سریال راهزنان ۲۶۰ دویست و شصت

 

امینه و گونول در خانه هرمز پیش خیریه و مریم هستند. کمی بعد آلپ ارسلان به بهانه سر زدن به مریم و نگران بودن بابت او، به خانه هرمز می رود. او بعد از دیدن مریم، در آشپزخانه مشغول غذا خوردن می شود. سپس از لطفیه میخواهد که به بهانه ای گونول را صدا بزند. گونول به آشپزخانه می رود و آلپ ارسلان آدرسی را به او نشان می دهد و میپرسد که اگر گونول تا به حال به این آدرس از طرف هرمز گل فرستاده است،به او بگوید. گونول می‌گوید که این آدرس را نمی شناسد. او برگه را برمیگرداند و عکس جاندان را میبیند. سپس متعجب شده و می‌گوید‌ که این زن را می شناسد‌. او می‌گوید که سالها قبل آن زن را در آنکارا در کنار اونال دیده است. آلپ ارسلان متعجب می شود.

جیران پیش اونال می رود. او در مورد اینکه جاندان کیست، از اونال سوال میکند. اونال به او می فهماند که جاندان از افراد او است.

بیشتر ببینید:

اکرام به شرکت پیش آتش و اندر و ایلکر و فکرت می رود و می‌گوید‌ که هر اتفاقی نیز بیفتد ، آنها باید به تجارتشان ادامه بدهند. ایلکر حرف اکرام را تایید میکند. آتش می‌گوید که شاید بهتر باشد اکرام این موضوع را خودش با هرمز در میان بگذارد تا آنها از اینکه مخفیانه می‌خواهند کاری کنند، در قبال هرمز عذاب وجدان نگیرند.اکرام معتقد است که هرمز به حرف او گوش نمی دهد. فکرت نیز می‌گوید که آنها کار درستی میکنند، ولی فقط باید نگران دشمنانشان باشند. زیرا هرچه در کارشان پیشرفت میکنند، دشمنان بیشتری پیدا میکنند.

این را هم ببینید:  سریال سیب ممنوعه قسمت ۳۷۹ سیصد و هفتاد و نه

هرمز و جاندان داخل ماشین هستند و به سمت دیسکو می روند. هرمز یک اسلحه به جاندان می دهد تا در جیب خودش داشته باشد.

بحری و الیاس و افرادشان همچنان مکان مرسل را تحت نظر دارند. آنها متوجه می شوند که خورشید ، خودسرانه داخل محوطه مرسل رفته و به همه محافظین تیراندازی میکند. کمی بعد انیشته نیز به آنجا رفته و تیراندازی میکند. الیاس از این کار آنها عصبی می شود. داخل ساختمان ،یک نفر مین می اندازد و خورشید آسیب می بیند. انیشته بعد از کشتن همه، به خورشید کمک کرده و او را بیرون می برد. آنها پیش الیاس و بقیه می روند و انیشته به الیاس می‌گوید که مرسل در آنجا نیست. الیاس احمد آمریکایی را می کشد و آنها از آنجا می روند.

هرمز و جاندان داخل دیسکو نشسته و مشغول صحبت هستند. ناگهان مرسل و افرادش داخل آمده و به اطرافیان تیراندازی میکنند. مرسل مقابل هرمز می رود و اسلحه اش را از او می‌گیرد. هرمز اسلحه جاندان را از داخل جیب او برمیدارد و همان لحظه افراد یاشار که داخل دیسکو به عنوان خدمه بودند، به سمت افراد مرسل اسلحه می کشند و آنها را می کشند. مرسل گیر افتاده و یاشار نیز از پشت بار بیرون می آید. هرمز میخواهد مرسل را بکشد، اما همان لحظه نوشاد و افرادش داخل می آیند و نوشاد ای هرمز میخواهد که دست نگه دارد. هرمز با عصبانیت میگوید که مرسل یک وطن فروش است و باید کشته شود. آلپ ارسلان و یاشار نیز از هرمز می‌خواهند که به نوشاد اهمیت ندهد و مرسل را بکشد. نوشاد می‌گوید‌ که اگر مرسل قبول کند که به آنها اطلاعات بدهد، دیگر نیاز نیست که هرمز او را بکشد. مرسل قبول میکند که به دولت خدمت کند. هرمز عصبی می شود. مرسل با پوزخندی به هرمز نگاه میکند.

این را هم ببینید:  سریال قیام عثمان قسمت ۳۲۳ سیصد و بیست و سه
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.