سریال راهزنان قسمت ۵۳ پنجاه و سه

 

هرمز در حال رانندگی است و به سلیم زنگ میزند،اما گوشی سلیم در ماشین جا مانده است.هرمز به یاران زنگ می زند و از او می خواهد که راستش را بگوید و محمود کجاست؟یاران میگوید که محمود از او خواسته که با سلیم تماس بگیرد تا به خانه محمود برود و او هم همین کار را کرده است.هرمز از یاران می‌خواهد که پیش نازلی برود و در و پنجره را هم قفل کند.

هرمز به خانه محمود می‌رود.سلیم چاقو خورده و به سختی به مبل تکیه داده است.هرمز با عجله پارچه ای می‌آورد و روی زخمش را فشار میدهد و به آمبولانس هم زنگ میزند.هرمز از سلیم می‌خواهد که تحمل کند، اما سلیم از هرمز می‌خواهد اجازه بدهد که بمیرد.او میگوید که دیگر نمی‌تواند این زندگی را که دستور قتل برادرش را داده و برادرش او را با چاقو زده را تحمل کند.هرمز می‌گوید که او هم برادرش است و سال‌های زیادی را با هم بوده اند و اجازه نمی‌دهد که بمیرد.همان موقع آمبولانس می‌رسد.

عدنان به در خانه مریم میرود تا برای هرمز لباس بگیرد.مریم سفارش می‌کند که وقتی سلیم را از اتاق عمل بیرون آوردند به او خبر بدهد.مریم پیش مبجل و عایشه بر می‌گردد.مبجل میگوید که حالا نازلی حسابی ترسیده و کافی است که مریم با او صحبت کند تا برود و اگر از اول هم با آرامش با او برخورد می‌کرد تاثیر بهتری داشت.

الیاس به دفتر ایلکلر میرود.نگهبانان دم در هستند و می‌گویند که نمی دانند او کجاست.جعفر و انیشته به نگهبان ها شلیک می‌کنند و رئیس نگهبانان را زنده می‌گذارند.آنها همه جا را می‌گردند ولی ایلکلر را پیدا نمی کنند‌.الیاس به پای رئیس نگهبانان شلیک می کند و می‌گوید که برای این او را زنده گذاشته تا به ایلکلر بگوید که الیاس به دنبالش است.

بیشتر ببینید:

ایلکلر به خانه اونال می رود و می‌گوید که محمود مخفی شده و نمی داند که کجاست.اونال به او می‌گوید که باید محمود را پیدا کند و اگر نه او کابوسش می‌شود،چون او به شاهین شلیک کرده و شاهین زنده است.در همین زمان اوزر خبر می‌آورد که محمود به سلیم چاقو زده و هرمز او را به بیمارستان رسانده است.اونال میگوید که این هم کابوس بعدی و پیشنهاد می‌کند که دیگر  نخوابد،چون خودش هم الان کابوس او می شود‌.اوزر می گوید که منتظر اشاره ای از طرف اونال است تا او را بکشد.اونال می گوید که تا محمود زنده است،می‌گذارد که او زنده بماند.

هرمز به همراه تیپی و احمد در بیمارستان منتظر تمام شدن جراحی سلیم هستند.هرمز معتقد است که محمود سر خود نمی‌تواند به شاهین شلیک کند یا سلیم را با چاقو بزند.حتما اونال هم در این کار دست دارد.تیپی می‌گوید که بهتر است آتش را بکشند،چون حتما او هم با آنها هم دست است.هرمز می‌گوید که آتش را نکشد و کسی که پشتش است را پیدا کند.سلیم از اتاق عمل خارج می‌شود.وهبی برای آنها خبر می‌آورد و میگوید که قسمتی از کبدش را برداشته اند و هر دو کلیه اش هم از کار افتاده و باید پیوند بگیرد.هرمز میگوید که اگر محمود را پیدا کردند نکشند،چون کلیه هایش به درد سلیم میخورد.

محمود به دیدن دستیار نوشاد رفته و به او پیشنهاد میدهد تا دویست میلیون دلار را در ازای یک پاسپورت و خارج شدن از کشور به آنها پس بدهد و صد میلیون دلار هم برای خودش بماند.دستیار نوشاد به او خبر میدهد و نوشاد هم می‌گوید که قبول کند.نوشاد که پیش داوود خان نشسته از او می‌پرسد از کجا فهمیده که محمود زنده است؟داوود میپرسد که مگر او برنامه هایش را میگوید؟او هم همه چیز را برایش تعریف نمی کند.نوشاد میگوید که به محمود پاسپورت میدهد تا از کشور خارج شود و بقیه اش را به اونال و هرمز میسپارد.داوود میگوید که اونال و هرمز اگر عقل داشته باشند کسی را نمی‌کشند و ایلکلر هم اگر عقل داشته باشد فرار نمی کند،پس صبر کنند و ببیند که کدام یک کم عقل تر هستند.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۶ ششم

مریم پیش خیریه نشسته و از بچه هایش میخواهد که کنارش بنشینند تا با آنها مشورت کند.او میگوید که می‌خواهد به دیدن نازلی برود تا او را راضی کند که با بچه به جای دوری برود و اگر راضی هم نشد با آرامش او را راضی می‌کند.بچه ها از مادرشان می‌خواهند که دردسر برای خودش درست نکند و مخالفت می کنند.

اوزر به دیدن هرمز آمده و هرمز از او میپرسد که تا کی میخواهد بر علیه او نقشه بکشد؟اوزر می‌گوید:《تا وقتی که فقط یه رئیس وجود داشته باشه》هرمز به او می‌گوید که به اونال بگوید که جلسه ای برگزار می‌شود و اگر ایلکلر سر میز نباشد،او تمام این اتفاقات را از چشم اونال می‌بیند.

کارتال در حال خارج شدن از خانه است.او از افرادش سراغ دختر اونال را می‌گیرد.آنها می‌گویند که اوزلم امروز از خانه خارج نشده است.کارتال میخواهد که آنها به دختر اونال شلیک کنند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.