سریال امانت قسمت ۳۴۸ سیصد و چهل وهشت

 

در عمارت،سحر در حال نگاه کردن به عکسهای آلبوم است و به یامان می گوید که در تمام عکسها خوشحال هستند و می خندند،هیچوقت روز بدی نداشته اند؟یامان خاطرات گذشته را به یاد می آورد و می گوید که اتفاقات بد در هر ازدواجی وجود دارد.

یامان در تراس نشسته است و با جنگر صحبت می کند.او می گوید که سحر فقط روزهای خوش را به یاد نمی آورد،گذشته تاریک او را هم به یاد می آورد و نمی داند که چطور به او بگوید که عوض شده و به سمت نور گام برداشته است.جنگر می گوید که عجله ای نیست و همانطور که دکتر سحر کاری می کند که او قدم به قدم گذشته را به یاد بیاورد،او هم می تواند کم کم از خودش و گذشته اش برای او بگوید.

یامان در اتاقش نشسته و به خاطراتش با سحر فکر می کند.او شروع به خواندن آواز می کند‌.سحر در طبقه پائین نشسته و صدای یامان را می شنود.او به اتاق یامان می رود و او را در حال خواندن آواز تماشا می کند.یامان متوجه سحر می شود.سحر می خواهد برود،ولی یامان از او می خواهد که بماند و به او درباره خودش می گوید که آدم کم حرفی است و نمی تواند به راحتی احساساتش را بیان کند،اما می خواهد از خودش برای او تعریف کند،وقتی که ناراحت و غمگین است به ترکی آواز می خواند و بقیه چیزها را هم درباره خودش قدم به قدم می گوید.

بیشتر ببینید:

فردا صبح،یامان و سحر به مطب روانشناس می روند.سحر برای دکتر عزیز تعریف می کند که چه چیزهایی درباره یامان فهمیده است.دکتر می گوید که وقتش است که قدم دیگری بردارند.او از یامان می خواهد که وارد مطب بشود و به او و سحر می گوید که باید کارهایی که در زندگیشان روتین بوده و همراه یکدیگر انجام می دادند را دوباره انجام بدهند.

دویگو و ولکان در اتاق بایگانی اداره پلیس هستند.دویگو از ولکان می خواهد که آرام باشد و هنوز نمی دانند که علی چه چیزی پیدا کرده است.ولکان می گوید که هر دوی آنها علی را می شناسند و او تا به نتیجه نرسد کار را رها نمی کند.در همین زمان سردرد ولکان شروع می شود‌.دویگو می گوید که او حالش خوب نیست و باید به بیمارستان بروند.

علی در دفترش نشسته است و از خود می پرسد که چرا دویگو از ولکان محافظت می کند؟فرات پیش علی می آید و می گوید که درباره اطرافیان رستم تحقیق کرده و او خانواده ای ندارد و در یتیم خانه بزرگ شده،اما دوست دختری به نام سمبل دارد که اسم و آدرس او را پیدا کرده است.

ولکان و دویگو به بیمارستان رفته اند.ولکان وارد مطب دکتر می شود و دویگو پشت در منتظرش می ماند‌.عموی ولکان دویگو را می بیند و می گوید که او حتما دوست ولکان است که تعریفش را کرده بود و می خواهد به هشدار بدهد که ولکان مریض است و آدم خطرناکی است.در همین زمان ولکان از مطب بیرون می آید و به عمویش می گوید که بیماری اش خطرناک نیست و دویگو را نگران نکند.دویگو با عصبانیت می پرسد که ولکان بیماری مهمی دارد؟ولکان از عمویش می خواهد که چند لحظه با هم صحبت کنند.او به عمویش قول می دهد که عمل بشود و از او می خواهد که حرفی از تغییر شخصیت و اختلال ادراکش نزند، چون می ترسد که دویگو و کارش را از دست بدهد.عموی ولکان قبول می کند.ولکان پیش دویگو بر می گردد و می گوید که وقتش است که بداند او بیمار است و در مغزش یک تومور است.دویگو نگران می شود و می پرسد که پس چرا جراحی نمی کند؟ولکان می گوید که اولویتش اثبات بی گناهی یاسمین است و بعد از آن جراحی می شود.دویگو به خانه ولکان می رود و برای او شام درست می کند و از او می خواهد که منتظر آزادی یاسمین نماند و در اولین فرصت عمل شود.ولکان از آمدن دویگو به خانه اش خوشحال است و او را در حال آشپزی تماشا می کند و قول می دهد که برای جراحی اقدام کند.دویگو می خواهد به علی خبر بدهد که شب را در خانه ولکان می ماند.ولکان از او می خواهد که موضوع بیماری اش را به کسی نگوید.دویگو قبول می کند و به علی می گوید که ولکان سرماخورده و شب را کنارش می ماند.

این را هم ببینید:  سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۵

فردا صبح دویگو در حال درست کردن صبحانه برای ولکان است که علی با او تماس می گیرد و می گوید که دوست دختر رستم را پیدا کرده و دارد می رود تا او را به کلانتری بیاورد.ولکان که متوجه موضوع می شود به دویگو می گوید که برای صبحانه سوسیس ندارند و می رود تا بخرد.او در را روی دویگو قفل می کند و می رود.ولکان به سنبل زنگ می زند و از او می خواهد که فورا خانه را ترک کند،چون علی می تواند او را به جرم اینکه تمام کارهای رستم را می دانسته و سکوت کرده بازداشت کند.سنبل در راهرو ساختمانی که در آن زندگی می کند پنهان می شود.او با ولکان تماس می گیرد و می گوید که کمیسر علی وارد خانه اش شده اما دم ساختمان نگهبان گذاشته است و او نمی تواند خارج شود.ولکان به سنبل می گوید که وانمود کند که همسایه است و از ساختمان خارج شود.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.