سریال راهزنان قسمت ۵۲ پنجاه دو

 

داوود و نوشاد در رستوران کوچکی سر میز نشسته اند و غذا می‌خورند.داوود با خنده میگوید که آنها همان کاری را می کنند که می خواهد و حالا همه چیز به گردن ا‌ونال افتاده است.سپس میپرسد که چه کسی سیصد هزار دلار طلا را دزدیده؟نکند کار محمود است‌؟نوشاد میگوید که محمود مرده است.داوود با شک به او نگاه می کند و نوشاد به فکر فرو می رود.

وهبی پیش رها به بیمارستان می‌ رود‌.رها در حال نگاه کردن به پدرش از پشت شیشه اتاق مراقبت های ویژه است.وهبی حال شاهین را میپرسد و رها میگوید که امشب دستگاه ها را از پدرش باز می‌کنند و گفته اند که خوب می‌شود.وهبی به رها میگوید که هرمز میخواهد او را ببیند و همه از کار دیشب او با خبر شده اند.

هرمز در زیر زمین نمایشگاه جلسه گذاشته و از همه میپرسد که فهمیده اند چه کسی پول ها را دزدیده؟  هیچ کس حرفی نمیزند.هرمز رها را توبیخ میکند که چرا به ماشین ضد گلوله کارتال حمله کرده است؟سپس می گوید که خیلی خوب شده،چون الان کارتال اونال را مقصر می‌داند و آنها با هم درگیر می‌شوند،ولی آنها نباید هیچکاری بکنند و طرف کسی را بگیرند.الیاس می گوید که هم به شاهین شلیک شده و هم پول ها دزدیده شده،نفر بعدی چه کسی است؟هرمز از او می خواهد که ایلکلر را برایش پیدا کند،چون یا کار اوست یا چیزی می داند.

در خانه هرمز،مریم از خدیجه می خواهد که به خانه نازلی برود و بفهمد که دوست دارد از آن شهر برود؟ خدیجه میگوید که دلش نمی خواهد بین هرمز و نازلی قرار بگیرد.مبجل داوطلب رفتن میشود.عایشه میپرسد که اگر نازلی به هرمز بگوید چه میشود؟مریم می‌گوید:《هرمز نمیتونه به مبجل چیزی بگه،اگر هم بگه میدونه که هیچ تاثیری نداره》

بیشتر ببینید:

مبجل به خانه نازلی میرود.نازلی در را به رویش باز می‌کند.مبجل با دیدن یاران به طرفش می رود و به او تسلیت میگوید.یاران و نازلی میپرسند برای چه تسلیت میگوید که در خانواده آنها وقتی کسی به راه دور فرستاده می شود یعنی مرده است.

اونال به همراه اوزر و ایلماز به ویلای هرمز می‌روند.اونال از هرمز میپرسد:《یعنی چی پول همه رو به زور گرفتی دادی به کارتال》هرمز می‌گوید که آنها به خواست خودشان پول را پس داده اند.اونال می‌گوید که آنها قرار گذاشتند و با هم تصمیم گرفته بودند.هرمز میگوید که او قبلا گفته بود که سهم خودش را پس میدهد و همه را به ویلایش دعوت کرد و گفت که آنها مثل اونال جسور نیستند که با کارتال درگیر شوند و بهتر است که پول را پس بدهند.آنها هم قبول کردند.ایلماز میپرسد که چرا او و اوزر را دعوت نکرد؟هرمز می‌گوید که چون فکر می‌کرد آنها هم مثل اونال جسور هستند.هرمز از اوزر میپرسد که کارتال آمده و اونال را تهدید کرده و او گذاشته زنده بیرون برود؟اوزر می‌گوید که به درخواست خود اونال خان بوده است.اونال هرمز را تهدید می‌کند که اگر او خواب راحت نداشته باشد،هرمز هم نباید راحت بخوابد،چون آنها یک گروه هستند.هرمز میگوید که او با دولت توافق کرده بود،ولی آنها بر علیه اش رای گیری کردند.اونال می‌گوید که اگر با او به توافق نرسد با دولت هم به توافق نخواهد رسید.اونال میگوید :《همین جوری ادامه بده یه حمله از من یه حمله از تو》اونال از جایش بلند می شود و خطاب به آلپ ارسلان میگوید:《آماده باش پسر،اگه عموت همین جور ادامه بده به زودی تو جاش میشینی》آلپ ارسلان میگوید:《اگر دخترتون به جاتون بشینه چرا که نه،با هم گروه رو اداره می کنیم》اونال،آلپ ارسلان را وقیح می نامد و می رود.هرمز هم آلپ ارسلان را تنها می گذارد تا به بیمارستان پیش شاهین برود.

این را هم ببینید:  سریال چکاوک قسمت ۷۸ هفتاد و هشت

الیاس و سلیم نشسته اند و با هم صحبت می‌کنند.سلیم به الیاس می گوید که حالش خوب نیست و از این به بعد او در جلسات شرکت کند و با هر چه که برادرش گفت موافقت کند‌.در همین زمان محمود از پنجره آنها را تماشا می کند.

هرمز و رها در بیمارستان پیش شاهین نشسته اند.او تازه به هوش آمده و میپرسد که آن نامرد را گرفته اند؟هرمز می پرسد که از چه کسی صحبت می کند؟شاهین می گوید :《همونی که به برادر خودشم رحم نکرد،محمود》رها و هرمز متعجب می‌شوند و فکر میکنند که شاهین خیالاتی شده،اما شاهین می‌گوید که در آخرین لحظه که به او شلیک کرده او را دیده است.

یاران با سلیم تماس می‌گیرد و به او می گوید که بعضی از وسایلش خانه محمود جا گذاشته و آمده آنها را ببرد و کلید را هم تحویل او بدهد.سلیم می گوید که الان خودش را می رساند‌.محمود بعد از قطع تماس به یاران میگوید که پول به اندازه کافی دارند،برود و وسایلش را بردارد تا با هم فرار کنند و او هم با برادرش خداحافظی می کند.یاران می پرسد که نازلی چه می شود؟محمود می گوید که بعدا نازلی را هم پیش خودشان می آورند.یاران می گوید که امروز مبجل به خانه آنها آمده بود تا بهشان هشدار بدهد که فرار کنند و حرفهای او درست است.یاران سوار ماشین می شود و می رود.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.