سریال راهزنان قسمت ۶۳ شصت و سه

 

وهبی و رها به شاهین کمک می کنند که به نمایشگاه هرمز برود.وهبی از رها می پرسد که چه کسی برای تعقیب ایلکلر رفته است؟رها می گوید که آلپ ارسلان،وهبی و ازبر برای تعقیب رفته اند.

شاهین به دفتر هرمز میرود.او به‌ هرمز می گوید که اگر بتواند کارتال را در مشتش بگیرد،کسی را دارد که از ویکتور و روس‌ها برایش خبر بیاورد؟هرمز می گوید که کسی را ندارد و مجبور است برای نجات جان آلپ ارسلان بی گدار به آب بزند.

الیاس از اتاق سلیم بیرون می رود.یاران بیرون اتاق منتظر او ایستاده است و می گوید که با او هیچ مشکلی ندارد،اما اگر او می خواهد اذیتش کند جوابش را می بیند.الیاس به طعنه می گوید که از بیمارستان برود،چون ممکن است بیماری هایی که از محمود گرفته را به دیگران منتقل کند.

نوشاد برای ملاقات با کارتال پیش او رفته است.

او از کارتال می خواهد که برای اینکه کمکش کنند دلیل بیاورد.کارتال می گوید که به او نیاز دارند.نوشاد می گوید که اگر او نباشد هم سیاست‌های روسیه در بازار اسلحه تغییری نمی کند و الان وقت انتخاب است که ویکتور یا هرمز او را بکشند.کارتال می گوید که اگر هرمز او را بکشد نمی تواند با ویکتور کنار بیاید و اگر ویکتور او را بکشد منطقه را از دست می دهد.نوشاد لبخند می زند و می رود.کارتال یکی از افرادش را صدا می کند و می گوید که با ایلکلر تماس بگیرد.

آلپ ارسلان،ازبر و بحری،ایلکلر را زیر نظر گرفته اند و ماشینش را تعقیب می کنند.آلپ ارسلان می گوید که نوشاد به او پیام داده و گفته که کارتال از ایلکلر خواسته که پیش او برود.

این را هم ببینید:  سریال داستان جزیره قسمت ۱۳ سیزدهم

مریم و نازلی در ماشین نشسته اند و با هم صحبت می کنند.نازلی حرفهایی که به‌ هرمز زده را برای او تعریف می کند و می گوید که کاملا جدی است و نمی خواهد فقط به خاطر اینکه هرمز را دوست دارد،یک زندگی بد را برنامه ریزی کند.

بیشتر ببینید:

مریم می گوید که او هر کاری که دلش خواسته کرده است.نازلی می گوید که نمی دانسته که هرمز اینقدر مریم را دوست دارد و فکر می کرده که با هم مشکل دارند.نازلی می گوید که از هرمز یک پسر دارد و نمی تواند او را از زندگیش بیرون کند،ولی خودش دیگر نمی خواهد در زندگی آنها باشد.

مریم می گوید که اگر حرفهایش راست است با او دشمنی نمی کند،اما اگر دروغ بگوید و قصد داشته باشد که او را از هرمز جدا کند حسابش را می رسد.

در خانه هرمز،خیریه می خواهد به خانه نازلی برود.عایشه از او می خواهد که نرود،چون اگر مریم بفهمد دعوا به راه می اندازد.خیریه می گوید که نمی خواهد نازلی را ببیند و به دیدن نوه اش می رود.مبجل می گوید که اگر خودش حرفی نزند،هیچ کس چیزی نمی فهمد.

خیریه همراه خدیجه و مبجل به خانه نازلی برای دیدن یونس رفته اند.امینه و نورتن در خانه هستند،ولی نازلی و یاران بیرون رفته اند.خیریه از یونس تعریف می کند و می گوید که شبیه شوهرش است.نورتن به‌ امینه می گوید که کار خوبی کرده که برای نازلی و یاران کار پیدا کرده است.خیریه می پرسد که چه کاری برایشان پیدا کرده؟امینه می گوید که فقط گفته به شرکت آتش و تیپی بروند.خیریه می پرسد که هرمز می داند؟امینه می گوید که حتما نازلی به او گفته است.

این را هم ببینید:  سریال آلپ ارسلان قسمت ۱۸ فصل دوم

مریم به خانه بر می گردد و از عایشه می پرسد که خیریه کجاست؟عایشه می گوید که نمی داند و همراه خدیجه و مبجل بیرون رفته است.لطفیه به مریم می گوید که اگر پشتش باشد و قول بدهد که او و عدنان را به‌ هم برساند،راستش را به او می گوید.مریم قبول می کند.لطفیه می گوید که آنها به دیدن یونس رفته‌اند.مریم می گوید که به آنها کاری ندارد و عمر و زینب خودشان به حساب خیریه می رسند.

الیاس به دفتر هرمز می رود و می گوید که ایلکلر برای ملاقات با کارتال رفته و می توانند وقتی از پیش او آمد دستگیرش کنند.هرمز قبول نمی کند و می گوید که کارتال حتما دستوری به ایلکلر می دهد و ایلکلر می خواهد با افرادی ملاقات کند،پس باید بفهمند که دیگر چه کسانی خیانت می کنند.

ایلکلر پیش کارتال می رود.کارتال به او می گوید که اسلحه هایی که تیپی و آتش می خواهند بفروشند را برای او بیاورد و او به قیمت پنج برابر آنها را از اومی خرد.ایلکلر می گوید که اگر هرمز بفهمد او را زنده نمی گذارد.ایلکلر می گوید به محض اینکه اسلحه‌ها دست او برسند هرمز می میرد.

ایلکلر که از پیش کارتال می رود با هرمز تماس می‌گیرد و از او می خواهد که فورا جلسه ای برگذار کند.هرمز قبول می کند و می گوید که به ویلا بیاید و دیگران را هم خبر می کند.

در ویلای هرمز جلسه برگذار شده است.ایلکلر به همه پیشنهاد کارتال را می گوید.تیپی می گوید که اگر او پیشنهاد کارتال را قبول می کرد،کارتال اسلحه ها را می گرفت و او را می کشت.الیاس می گوید که سلیم حق تیر ایلکلر را به او داده است و او هم از صبح ایلکلر را تعقیب کرده است،اگر او نمی گفت که با کارتال ملاقات کرده است،همین امروز او را می کشت.هرمز می گوید که برای کارتال نقشه ای کشیده و انتقام آلپ ارسلان را می گیرد.اوزر به هرمز می

این را هم ببینید:  سریال قیام عثمان قسمت ۳۲۵ سیصد بیست و پنج
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.