سریال راهزنان قسمت ۲۵۴ دویست و پنجاه و چهار

 

مسئول زندان به سلول آمده و به هرمز می‌گوید که آماده شود تا به بیمارستان بروند‌‌.

در خانه هرمز ، مریم و عمر آماده شده تا برای دیدن هرمز به بیمارستان بروند. مریم از خیریه نیز میخواهد که بیاید ، اما خیریه می‌گوید‌ که طاقت دیدن هرمز با دستبند را ندارد.

اونال به بیمارستان به دیدن تیپی می رود. امینه از او سوال میکند که چرا این بلا سرشان آمد ؟ اونال می‌گوید که به زودی جلسه ای ترتیب می دهند و فکرت همه چیز را با جزییات برای آنها تعریف می‌کند.

فکرت و اونال و ایلکر و اندر و آتش داخل اتاقی می روند تا صحبت کنند. بقیه اونال را به خاطر کار ایلماز و اینکه ایلماز از افراد او بوده است، سرزنش میکنند. اونال می‌گوید که او تقصیری نداشته است و نمی‌دانست که در این مدت ایلماز را شستشوی مغزی داده اند. اندر می‌گوید که هرمز در راه بیمارستان است و حتما میخواهد خودش با اونال صحبت کند. اونال متعجب و عصبی شده و می‌گوید که به هرمز تاکید پیغام فرستاده بود از زندان بیرون نیاید ، زیرا او را می کشند.

هرمز داخل ماشین مخصوص زندانیان در حال رفتن به بیمارستان است.

بیشتر ببینید:

فردی به نام مصلح به عنوان زندانی جدید به سلول پیش انیشته و یاشار می رود.او به یاشار می‌گوید که مصطفی پاشا و سینان او را فرستاده اند تا نوکری یاشار را بکند. سپس دست یاشار را می بوسد. یاشار نسبت به مصلح مشکوک است. او پنهانی داخل اتاق خواب رفته و ساک مصلح را میگردد، اما چیزی پیدا نمیکند.

این را هم ببینید:  سریال نوبت لیلی قسمت ۳ سوم

مریم در بیمارستان به اونال می‌گوید که ایلماز می‌دانست قاتل دخترش چه کسی بوده است، اما قبل از اینکه اسم او را بگوید کشته شد. او می‌گوید که حتما اونال نیز قاتل دخترش را می شناسد و از او میخواهد که بگوید قاتل کیست. اونال اظهار بی اطلاعی کرده و می‌گوید که در این مورد حتما تحقیق میکند.

هنگامی که هرمز به بیمارستان می رسد ، مرسل و افرادش داخل ماشین هستند و او را تحت نظر دارند. مرسل از افرادش میخواهد که هنگام بیرون آمدن هرمز ، او را تعقیب کنند و سربازان ماشین را عوض کنند.

ثروت داخل بیمارستان به نوشاد خبر می دهد که عصمت کثافت به الیاس گفته بود که یک نفر را به زندان فرستاده تا هرمز را بکشد. نوشاد به هرمز هشدار می دهد که امیدوار است این بازی او نباشد تا بخواهد به عمد نوشاد را از بیمارستان دور کند. هرمز چنین چیزی را انکار میکند. نوشاد سریع می رود.

در زندان ، مصلح با یک شی تیز به اتاق می رود. یاشار از پشت سر با پارچه ای گردن مصلح را فشار می دهد. آنها با هم درگیر می شوند و مصلح پای یاشار را مجروح میکند. انیشته نیز به کمک آمده و مصلح را میگیرد. نگهبانان داخل می روند و آنها را جدا می‌کنند.

در بیمارستان هرمز به اتاق تیپی رفته و به او سر می زند. سپس بیرون آمده و با امینه و گونول ابراز همدردی میکند. هنگام رفتن هرمز ، اونال پنهانی یک چاقوی کوچک داخل جیب هرمز می‌گذارد.

این را هم ببینید:  سریال روزی روزگاری چوکوروا قسمت ۴۷۶ چهارصد و هفتاد و شش

هرمز داخل ون پلیس می نشیند و ماشین حرکت می‌کند. در بین راه مامورین ماشین را نگه داشته و مرسل سوار ماشین می شود تا هرمز را بکشد. هرمز چاقوی کوچک را در قلب مرسل فرو می کند. یکی از سربازان داخل آمده و با اسلحه به سر هرمز می کوبد.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.