دانلود سریال ساخت ایران ۳ قسمت ۶

 

غلام به دنبال بیتا می رود.بیتا سوار ماشین می شود و می گوید که باید کار پیدا کند و از خانه دایی او برود.غلام می گوید که با هم کار می کنند.بیتا می پرسد که مگر نمی خواهد به بندر برود؟غلام می گوید که کارش در بندر مهم نیست و با پولی که دست سیاوش دارد از بندر جنس می آورد و اینجا می فروشد.مرتضی تمام مدت در حال زنگ زدن است و غلام گوشی را جواب نمی دهد.بیتا که اعصابش خورد شده به غلام می گوید که ماشین را نگه دارد و می خواهد برود به مصاحبه های کاری اش برسد.

سیاوش چمدانش را بسته تا به ترکیه برود و شیرین او را به فرودگاه می رساند و به او می گوید که یک لحظه هم نباید چشم از ستوده بردارد.

مدتی بعد،غلام و مرتضی برای گرفتن پول به خانه سیاوش می روند.آنها با سیاوش تماس می گیرند،ولی او جواب نمی دهد.آنها با خود می گویند که شاید سیاوش در خانه بلایی سرش آمده و برای همین در را باز نمی کند،مرتضی قلاب می گیرد و غلام از دیوار وارد خانه می شود و در را باز می کند.مدتی بعد،مرتضی در وان حمام سیاوش است و غلام هم مشغول درست کردن کباب است که شیرین به خانه بر می گردد.او از حمام صدای آب می شنود و در را باز می کند و با دیدن مرتضی جیغ می زند‌.مرتضی و غلام از خانه فرار می کنند.

مدتی بعد شیرین با سیاوش تماس می گیرد و می گوید که آدرس هتلی را برایش می فرستد که ممکن است ستوده به آنجا برود.چند دقیقا بعد،سیاوش با شیرین تماس می گیرد و می گوید که حدسش درست بود و ستوده در همان هتل اتاق گرفته است.

بیشتر ببینید:

غلام و مرتضی در حال رفتن به خانه نوذر هستند که هاشم را گوشه خیابان می بینند و ماشین را نگه می دارند.هاشم می گوید که پلیس دم خانه آمده و همه جا را به دنبال آنها می گردد.غلام می پرسد برای چی؟هاشم می گوید به جرم پول گرفتن از سایت های شرطبندی و بیهوش کردن اسب های مسابقه،غلام می پرسد که از کجا می دانند که کار آنهاست؟هاشم می گوید که چند میلیارد پول به حساب آنها ریخته شده است.سپس از آنها می خواهد که به خانه نیایند و گوشی هایشان را هم خاموش کنند.غلام می گوید که پس چطور از خانواده خبر بگیرند؟هاشم گوشی خودش را به آنها می دهد و می گوید که هر وقت لازم شد به آنها زنگ می زند.

مدتی بعد،مرتضی در اتوبان در حال رانندگی و غذا خوردن است.غلام با او درد و دل می کند و می گوید که هیچوقت فکر نمی کرد که سیاوش با او همچین کاری بکند.مرتضی می پرسد که الان باید چه کار کنند؟غلام می گوید که باید سیاوش را پیدا کنند و پول مردم را از او پس بگیرند.در همین زمان هاشم تماس می گیرد و از آنها می خواهد که به خانه برگردند.

غلام و مرتضی به خانه برمی گردند.هاشم می گوید که باید نقشه ای برای فرار داشته باشند.بیتا از غلام می خواهد که خودش را به پلیس معرفی کند و بگوید که تقصیری نداشته است،ولی همه به او می خندند.

این را هم ببینید:  سریال روزی روزگاری چوکوروا قسمت ۴۷۶ چهارصد و هفتاد و شش

هاشم نقشه ای می کشد و به غلام و مرتضی می گوید،ولی آنها به او می خندند.غلام می پرسد که سیاوش پول را وقتی از حساب برداشته چه کار کرده است؟هاشم می گوید سروانی که به دنبال آنها آمده بود این را هم گفت و سیاوش تمام پول را بیت کوین خریده است.نوذر می گوید که حواسشان را جمع کنند و نمی توانند به پلیس بگویند که سیاوش از آنها برای دسترسی به حسابشان وکالت داشته است.

فردا صبح،غلام و مرتضی پیش مردی می روند که قبلا جای سیاوش را به آنها گفته بود‌.مرد می گوید که از وقتی سیاوش با خانم دکتر وارد رابطه شده برای همه زیر آبی میرود.غلام می گوید که اگر او را پیدا نکنند،نمی توانند در این مملکت زندگی کنند‌.مرد می گوید که وقتی سیاوش از او دستگاه میکروفن می خواست،فهمید که او می خواهد از مردی که صاحب گالری جواهر است چیزی بکند و دنبالش است.پس اگر صاحب گالری را پیدا کنند،سیاوش را هم پیدا می کنند.ِغلام و مرتضی به گالری جواهر می روند و از سرایدار می شنوند که صاحب گالری برای مسافرت به خارج از کشور رفته است.آنها با مردی که اطلاعات بهشان داده بود تماس می گیرند و او می گوید که اگر سیاوش به خارج رفته است،حتما بلیط‌هایش را از آژانس مسافرتی پژمان گرفته است،ولی پژمان چیزی را به آنها نمی گوید.پس به آدرسی که او برایشان می فرستد بروند.مدتی بعد،غلام و مرتضی به کافه ای می روند و به دنبال فردی به نام فرید می گردند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.