سریال راهزنان ۵۸ پنجاه و هشت

 

جلسه مافیا در خانه اونال تشکیل می‌شود.هرمز از طرف خودش و بقیه به اونال تسلیت میگوید و اعلام می کند که با کمال میل حاضر است در کشتن کارتال همکاری کند.اونال منتظر اوزر است.در باز می‌شود و اوزر به همراه آلپ ارسلان وارد می‌شود.اونال از جا بلند می شود و به هرمز می‌گوید زمانی که او را رئیس جلسه کرد فقط یک خواسته داشت،این که دیگر آلپ ارسلان و اوزلم همدیگر را نبینند و گفته بود که اگر این اتفاق بیافتد،هم او و هم آلپ ارسلان و الیاس را می کشد.اونال شمشیری به سمت اوزر پرت می‌کند و به آلپ ارسلان می گوید:《یه چیزی به من بگو که تو و عموهات رو سر همین میز نکشم》

آلپ ارسلان میگوید که برای اینکه او و عموهایش را نکشد هیچ چیز نمی‌گوید،اما اگر برای مردن خودش دلیل می خواهد همین کافی است که او نتوانسته از خانواده اش محافظت کند و خودش فقط یک خواسته دارد اینکه انتقام اوزلم را بگیرد.اونال به او خیره می شود و می‌گوید که او از این به بعد فقط التماس می‌کند، التماس پدری که دخترش را کشته اند و انتقام را برای آلپ ارسلان میگذارد.اونال،آلپ ارسلان را بر صندلی خود می‌نشاند و می‌گوید که جانشینش است و تمام اطلاعات با او کار می‌کنند تا بتواند انتقام اوزلم را بگیرد.هرمز اعتراض می‌کند که آلپ ارسلان جانشین او است،اما اونال می‌گوید که آلپ ارسلان مامور انتقام است.اونال خطاب به اعضا می‌گوید:《به عنوان کسی که این گروه تشکیل دادم،از همتون یه خواسته دارم،همتون به آلپ ارسلان در این راه کمک کنین》

این را هم ببینید:  سریال راهزنان قسمت ۵۰ پنجاه

اونال شمشیر را از دست اوزر می‌گیرد و همه را تهدید می‌کند که اگر به آلپ ارسلان کمک نکنند،سرشان را خودش می‌برد.اونال به هرمز می‌گوید که بعد از این که این اتفاقات تمام شد،خوشحال میشود پشت میزی که او ریاستش را به عهده دارد بنشیند و میرود.هرمز که می‌بیند همه سکوت کردند میپرسد که کسی حرفی ندارد؟اوزر می‌گوید که درست است که تصمیم اونال خان از روی عصبانیت بوده،ولی از تصمیم قبلیش بهتر است.الیاس می‌گوید که درست است که سه نفر از اعضای خانواده پشت میز هستند،ولی هیچکدامشان خوشحال نیستند.

آتش میگوید که اتفاقی افتاده که باعث داغداری آنها شده است.او از آلپ ارسلان میپرسد که چطور باید کمکش کنند؟آلپ ارسلان میگوید که کارتال منتظر حمله آنها است،ولی آنها حمله نمی‌کنند و منتظر می نشینند و به تجارتشان می‌رسند.هر جا که کارتال اسلحه میفروشد آنها ارزان تر می‌فروشند و هر جایی که اسلحه میخرد آنها گران تر می‌خرند.ایلکلر میپرسد :《این کجاش تجارته؟》آلپ ارسلان میگوید که سرمایه گذاری است و در دراز مدت کارتال به کسی که پشت این ماجرا است،یعنی خودش حمله می‌کند تا او را بکشد.هرمز میپرسد که چطور باید جان او را نجات بدهند؟آلپ ارسلان می گوید:《تا اونجایی که من دیدم هیچ کس نمیتونه مانع کشته شدن کسی بشه》آلپ ارسلان قسم میخورد تا زمانی که کارتال نمرده است نمی‌میرد.هرمز از احمد و تیپی میپرسد که حرفی ندارند؟آنها جواب منفی می‌دهند و هرمز ختم جلسه را اعلام می‌کند.

بیشتر ببینید:

هرمز به همراه احمد و تیپی به نمایشگاه می‌روند و گوشی هایشان را به وهبی تحویل می دهند و به زیر زمین می روند.

هرمز کنار تیپی و احمد نشسته و به آنها میگوید :《کسی که دخترشو به خاک سپرده،همون کسیه که برادر زاده مو انداخت تو آتیش》

احمد و تیپی هم معتقد هستند که اونال با این کارش جان آلپ ارسلان را به خطر انداخته است.تیپی می‌گوید که وقتی اونال به آلپ ارسلان گفته روی صندلی اش بنشیند،او به حرف عمویش  توجه نکرد و نشست چون داغدار بود.احمد میگوید نمی‌شود که حرف اونال را نشنیده گرفت،چون همچین نقشه ای را فقط اونال و شیطان می‌توانند بکشند.تیپی میگوید که باید از شاهین خان و سلیم هم در این باره بپرسند، چون آنها هم جزئی از گروه هستند.

احمد و تیپی خداحافظی کرده و می‌روند.الیاس بعد از بدرقه آنها از وهبی میپرسد که آلپ ارسلان آمده؟و از او می خواهد که به همه بگوید که به زیر زمین بیایند.

الیاس به محض اینکه آلپ ارسلان وارد زیر زمین میشود گلویش را می گیرد و میپرسد که چرا پشت میزی که عمویش ریاستش را به عهده دارد،به محض اینکه یک صندلی به او تعارف شده نشسته است؟ آلپ ارسلان میگوید که پسر برادر کشته شده اش است و دستش را بکشد.الیاس میگوید که دیگر عمویش نیست.هرمز بر سر هر دو فریاد میزند که اگر ادامه بدهند صدای هر دویشان را می‌برد.

هرمز از آنها می‌خواهد که بنشینند و به آلپ ارسلان تسلیت می گوید.هرمز به آلپ ارسلان می گوید که او عمویش است و وارث مادیات و معنویات برادر کشته شده اش است و اگر او ارثش را بخواهد میدهد.آلپ ارسلان میگوید که مادیاتش اسلحه ای است که به کمرش است و معنویاتش دو عمویش هستند.هرمز می‌گوید که پس اگر بدون اطلاع او کاری انجام بدهد،اسلحه ای که از پدرش به ارث برده را بردارد و عموهایش که معنویاتش هستند را بکشد.آلپ ارسلان می خواهد دلیل اینکه جانشینی اونال را قبول کرده را بگوید،ولی

این را هم ببینید:  دانلود سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر قسمت ۱۳۴ دوبله | Ba Manageram Tamas Begir Serial Part 134
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.