول :‌ زمان انتشار، بازیگران و خلاصه داستان

روز بعد نگهبانان به سلول رفته و هرمز را که به بهانه سنگ کلیه میخواهد به بیمارستان برود، از سلول بیرون می برند. نگهبان به یاشار و انیشته می‌گوید که به جای هرمز فعلا یک زندانی دیگر به بند آنها اضافه خواهد شد، زیرا در بندهای دیگر جا ندارند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.