سریال امانت قسمت ۳۴۶ سیصد و چهل و شش

 

سحر در اتاقش نشسته و با خود می گوید:《اون نمی خواد سحر رو از دست بده،نه منو،وقتی پیداش نکنه بی خیال میشه》

یامان طبقه پائین نشسته است.جنگر برای او قهوه می برد.یامان می گوید که اگر سحر برگه را امضا کند و از او طلاق بگیرد،فقط حلقه را از دستش بیرون می آورد و هیچوقت حمایتش را از او قطع نمی کند.در همین زمان سحر می آید و برگه طلاق را به دست یامان می داد و می گوید که فعلا دست او بماند.سحر می گوید:《گفته بودی راه راحت رو انتخاب می کنی یا راه سخت رو،من می خوام بجنگم》یامان می گوید که فورا بهترین دکترها را برای او پیدا می کند.

یامان همراه سحر به اتاقش می رود تا در لب تاپ پروفایل روانپزشک ها را نگاه کنند.سحر به خاطر پروسه درمان و انتخاب روانپزشک استرس دارد.آنها سوابق هر یک از د‌کتر ها را چک می کنند و یکی از آنها را انتخاب می کنند.

فردا صبح سحر برای رفتن به دکتر عجله دارد و عصبی است.او سر یامان غر می زند که باید عجله کنند و اگر نه دیر می رسند‌.او در خیابان با مردی که جای پارک ماشین آنها را اشغال کرده دعوا می کند.در نهایت آنها زود به مطب دکتر می رسند و با یکدیگر در  کافه قهوه می خورند تا نوبتشان شود.

سمرا در خانه اش در حال قدم زدن است و با دویگو تماس می گیرد،ولی او جواب نمی دهد.عمه سلطان از سمرا می خواهد که آرام باشد.

بیشتر ببینید:

دویگو همراه علی در بیمارستان است.علی از او می پرسد که نمی خواهد جواب گوشی اش را بدهد؟دویگو می پرسد:《بهش چی بگم؟بگم بازم موفق نشدم؟》

در همین زمان دکتر از اورژانس بیرون می آید و می گوید که رستم به کما رفته است.علی می پرسد که به هوش می آید؟دکتر می گوید که شاید به هوش نیاید،شاید هم به هوش بیاید و چیزی به یاد نیاورد.دویگو شروع به گریستن می کند و می گوید که دیگر نمی توانند یاسمین را نجات بدهند.در همین زمان ولکان می رسد و علی ماجرا را برای او تعریف می کند.

دویگو،همراه علی و ولکان به خانه اش می رود.سمرا از خانه بیرون می دود و می پرسد که توانستند یاسمین را آزاد کنند؟دویگو حرفی نمی زند و گریه می کند.سمرا می گوید:《تقصیر تو نیست،تقصیر منه که از تو انتظار کمک داشتم》سمیرا به داخل خانه می رود.ولکان می گوید که آنقدر که انتظار داشتند واکنش سمرا سرد و و خشن نبود.دویگو می گوید که درست است،چون او را کلا از زندگیش حذف کرد.علی از دویگو می خواهد که به خانه آنها بیاید و استراحت کند.

دویگو در خانه علی،پیش او و ولکان نشسته و می گوید که مادرش او را کنار گذاشته و حق دارد،چون او نتوانسته یاسمین را نجات بدهد.علی می گوید که امیدش را از دست ندهد و حتما راهی برای نجات یاسمین پیدا می کنند.ولکان به دویگو می گوید که امشب پیشش می ماند و تنهایش نمی گذارد.در همین زمان گوشی ولکان زنگ می خورد و همسایه اش می گوید که دزد به خانه او آمده است.ولکان با خود می گوید که فیلم ها را در خانه گذاشته بود.ولکان از دویگو معذرت می خواهد و می گوید که باید فورا به خانه برود.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۱۴ چهاردهم

ولکان به خانه می رود و می بیند که در خانه باز است.او وارد می شود و فلش فیلم را پیدا می کند و خوشحال می شود.عموی ولکان با او تماس می گیرد و می گوید که فردا آزمایشات قبل عمل را شروع می کنند.ولکان می گوید که کار مهمی دارد و فعلا نمی تواند عمل شود.

فردا صبح علی به اداره می رود.ولکان از او می پرسد که دویگو به اداره نمی آید؟علی می گوید که حالش خوب نبود و در خانه استراحت می کند.ولکان پیش علی می رود و می گوید که می داند که می خواهد کنار دوستش باشد،اما او دوست پسر دویگو است و از این موضوع راضی نیست و به زودی می خواهد با دویگو ازدواج کند.علی می گوید که حق با اوست.در همین زمان سمبل،دوست دختر رستم به ولکان پیام می دهد که اگر می خواهد گیر نیافتد فورا با او تماس بگیرد.ولکان به سمبل زنگ‌ می زند و می پرسد که چه می خواهد؟سمبل می گوید که رستم به او گفته بود که اگر اتفاقی برایش بیافتد،دوستش فیلم ها را به پلیس می دهد.او هم باید فورا دویست هزار لیره به حسابش بریزد.ولکان چند روز وقت می خواهد و قبول می کند.

علی برای ملاقات با یاسمین به زندان می رود و می گوید که رستم در بیمارستان است و به کما رفته است.یاسمین می گوید که اعتماد به آنها از اول هم اشتباه بوده.علی می گوید تئوری اش این است که فردی که برای او تله گذاشته،رئیسش ارطغرل سوران است،چون او با خواهرش دشمنی دارد.یاسمین می گوید که وقتی هیچکدامشان نبودند،ارطغرل کنار او بوده و او را از خیابان نجات داده،الان هم برای او وکیل جدیدی گرفته و مثل آنها همه جا را به دنبال رستم گشته است.علی می گوید که در عملیات که مسئول آن دویگو بوده،برادر ارطغرل مرده است.یاسمین می گوید که ارطغرل به او گفته که دویگو برادرش را کشته و خواهر خودش را هم در خیابان رها کرده است.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۴ چهارم
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.