سریال از ما بهترون قسمت ۶۵ شصت و پنج

 

 

طالب وقتی می بیند که تکه ای پیراهنش کنده شده، شک می کند که کومسال برای طلسم هایش از ان استفاده کرده باشد که اتفاقا هم حدسش درست است اما شنور می گوید که خیالاتی شده و خودش را به آن راه میزند!

چنگیز میزی که برای خودش و گیزم در روز ولنتاین رزرو کرده را درست کنار میز مادرش و فضلی رزرو می کند و وقتی درست کنار میز آنها می نشیند، می شنود که فضلی از زاهیده می پرسد: «پسرت کوچولوت چیکار میکنه؟ » زاهیده می گوید: «این پسر کوچولویی که میگی بزرگ شده و ۵۴ سالشه! » فضلی می گوید: «از لحاظ قدی ۵۴ سانته؟ گفته بودی کوتوله ست! » چنگیز این ها را می شنود و خیلی حرص می خورد! گیزم به زور آرامش می کند. کمی بعد فضلی به زاهیده پیشنهاد میدهد تا با هم به سینما بروند یا به خانه او بیاید! چنگیز تحمل نمی کند و با عصبانیت به سمت فضلی برمیگردد که فضلی با یک ضربه به صورت او، چنگیز را نقش زمین می کند! گیزم بالای سر چنگیز می رود که فضلی او را از فیلمش می شناسد و می گوید: «از جلو زیباتر هم هستین! » گیزم از تعریف او خوشحال می شود و به کل چنگیز را فراموش می کند و شروع به سلفی گرفتن با فضلی می کند!

ییلدز التماس مادرش را می کند تا برای شب ولنتاین شنور و طالب را به خانه دعوت کنند. صفیه بالاخره راضی می شود و از ییلدیز می خواهد به ملیکه بگوید تا از طالب بخواهد همین شب پنجشنبه به خانه شان بیایند. وقتی ملیکه این خبر را به طالب میدهد، طالب انقدر خوشحال می شود که لپ ملیکه را می بوسد و بغلش می کند! کومسال این را از دور می بیند و خیلی ناراحت می شود.

این را هم ببینید:  سریال با منیجرم تماس بگیر قسمت ۱۳۵ صد و سی و پنجم

اوزان برای این که به نازلی نشان بدهد خسیس است او را نصفه شبی که همه جا بسته است به بازار می برد. نازلی حدس میزند قرار است به سینما بروند اما اوزان در گوشی اش برای او فیلم خسته کننده ای پلی می کند و دستش میدهد. خودش هم با گوشی نازلی گیم بازی می کند! وقتی نازلی با حرص این را به تونی می گوید، تونی دوباره نصیحتش می کند تا با اوزان تمام کند. نازلی می گوید: «درست نیست تو روز عشق این کارو کنم و دلش رو بشکنم اما مجبورم! »

هری برای مرحله آخر از ال ایدا می خواهد تا به دوست دختر اوزان بگوید که او لایق اوزان بوده و معذرت خواهی کند تا رها بشود! ال ایدا با بغض می گوید: «میتونم برم دوباره اشغالارو جمع کنم؟ » اما هری قبول نمی کند.

بیشتر ببینید:

صبح زود وقتی یاشار می بیند که صفیه مشغول تدارک دیدن است و برای شب هیجان زده است خیلی خوشحال می شود و فکر می کند که قرار است با هم جشن بگیرند!

طالب به خاطر روز عشق برای ییلدیز گوشی می خرد. ییلدیز هیجان زده می شود و بعد می گوید: «هربار میخواین بیاین یه مشکلی پیش میاد. نکنه طلسم شدیم! » و زیر خنده میزند و می گوید: «دوستم کومسال تو این کار بود! » طالب سعی می کند از این بحث فرار کند و می گوید: «با گوشیت سرگرم شو ییلدیز! این حرفارو ول کن! »

این را هم ببینید:  دانلود سریال از ما بهترون قسمت ۵۳ دوبله + پاورقی

ال ایدا خیلی با خوش کلنجار می رود تا با ملیکه صحبت کند اما نمی تواند و با دیدن نازلی به سمت او می رود و می گوید: «اوزان تورو خیلی دوست داره. اون هیچ وقت منو نمیخواست چون تو لایق عشق اونی. » نازلی تا این را می شنود، لبخند زده و تصمیم می گیرد به اوزان فرصت دوباره ای بدهد.

وقتی ال ایدا به خانه برمیگردد، هری لبخند میزند و از او می خواهد که شب ولنتاین را با هم باشند. ال ایدا لبخند میزند و سر به زیر می گوید: «واقعا؟ خوبه که به یه دردی بخورم… باید برم لباس بپوشم هرچند که قرار نیست خوشگل بشم اما خب! » وقتی گوندوز و الارا می بینند که هری با ال ایدا چه کار کرده، خیلی تعجب می کنند!

اوزان برای ملیکه کادو و گل خریده تا شبشان را جشن بگیرند. ملیکه هم طبق قرار قبلی زیر الاچیقی که همیشه با هم آواز می خواندند می رود و منتظر اوزان می نشیند. به محض این که اوزان می خواهد از در خارج بشود، نازلی جلویش ظاهر می شود و با ذوق می گوید: «واسه من کادو خریدی؟! » اوزان با بدبختی مجبور می شود با او همراه بشود و ملیکه ساعت ها با ناراحتی همانجا می نشیند…

یاشار با ذوق هدیه به دست وارد خانه می شود اما صفیه با حرص می گوید که اصلا به این روز اعتقادی ندارد و یاشار وقتی می فهمد که تدارکات اصلا به خاطر روز عشقشان نبوده خیلی عصبانی و ناراحت می شود. وقتی ییلدیز می بیند که دعوایشان شده دوباره پیش طالب و شنور می رود و می گوید که بهتر است امشب هم نیایند چون وضعیت خانه خوب نیست! از ان طرف قرار گیزم و چنگیز هم به هم خورده و به همین خاطر گیزم، میز رزرو شده و کیک قلبی شکل و هدیه ای که برای چنگیز خریده بود را به صفیه میدهد تا یاشار را سورپرایز کند. یاشار وقتی اینها را می بیند خیلی ذوق می کند و می گوید: «صفیه باورم نمیشه انقدر خوب نقش بازی کردی و گولم زدی! واسم حتی کیک قلبی شکل هم خریدی! » و کمی بعد هم هدیه خودش را به صفیه میدهد. صفیه با دیدن قابلمه ای که یاشار برایش خریده لبخندش خشک می شود و حرص می خورد!

این را هم ببینید:  سریال پزشک دهکده قسمت ۶ ششم
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.