سریال راهزنان قسمت ۶۰ شصت

 

بیشتر ببینید:
  • در خانه هرمز،مبجل پیش خیریه نشسته و می خواهد با او صحبت کند.خدیجه و عایشه کنار مریم نشسته اند و راجب اینکه مبجل می خواهد چه چیزی به خیریه بگوید صحبت می کنند‌.لطفیه برای خیریه و مبجل قهوه می برد و در اتاق را می‌بندد.
  • https://youtu.be/rdwZoZ7p37Q
  • مبجل به خیریه می‌گوید که امینه با او تماس گرفته و پیشنهاد داده که نورتن از یونس نگه داری کند و اینجوری خیریه هم می تواند به خانه امینه برود و بچه را ببیند.
  • خیریه می‌گوید که این جوری نورتن خیلی به دردشان میخورد و خودش هم تصمیم می‌گیرد که بیشتر به دیدن امینه برود.مبجل برای خیریه می‌گوید که آلپ ارسلان به جای اونال کاپلان سر میز نشسته و از خیریه میخواهد که به کسی نگوید.
  • نوشاد به دیدن آلپ ارسلان رفته است.او میگوید که دلش نمی‌خواست هیچ کدام از این اتفاق ها بیافتد و اگر کمک بخواهد از او دریغ نمی‌کند.آلپ ارسلان میگوید :《کاری کن جام پشت میز محکم بشه》
  • نوشاد میپرسد چگونه؟آلپ ارسلان برایش توضیح میدهد که امشب هرمز می‌خواهد با کارتال ملاقات کند،اما او نمی خواهد به کارتال آسیبی برساند.
  • آلپ ارسلان میگوید که فقط به این فکر می کند که کارتال با آنها کاری نداشته باشد و نقشه اش این است که کارتال را با روس ها درگیر کند.نوشاد میگوید که فکر خوبی است و هر روز چند تا از کشتی های کارتال از باواز می‌گذرد که بعضی هایشان بارشان حبوبات و بعضی دیگر قاطی حبوبات اسلحه دارند.آلپ ارسلان زمان حرکت کشتی ها و اطلاعات حرکتشان را از نوشاد می‌خواهد.
  • اوزر پیش الیاس و هرمز در نمایشگاه می رود.هرمز که در حال قدم زدن است از اوزر میپرسد که با او چه کند؟اوزر منظورش را میپرسد.هرمز می‌گوید که یک روز رویش اسلحه و روز دیگر شمشیر میکشد.اوزر می‌گوید زمانی که به رویش اسلحه کشید هنوز دوست نبودند،اما اگر اونال از او می‌خواست که آلپ ارسلان را بکشد حتما می‌کشت،چون زیر توافقش زده بود و قرار نبود اوزلم را ببیند،ولی اگر اونال میخواست که الیاس و هرمز را بکشد قبول نمی‌کرد و اونال را میکشت.
  • هرمز گلوله ای که اوزر قبلا به او داده بود تا با آن خودش را بکشد را نشانش میدهد و می‌گوید که آن را برایش نگه داشته است.می تواند دشمنش شود و با آن به سرش شلیک کند یا دوستش شود که به دشمنش شلیک کند.هرمز به اوزر می‌گوید که خواسته با کارتال ملاقات کند،اما کارتال میخواهد به جای الیاس آلپ ارسلان حضور داشته باشد و از آنجایی که آلپ ارسلان داغدار است،صلاح نمی‌داند که او بیاید.اوزر میپرسد که چرا میخواهد کارتال را ببیند؟هرمز می‌گوید:《تا بهش بگم تو بردی،دختر اونال رو کشتی و اونو از پشت اون میز بلند کردی،حالا میتونیم به تجارتمون ادامه بدیم》
  • اوزر می‌گوید که هدف کارتال از این که آلپ ارسلان حضور داشته باشد این است که می‌خواهد بداند که او جنگ را ادامه می دهد یا نه.هرمز به اوزر می‌گوید که آنها اجازه بردن اسلحه به جلسه را ندارند و می خواهد اوزر را به جای اسلحه ببرد.
  • افراد هرمز در زیر زمین نمایشگاه جمع شده اند و آلپ ارسلان برایشان نقشه اش را توضیح می‌دهد.او می‌خواهد زمانی که آنها با کارتال ملاقات می‌کنند، اسلحه های بار کشتی کارتال را بدزدد و کارتال را با روس ها درگیر کند.ازبر و بحری هم درباره نقشه قبلا تحقیق کرده اند و آلپ ارسلان از الیاس تایید کارش را میخواهد و او هم قبول می‌کند.
  • نوشاد پیش داوود رفته و نقشه آلپ ارسلان را برای او توضیح می دهد.داوود می‌گوید:《نقشه ی خوبیه کارتال پاشو از گلیمش دراز تر کرده و وقتشه که بدیمش دست روس ها》
  • نوشاد می‌گوید که می‌ترسد آلپ ارسلان نتواند خودش را کنترل کند و اتفاقی بیافتد و اگر چنین شود آنها می توانند دخالت کنند؟داوود می‌گوید که نمی توانند.داوود با اونال تماس می گیرد و به او تسلیت میگوید و اونال از او میخواهد که همدیگر را ببینند و قرار می‌شود که اونال با او تماس بگیرد.
  • امینه به همراه نورتن به خانه نازلی می رود.امینه گردنبندی به نازلی هدیه میدهد و به او می‌گوید که خیالش راحت باشد،از این به بعد نورتن به آنها کمک می‌کند.نورتن یونس را به اتاق می برد که پوشکش را عوض کند و برایش زمزمه میکند که آرام بخوابد،او خودش حساب پدرش و زن پدرش را میرسد.
  • در خانه هرمز،مریم از شنیدن اینکه امینه نورتن را به عنوان دایه به خانه نازلی برده عصبانی می‌شود و می‌گوید که صبح مردها به خانه نازلی می‌روند برای چشم روشنی و بعد از ظهر برایش دایه پیدا می‌کنند.مریم تهدید می‌کند اگر همین طور ادامه بدهند از هرمز طلاق می‌گیرد.
  • هرمز به همراه آلپ ارسلان و اوزر به دیدن کارتال می‌روند.افراد کارتال آنها را در چند مرحله بازرسی می‌کنند و در انتظار نگه می‌دارند.الیاس به همراه جعفر،بحری،رها،ازبر،انیشته و وهبی برای پیدا کردن
  • کانتینر کارتال که حاوی اسلحه است رفته اند،اما وقتی کانتینر ها را باز می کنند فقط حبوبات می بینند.
این را هم ببینید:  سریال نوبت لیلی قسمت ۲ دو
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.