سریال روزگارانی در چوکوروا قسمت ۱۳۲

 

بتول پیش عبدالقدیر می رود و از وضعیت پیش آمده ناراحت است. عبدالقدیر او را دلداری داده و می‌گوید که شرایط را درست میکند.

شرمین پیش چولاک می رود و می‌گوید که میخواهد با بتول به استانبول برود، زیرا آبروی آنها در شهر رفته است و چولاک نیز از بتول دفاعی نمیکند. او چولاک را نسبت به زلیخا پر میکند. چولاک عصبی شده و به عمارت می رود و با افرادش به عمارت تیراندازی میکند و با زلیخا به خاطر رسوایی بتول دعوا میکند. همان لحظه فکرت می رسد و به خاطر کار چولاک ، عصبانی شده و به او حمله میکند و او را کتک می زند و او را تهدید میکند. بعد از رفتن چولاک ، زلیخا نامه ای که آمده را به فکرت نشان می دهد و می‌گوید که آقا شادی مریض شده و حالش خوب نیست. او میخواهد برای ملاقات شادی به آنکارا برود. فکرت می‌گوید که همراه او می رود.

فکرت و زلیخا به آنکارا می روند. در بیمارستان زلیخا متوجه می شود که نامه ای که برایش ارسال شده، دروغ بوده است و در واقع گونگور در بیمارستان منتظر زلیخا بوده است. گونگور خودش را به زلیخا معرفی میکند و میگوید که رییس اداره اطلاعات است و میخواهد در مورد هاکان مدارکی را به زلیخا نشان بدهد. زلیخا با اکراه قبول میکند که همراه گونگور به اداره اطلاعات برود.

در اداره اطلاعات ، زلیخا با دیدن هاکان عصبی می شود. گونگور مدارک هاکان را به زلیخا نشان می دهد و می‌گوید که هاکان برای دولت خدمت میکرد و به دستور دولت به اسم مهمت کارا کار می‌کرده است. او می‌گوید که هاکان به عمارت زلیخا حمله نکرده و این کار ارکان، برادر هاکان بوده است. زلیخا می‌گوید‌ که هاکان به خاطر انتقام از دمیر به چکوراوا آمده بود و این برایش کافی است. سپس می رود.

این را هم ببینید:  سریال آلپ ارسلان قسمت ۴۷ چهل و هفت

وقتی زلیخا و فکرت به چکوراوا برمیگردند ، زلیخا برای شام وکیل خود را دعوت کرده و می‌گوید که میخواهد وکالت کارهای شرکت را به فکرت بدهد تا دیگر با هاکان رو به رو نشود.

بعد از رفتن وکیل، با عمارت تماس گرفته و خبر می دهند که شهردار فوت کرده است. زلیخا و فکرت و لطفیه با ناراحتی به بیمارستان رفته و به خانواده شهردار تسلیت می‌گویند.

روز بعد هاکان به شرکت رفته و وقتی می فهمد که زلیخا وکالت را به فکرت داده است، عصبی می شود.

بعد از مراسم خاکسپاری شهردار، ماشینی از طرف شهرداری دنبال لطفیه آمده و او را به شهرداری می برند. کارمندان شهرداری به لطفیه می‌گویند که تا انتخابات رسمی شهرداری ، او جانشین شهردار خواهد بود و او را به اتاق شهردار می برند.

بیشتر ببینید:

بتول به رستوران چولاک می رود و با عصبانیت می‌گوید‌ که دیگر وکالت او را به عهده ندارد و میخواهد با مادرش به استانبول برود. او از اینکه چولاک در برابر زلیخا از او حمایت نکرده است، گلایه میکند و چولاک را ترک میکند.

شب، چولاک به خواستگاری بتول می رود. شرمین و بتول خوشحال می شوند و شرمین با ازدواج آنها موافقت میکند. فادیک چولاک را با گل و شیرینی دم در می بیند و به زلیخا خبر می دهد. زلیخا اهمیتی به این قضیه نمی دهد.

روز بعد، عبدالقدیر در بازار خبر نامزدی چولاک و بتول را شنیده با عصبانیت به خانه پیش بتول می رود و می‌گوید‌ که حق ندارد با چولاک ازدواج کند. بتول سعی دارد عبدالقدیر را آرام کند و می‌گوید که حتی یک روز نیز زن چولاک نخواهد ماند و نقشه شان برای پولهای چولاک را یادآوری میکند.

این را هم ببینید:  سریال چکاوک قسمت ۷۸

روز بعد مراسم تولد کرمعلی و لیلا است و همه در حیاط مشغول انجام تدارکات هستند.

خبرنگار پنهانی از فکرت و زلیخا در تولد عکس می‌گیرد و عکس را در روزنامه چاپ میکند. خبر فامیل شدن فکرت و زلیخا در روزنامه پخش می شود و هاکان با دیدن عکس عصبی می شود.

در خانه شرمین بتول به شرمین می‌گوید که در شب زفاف به چولاک سم می دهد و او را می کشد. شرمین مخالف است و می‌گوید که آنها لو می روند، اما بتول قبول نمیکند.

فکرت با لطفیه تماس می‌گیرد و خبر می دهد که برای جنس هایی که از گمرک آمده اند باید به مرسین برود.

صبح روز عقد، بتول پیش کسی می رود که عبدالقدیر از او برای تکین سم خریده بود و از او برای کشتن چولاک سم می خرد.

لطفیه با افراد مهم شهر و شهرداری جلسه ای تشکیل می دهد و زلیخا نیز به آنجا می رود.

وهاب از طرف چولاک دنبال بتول و شرمین و فسون می رود تا آنها را به آرایشگاه ببرد. در بین راه، عبدالقدیر که نمیخواهد بتول ازدواج کند، با چند نفر از افرادش جاده را مسدود کرده و به زور بتول را از ماشین وهاب پیاده میکند. وهاب با اسلحه عبدالقدیر را تهدید میکند که بتول را پس بدهد. سپس به سمت عبدالقدیر شلیک میکند. عبدالقدیر به زمین افتاده و بتول با شوک و ناراحتی بالای سر او می نشیند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.