سریال قیام عثمان قسمت ۳۲۴ سیصد و بیست و چهار

 

عثمان می‌گوید که آنها باید به کمک نیکولا بروند و نگذارند که او کشته شود، زیرا قدرت نیکولا به درد آنها می خورد.

تورگوت و جرکوتای به عثمان می‌گویند که نیکولا دشمن او است و نباید این کار را بکند. چوپان می‌گوید که عثمان کار درستی میکند، زیرا با این کار از قدرت نیکولا نیز استفاده میکند و خودش قوی تر می شود.

مالهون خاتون اورهان را به چادر چوپان پیش عثمان می برد. عثمان از دیدن اورهان خوشحال می شود. او به جنگجویانش می‌گوید که باید آماده شوند تا فردا به جنگ بروند و نقشه های وزیر و گیخاتو را خراب کنند.

شب فرماندهان در قلعه نیکولا جمع می شوند. نیکولا به آنها می‌گوید‌ که باید همگی با هم متحد بشوند تا مقابل وزیر و گیخاتو بایستند. یکی از سربازان داخل آمده و به نیکولا خبر میدهد که گیخاتو و وزیر نتوانستند عثمان را که فرار کرده است بگیرند. نیکولا به شدت عصبی می شود.

در کاروانسرا گیخاتو مشغول شام خوردن است. گوندوز به آنجا می رود. گیخاتو می‌گوید‌ که آنها باید نیکولا را بکشند و قلعه او را بگیرند. گوندوز با طعنه می‌گوید که حتما بعد از قلعه ها نوبت قبیله های آنها می شود. گیخاتو می‌گوید که قبیله های آنها منفعتی برای او ندارد و همین که گوندوز برای آنها اسب و جنگجو تهیه کند کافی است و او میتواند حاکم همان سرزمین های قبایل خود باشد. مینگیان پیش گیخاتو آمده و خبر می دهد که افراد عثمان در مسیر به آنها حمله کردند و سربازان را کشتند و کونور و فرمان نیز کشته شدند. وزیر از مرگ آنها ناراحت می شود. گیخاتو با عصبانیت به مینگیان می‌گوید که باید نیکولا را بکشد و نمیخواهد این بار او را دست خالی ببیند.

بیشتر ببینید:

گوندوز به قبیله رفته و وقتی می فهمد که عایشه اورهان را به مالهون خاتون داده است، عصبی شده و با عایشه بحث میکند. عایشه از کارهای گوندوز ایراد میگیرد. گوندوز بیگ تصمیم میگیرد که خاتون ها را به قبیله برگرداند تا جای آنها و اورهان پیش خودش امن باشد.

خاتون ها در درگاه آماده رفتن به قبیله می شوند. آنها با اینکه دل خوشی از گوندوز ندارند، ترجیح می دهند که به قبیله خودشان برگردند تا به امانت عثمان خیانت نکنند و جای اورهان نیز امن باشد.

روز بعد عثمان و تورگوت به همراه کوسس و روگاتوس به جنگل می روند. وقتی نیکولا در جنگل است، افراد مغول برای کشتن او حمله میکنند.

گیخاتو در چادر قبیله خود نشسته است و وزیر کنار اوست. نامه ای از طرف ارغون خان برای گیخاتو آمده که در آن نوشته شده است که او ارتش بیست هزار نفره ای را برای سرکوب آشوب های منطقه ارسال میکند. گیخاتو با خوشحالی این خبر را به وزیر می دهد و می‌گوید که به زودی همه را نابود خواهد کرد.

نیکولا در جنگل درگیر جنگ با مغول ها است که عثمان و افرادش سر می رسند و افراد مغول را می کشند. نیکولا متعجب می شود. عثمان می‌گوید که مرگ نیکولا باید به دست او باشد. او و نیکولا ابتدا درگیر می شوند. عثمان نیکولا را خلع سلاح میکند‌.

سپس به او می‌گوید که فعلا او را نمی‌کشد و باید با یکدیگر متحد شوند.

این را هم ببینید:  سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۵۹ پنجاه و نهم
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.