سریال قیام عثمان قسمت ۳۲۳ سیصد و بیست و سه

 

گیخاتو به سربازانش دستور می دهد که دنبال عثمان بروند.

سربازان دیگری که در درگاه مشغول درگیری با شیخ ادبالی و درویشان بودند، خبر فرار عثمان را شنیده و درگاه را رها میکنند. شیخ ادبالی از شنیدن خبر فرار عثمان خوشحال می شود و خدا را شکر میکند.

گیخاتو و افرادش به کاروانسرا می روند. سربازان وزیر را از مخفیگاه بیرون می آورند تا به او رسیدگی کنند.

عثمان و تورگوت و کوسس و افرادش به چادر چوپان می روند. کمی بعد روگاتوس به آنجا آمده و خبر میدهد که امپراتور از اقدامات گیخاتو عصبانی شده و تصمیم دارد تمام فرماندهان مورد اعتماد خود را در قلعه ساگاروس جمع کند و به آنها ملحق بشود.‌عثمان می‌گوید‌ که او نیز میخواهد به آنجا برود.

بیشتر ببینید:

گیخاتو با عصبانیت افرادش را به جنگل میفرستد تا عثمان را پیدا کنند. کونور نیز می‌گوید که همراه سربازان می روند. فرمان میگوید که او هم می رود.‌ کونور از این قضیه کلافه می شود و نمی‌تواند مانع فرمان بشود.

داخل چادر چوپان، داوود بیگ شمشیر هایی را که در این مدت ساخته است به عثمان نشان میدهد و می‌گوید که به تعداد سربازان مغولی که کشته شده اند شمشیر ساخته است. عثمان از او تشکر و تعریف می‌کند. کمی بعد روگاتوس به چادر چوپان می رود و به عثمان می‌گوید‌ که از قسطنطنیه خبر مهمی آورده است. او می‌گوید که امپراطور از شنیدن خبر آمدن گیخاتو به شدت عصبانی شده است و قرار است در نیکیا همه فرماندهان را جمع کند و مخفیانه به آنها ملحق بشود. عثمان می‌گوید‌ که او نیز میخواهد به آنجا برود.

این را هم ببینید:  سریال چکاوک قسمت ۷۴ هفتاد و چهارم

بوران و دوستانش در جنگل کمین کرده و به افراد مغول تیر می زنند. کونور نیز مغول ها را می زند. فرمان متوجه خیانت کونور به وزیر شده و میخواهد او را بکشد، اما کونور زودتر او را می کشد.

در قبیله عایشه مشغول لالایی خواندن برای اورهان است. مالهون خاتون و آی‌گل به قبیله رفته و اورهان را از عایشه می‌خواهند. عایشه نگرانی مالهون خاتون را درک میکند و اورهان را به او می‌دهد تا سریع تر از آنجا بروند.

گوندوز به کاروانسرا پیش گیخاتو رفته و از او میخواهد که با سوگوت کاری نداشته باشد و در عوض او اسب و جنگجویانش را که مورد نیاز گیخاتو هستند به او می‌دهد.

کونور و بوران با هم به دنبال عثمان می گردند. آنها به چادر چوپان می رسند. عثمان با دیدن بوران خوشحال می شود. او وقتی متوجه می شود که کونور کسی بوده است که به همراه بوران از خاتون ها در برابر جولیا محافظت کرده بود متعجب می شود. کونور می‌گوید که او حقیقت را دریافته و میخواهد که در کنار عثمان باشد. سپس خبر می دهد که گیخاتو افرادش را برای کشتن نیکولا فرستاده است. همچنین وزیر با شخصی صحبت می‌کرده و به او گفته بود که نباید گیخاتو را به آن سرزمین ها صدا می کردند و حالا باید جلوی او را بگیرند تا خودشان صاحب همه سرزمین ها بشوند. آن شخص به وزیر گفته بود که اگر نیاز باشد حتی با پاپ نیز متحد می شوند تا به خواسته بود برسند. عثمان از کونور میخواهد که همچنان در کنار وزیر باشد تا بتواند برای عثمان اطلاعات مفیدی بیاورد. کونور قبول میکند.

این را هم ببینید:  سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۴۱ صد و چهل و یکم
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.