سریال خسوف قسمت ۲۶ بیست و شش

 

رضی با عصبانیت در خانه سمیرا قدم می زند و به او می گوید که علیرضا کلک زده و او هم اینقدر ساده است که همه چیز را با جزئیات گفته.سمیرا می گوید که باید هر چه زودتر زمین‌ها را بفروشند تا قضیه بدتر نشود.رضی می گوید که آنجا خیلی هزینه کرده اند و تاسیسات ساخته اند،اگر او هم قبول کند،افضلی قبول نمی کند‌.سمیرا می گوید که اگر او را به دادگاه احضار کنند می گوید که هیچ نقشی نداشته است.رضی می گوید که ده میلیارد از او سفته دارد و نمی تواند پا پس بکشد.

سمیرا که ترسیده حرفی نمی زند.رضی می گوید که خودش پرونده را در دادگستری پیگیری می کند و او هم برود به شمال و مراقب جعفر پور باشد.

اسما و مادر امیر با یکدیگر بحث می کنند‌.ریحانه از فرصت استفاده می کند و از خانه بیرون می رود و سوار ماشین روزبه می شود.روزبه از او حالش را می پرسد و می گوید که چرا اینقدر عصبی است و عرق کرده است؟ریحانه می گوید که چیز مهمی نیست‌.روزبه می گوید که می خواهد با او راجب روز خواستگاری صحبت کند.ریحانه به او آدرسی می دهد و می گوید که خانه دوستش است و او را برساند‌.

مدتی بعد ریحانه با خوشحالی از خانه دوستش خارج می شود.روزبه کیف ریحانه را می گردد و مواد مخدر را در آن پیدا می کند.ریحانه می گوید که به او ربطی ندارد.روزبه به صورت ریحانه سیلی می زند‌ و ریحانه در حالی که گریه می کند کیفش را جمع می کند و می رود.

علیرضا در خانه به سمیرا می گوید که در دادگاه رضی هر چه گفت او باید انکار کند و اگر مدرکی هم از او نشان دادند بگوید که مجبور شده و او را تحت فشار گذاشته بودند.سمیرا گریه می کند و می گوید که نمی تواند پا پس بکشد،چون رضی از او ده میلیارد سفته دارد و می‌تواند خانه شان را بگیرد.علیرضا از او می خواهد که خانه را به نام او بزند و نگران زندان رفتن هم نباشد چون دایی مهراب نمی گذارد او در زندان بماند.

این را هم ببینید:  سریال خاتون قسمت ۲۲ - Khatoon Serial Part 22

فردا آتیه و علیرضا با هم قرار ملاقات می گذارند.علیرضا مدارکی را به آتیه می دهد و می گوید که امیر می خواهد در ترکیه خانه بخرد و از اسما هم طلاق بگیرد.آتیه متوجه می شود که استعلام قیمت خانه در ترکیه کار علیرضا است و می پرسد که چرا این کار را کرده است؟علیرضا می گوید که بهتر است دایی به امیر شک کند تا بازی خوبی به راه بیافتد.علیرضا می گوید که خبرهای دیگری هم دارد و وقتی که او در ترکیه بود،سمیرا و رضی کلی زمین به نام او در شمال خریدند و با جعل وکالت زمین ها را به نام افراد دیگری زدند تا در نهایت زمینها به نام افضلی شدند.سمیرا هم با نفوذش در شورای شهر مجوز تغییر کاربری را گرفت.

بیشتر ببینید:

آتیه که شوکه شده می پرسد که چطور مدارک او را پیدا کردند؟علیرضا می گوید که برادرش به آنها کمک کرد.علیرضا می رود و آتیه گریه می کند.

دایی مهراب به خانه اسما می رود تا با او صحبت کند.خواهر مهراب به او می گوید که اسما تمام مدت خودش و فراز را در اتاق حبس کرده و قرص آرامبخش می خورد و با خودش حرف می زند.دایی اسما را صدا می زند و می پرسد که مشکلش چیست؟اسما برای پدرش تعریف می کند که آتیه از او چه خواسته است.

مهراب می خندد و می گوید که اشتباه فکر می کند و آتیه برای آنها آرزوی خوشبختی دارد.اسما شروع به فریاد زدن می کند و می گوید که می داند او آتیه را دوست دارد،می تواند دست او را بگیرد و برود،فقط دیگر آتیه در زندگی او نباشد.سپس عکسهایی که از آتیه و امیر در کافه گرفته شده را به او می دهد.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۴۶ سیصد و چهل و شش

سمیرا به خانه ثمین و دوستش می رود.ثمین می پرسد که پول را همراهش آورده است؟سمیرا می گوید که همینجوری به کسی پول نمی دهد و او باید به خانه فردی که می گوید برود و چیزی که می گوید را بیاورد تا یک میلیارد را بی منت بگیرد.ثمین قبول نمی کند و سمیرا را بیرون می کند.هنگام بیرون رفتن سمیرا،فرزانه می گوید که کار را انجام شده بداند و آدرس را برایشان بفرستد.

آتیه با امیر تماس می گیرد‌.امیر در حال صرف غذا با خانواده اش است.آتیه از او می خواهد که همراهش برای کنسرت بیاید.امیر به ناچار قبول می کند.

فردا صبح آتیه با مهراب قرار می گذارد تا او را در گالری ببیند.مهراب از او می پرسد که با امیر ملاقات کرده است؟آتیه انکار می کند.مهراب عکسهایی که از اسما گرفته را به او نشان می دهد.آتیه می گوید که امیر از او خواستگاری کرده و قضیه خرید آپارتمان در ترکیه را هم می دانسته و فقط میخواسته با امیر ملاقات کند تا به او بگوید که به خانواده اش فکر کند و رابطه شان تمام شده است.مهراب می پرسد که او از اسما نخواسته که از امیر طلاق بگیرد؟آتیه می گوید که اسما با خودش درگیر است و به خانه او آمده بود و گفته بود که می خواهد زندگی اش را خراب کند و او را از امیر جدا کند،ولی او هر چقدر سعی کرد که برایش توضیح بدهد که چنین قصدی ندارد،اسما گوش نکرد و رفت.آتیه با قهر می رود و می گوید که مشخص است مهراب به او اعتماد ندارد.مهراب از او معذرت خواهی می کند و می پرسد که اگر درخواست چهار سال

این را هم ببینید:  سریال روزگارانی در چوکوروا قسمت ۴۷۷ چهار صد و هفتاد و هفت

 

پیش را تکرار کند چه می کند؟آتیه می گوید که آدم زندگی یواشکی نیست و وقتی که تصمیمش درست است به همه می گوید‌.مهراب می گوید که اینطوری برای او خیلی سخت می شود.آتیه از او می خواهد که انتخاب کند.

شب آتیه با امیر به کنسرت می رود‌.علیرضا از او خواسته است که حتما با امیر عکس سلفی بگیرد.آتیه می خواهد با گوشی عکس بگیرد.امیر که ناراحت است قبول نمی کند.آتیه با قهر می رود.امیر به دنبال او می رود و از او معذرت می خواهد.آتیه می پرسد که چرا به او اعتماد ندارد؟امیر می گوید که بحث اعتماد نیست و زندگیش به هم ریخته است.آتیه از او می خواهد که تصمیمش را بگیرد و بین او و خانواده اش یکی را انتخاب کند.امیر از آتیه می خواهد که عکس سلفی را بگیرد تا به او ثابت بشود که بهش اعتماد دارد.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.