سریال بی صداقت – صداقت سیز قسمت ۴ چهارم

آسیه با نمونه ادرار درین تست بارداری می‌گیرد و متوجه می شود که او حامله است. آسیه شوکه شده و گریه اش میگیرد، اما خودش را کنترل میکند و به درین خبر میدهد که باردار است. درین نیز شوکه شده و به سمت اتاق دکتر زنان، یعنی دریا می رود.

کمی بعد دریا پیش آسیه می رود. او به آسیه می‌گوید که درین قصد کورتاژ کردن دارد و نمیخواهد ولکان چیزی بفهمد. آسیه به دریا می‌گوید‌ که باید موضوع را به ولکان بگوید. درست مخالف است و می‌گوید‌ که اگر ولکان ماجرای بچه را بفهمد، نمی‌گذارد درین آن را سقط کند و رابطه آنها تمام نخواهد شد. آسیه اهمیتی نمی‌دهد و حرفش را تکرار میکند.

ولکان و علی در اردوی تیم مدرسه هستند. مرت با ولکان تماس گرفته و بابت رفتارش در روز تولد از ولکان معذرت خواهی میکند. سپس در مورد وضعیت شرکت سوال میکند. ولکان می‌گوید به خاطر اینکه برای اعمال تغییرات در پروژه وقت ندارند، احتمال زیاد سرمایه‌گذار را از دست می دهند و در آستانه ورشکستگی هستند. او به مرت می سپارد که چیزی به آسیه نگوید.

بهار که دلش میخواهد بچه دار شود، در خانه به خودش رسیده و در اتاق خواب منتظر آمدن مرت است. وقتی مرت به خانه می آید، اهمیتی به بهار نمی دهد و تصمیم میگیرد برای خوردن شام بیرون برود. بهار به شدت ناراحت می شود.

ولکان به درین پیام می دهد و از او میخواهد که فعلا صبر کند. درین خوشحال و امیدوار می شود.

بیشتر ببینید:

آسیه به رستورانی که نیل آنجا کار میکند می رود. نیل در رستوران نیست و آسیه آدرس خانه او را از همکارش می گیرد. وقتی آسیه دم خانه نیل می رسد، دوست پسر نیل پیش اوست و در حال کتک زدن نیل است. آسیه سریع داخل رفته و مداخله میکند. او دوست پسر نیل را تهدید میکند و میگوید که به خاطر اعتیاد داشتن و اعمال خشونت برای او پرونده درست میکند و باعث اخراج او از محل کارش می شود. دوست پسر نیل عصبی می شود. آسیه نیل را با خودش می برد و به زخمهای او رسیدگی میکند.

در خانه پدر درین، گونول از درین در مورد دوست پسر او سوال میکند.درین داشتن دوست پسر را انکار میکند و در مورد عکس دستی که در اینستاگرام خود گذاشته بود می‌گوید که فقط یک دوستی ساده بوده است.

روز بعد، ولکان و علی از اردو برمیگردند. بعد از صبحانه، آسیه بی مقدمه از ولکان در مورد داشتن رابطه با شخص دیگر سوال میکند و از او میخواهد که راستش را بگوید. ولکان شوکه شده و چنین چیزی را تکذیب می‌کند. آسیه می‌گوید‌ که اگر ولکان حقیقت را بگوید، او را می بخشد و به خاطر علی به زندگی اش ادامه میدهد. ولکان باز هم انکار میکند. آسیه دیگر چیزی نمی‌گوید. او به دریا پیام میدهد و می‌گوید:«به ولکان بگو که درین حامله است. همین حالا بهش زنگ بزن.»

این را هم ببینید:  سریال راهزنان قسمت ۲۴۰ | پاورقی و دانلود

درین با ولکان تماس می‌گیرد. ولکان که در خانه نمی‌تواند جواب بدهد، تماس را رد میکند. درین از ولکان عصبانی می شود. دریا با ولکان تماس گرفته و خبر میدهد که درین باردار است. ولکان شوکه شده و سریع به سمت خانه مجردی درین که در آنجا کارهای هنری اش را انجام می دهد می رود. درین ابتدا در را باز نمی‌کند. سپس در را باز کرده و با گریه با ولکان دعوا میکند. او می‌گوید که دیگر چیزی بینشان وجود ندارد و بچه را نیز سقط میکند. ولکان مخالف است و سعی دارد درین را آرام کند. درین میپرسد:« تو میخوای با من زندگی کنی یا نمی‌خوای؟» ولکان او را بغل کرده و می‌گوید:« من نمیتونم بدون تو زندگی کنم.»

آسیه به بیمارستان می رود. بهار پیش او آمده و در مورد علت گفتن بارداری درین به ولکان را می پرسد. آسیه می‌گوید که میخواهد بداند ولکان کدام طرف را انتخاب میکند و اگر قرار باشد درست و بچه را انتخاب کند، دیگر در زندگی او و علی جایی ندارد.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.