آن‌چه فائزه هاشمی در کلاب هاوس گفت: اگر هاشمی رفسنجانی…

این جلسه در اردیبهشت ۱۴۰۰ برگزار شده است.

برای اطلاع روزانه از روایت‌های تازه از اخبار، پندار را در یوتیوب سابسکرایب کنید

فائزه هاشمی با اشاره به کنفرانس آنلاین مربوط به رای بی رای گفت که پیشنهاد شد که یک پارلمان دموکراتیک تشکیل بدهیم از مخالفان ولی ما این‌جا امکان تشکیل پارلمان و این‌ها نداریم و با ما برخورد می‌شود.

به همین خاطر من فکر می‌کنم باید اپوزیسیون جدی باشیم در همین جا و فکر می‌کنم که اگر آمارهای مختلف و نظرسنجی‌هایی که وجود دارد فکر می‌کنم که اگر نه گفتن به این انتخابات یک رفراندومی باشد و بالای ۶۰-۶۵ درصد رای ندهند تبدیل به یک رفراندومی خواهد شد. ما می‌توانیم این را به رفراندومی تبدیل کنیم که حرفمان را با آن بزنیم.

در ادامه، او مثالی از زمانی زد که مجلس و ریاست جمهوری مربوط به اصلاح طلبان بود ولی رفتند به سمت منفعت طلبی و فایده ای نداشت. از محتوای کتب درسی و تغییرات آن مثال زد و تحریف تاریخ و تبعیض جنسیتی. برای کارهای معمولی یک میخ هم بگذارید انجام می‌شود اما مهم کارهایی است که چالشی است. اینکه جبهه پایداری بیاید اوضاع فرق می‌کند در این ۴ سال هم دستگیری‌ها و وضعیت زندان‌ها افت کرد.

مسکن مهر که تمام نشد یک چیز دیگر به آن اضافه شد. روابط ما در سیاست خارجی لااقل با کشورهای عربی خوب بود ولی باز رابطه‌ها خراب شد. سیاست‌های موشکی در این دوران خراب شد. من هرچه نگاه می‌کنم نمی‌فهمم اگر جبهه پایداری‌ها بیایند چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد. باز هم فکر می‌کنم نباید رای داد ما رای بدهیم این خطاها را تایید می‌کنیم و نفر بعدی هم همین مشکلات با آن خواهد بود.

فکر می‌کنم اگر خودشان باشند با خودشان، مثلا این‌که مذاکره به نام کی تمام شود مهم است. حالا خودشان شاید بروند انجام بدهند و به نام خودشان تمام شود. بخش زیادی از ماجرا این است که منفعت کار در جامعه به نام چه کسی است. خب اصولگرایان بگیرند و هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند دیگر.

بعد از آن خانمی درباره این که هر قدمی بخواهند بردارند نیاز به سرمایه اجتماعی خواهیم داشت. شما سرمایه اجتماعی‌آی مثل دختر آقای هاشمی رفسسنجانی بودن دارید و بقیه اصلاح‌طلبان که رای ملت را گرفته‌اند و الان شناخته شده هستند و از آن‌ها انتظار می‌رود که حرف‌های مردم را مطرح کنند درست نیست که زمانی که همه نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد جریان تحولخواه و اصلاح‌طلب مخالف مشارکت در انتخابات هستند و زهرا رهنورد آن را کودتای انتخاباتی و سلاخی جمهوریت می‌نامد ما بگوییم که بد نیست اگر بقیه اصلاح‌طلب‌ها بروند رای بدهند، وقتی بحث منفعت هست همه هستند ولی وقتی بحث دیگری است بعضی از آن‌ها می‌خواهند باز هم رای بدهند و جناح مقابل این را بر سر ما می‌کوبد که شما نماینده دارید و رای‌هایش این قدر است. سال ۹۶ یکی از مهمترین شعارها رفع حصر بود الان چرا کسی چنین حرفی نمی‌زند؟ چرا بحث زهرا رهنورد و مهندس میرحسین موسوی دیگر نیست؟ جوانان اصلاح‌طلب سر از ستاد آقای همتی در می‌آورند و به دنبال مشروعیت‌بخشی به این ماجرا هستند؟

فائزه هاشمی در پاسخ گفت سوالی از من نشد و ممنونم خانم ویدا ربانی. اما در ادامه هم گفت که اصلاح‌طلبانی که رای می‌دهند، منافعشان است که تعیین کننده است و نه اصلاح‌طلبی‌شان. بخش زیادی از بیانیه‌های اصلاح‌طلبان را اگر عنوانش را بردارید متوجه نمی‌شوید کیهان است یا حزب اصلاح‌طلب. من دو سال و خرده ای است حزب خودم (کارگزاران) هم نرفته‌ام. دلایلی برای خودشان دارند. ما می‌گوییم رای نمی‌دهیم به نوعی مقابل آن‌ها ایستاده‌ایم دیگر.

اگر تا الان رای می‌دادیم به خاطر این بود که نماینده‌ای داشته باشیم برود کارهایی بکند. اما الان دیگر فاصله گرفته‌ند از اصلاحات خیلی از اصلاح‌طلبان و چون هدفشان بقا است می‌روند شرکت می‌کنند و ما مقابله با آن‌ها می‌کنیم با رای ندادن. قرار نیست دعوا راه بیندازیم که. الهه هیکس در این‌جا وارد بحث شد و گفت که صحبت‌های شما وجهه بین‌المللی داشته و هیچ‌کس به اندازه نظر شما در رسانه‌های بین‌المللی منعکس نشد و حتی بیشتر از تاجزاده یا شیرین عبادی. امیدوارم شما بی‌نظیر بوتوی ایرانی بمانید! از شما خواهش می‌کنم که اصلا روی برنامه‌های اپوزیسیون خارج از کشور حساب نکنید. اولویت آن‌ها مردم داخل کشور نیستند و شما هم فرمودید که داخل کشور نمی‌توانید کاری بکنید و فکر می‌کنید با تحریم شما یک جنبش راه می‌اندازید اما در مصر هم انتخابات دو سال گذشته حدود ۸۰ درصد شرکت نکردند و دیدید که در دو هفته گذشته بلینکن (وزیر خارجه آمریکا) رفت و بیشترین بودجه کمکی را داد و می‌بینید که آمریکا و طالبان هم صلح کرده‌اند. شما بگویید که در داخل بدون اپوزیسیون خارج از کشور، بدون تشکیلات و این جنبشی که شما در نظر دارید شاید قابل اثرگذاری نباشد.

فائزه هاشمی توضیح داد که من ارتباطی با اپوزیسیون خارج از کشور ندارم ولی رد نمی‌کنم آن‌ها را و آن‌ها هم جمعیتی از ایرانی‌هایی هستند که نظریاتشان را می‌گویند. من با آن‌ها کاری ندارم و برخلاف آن‌ها هم حرفی نمی‌زنم و چون ارتباط و شناخت عمیق را نسبت به آن‌ها ندارم نمی‌توانم تاییدشان کنم. این‌که کسی با وزارت خارجه آمریکا ارتباط برقرار کرده تا فشاری به ایران بیاورند را لزوما بد نمی‌دانم و آن هم یک ابزاری است. رابطه ما تشکیلاتی نیست و داریم روی توان و نیروی خودمان در داخل صحبت می‌کنیم. من فقط اظهار نظرم را می‌کنم نظرم را به عنوان یک شهروند می‌گویم. این که بعدش چه باید بکنیم به عنوان اپوزیسیون چه می‌توانم بکنم؟‌ایده‌هایم را راهکارهایم را ارائه بدهم غیر از این از من به عنوان یک فرد چه بر می‌آید؟ آدم‌ها در حال بیان نظریاتشان هستند و این‌ها خیلی با ارزش است و باید همین مسیر را دنبال کرد.

خانم صیدال، فرد بعدی بود که از او «نه به عنوان فرزند بیت معزز آیت الله هاشمی» که به عنوان یک شخصیت مستقل و قابل احترام یاد می‌کرد. او گفت که وقتی از انتخابات به عنوان یکی از ارکان با مهندسی شورای نگهبان عبور می‌کنیم و آن را به عنوان یک حکم شرعی می‌شناسیم تمام این خطرات را دیده‌ایم و مشاهده کرده‌ایم اما این‌که ما از این برهه به این شکل بگذریم و حضور پیدا نکنیم در انتخابات و یک دولت حداقلی مثل مجلس حداقلی تشکیل شود می‌خواهم بدانم نتیجه آن چه خواهد شد ؟‌آیا به این اکت سیاسی وقعی خواهند نهاد؟

فائزه هاشمی رفسنجانی رای ندادن را یک استراتژی و کنش نامید و این‌که نشاندهنده خیلی اعتراضات و عقاید است که اتفاق می‌افتد و نباید فقط به نرفتن به پای صندوق‌های رای نگاهش کنیم. من باید از شما بپرسم که فرض کن ما ۴ سال پیش رای دادیم الان نتیجه‌اش چیست؟ توسعه کشور، حقوق مردم، دموکراسی و این‌ّا روز به روز بدتر شد. اتفاقا این رای مردم این است که می‌گویند مردم خواستند، مگر آقای ظریف نگفت همه مردم سیاست مقاومت را قبول دارند؟‌آیا این طور بود؟
رای ندادن یعنی اعتراض به این سیاست ها. رای ندادن است که الان اکت حساب می‌شود نه رای دادن. خیلی روتین است و شما در حال تایید هستید با رای دادن. که بچه‌هایت آواره این کشور و آن کشور بشوند. رای دادن چه اثری دارد؟ صندوقی که از منِ اکثریت جامعه چیزی که می‌خواهم در نیاید نتیجه‌اش چه شد؟ خوشبختانه پشت سر هم دلیلی می‌آید که نباید رای بدهیم. اگر نوار ظریف را گوش داده باشید،‌پشت سر آن شورای نگهبان می‌گوید شما برای من مهم نیستید که رای بدهید یا ندهید. کاندیداها را رد صلاحیت می‌کند. چیزی را باقی نمی‌گذارد. خطوط قرمز و غیرخودی‌ها آن قدر زیاد شده که چیزی نمانده. آمار رای مهم است. کسی نپرسید اما خودم می‌خواهم بگویم. بعضی می‌گویند سفید می‌اندازیم یا می‌نویسیم کروبی و میرحسین و رهنورد. مهم این نیست مهم به نظر من آمار رای است که مثلا ۵۷ درصد رای دادند پس این‌ها سیاست‌ها را قبول دارند. خب رای بدهیم که چی؟ که تایید کنیم این ضایع شدن حقوق همه را؟ ارزش ندارد وقتی ارزش دارد که چیز واقعی در بیاید ولی وقتی نمی‌آید برای چه باید رای بدهیم؟

در این‌جا خانم صیدال که سوال کننده بود تاکید کرد که من تبلیغ رای دادن نکردم.

فائزه هاشمی توضیح داد که نتیجه رای ندادن این است که ما می‌گوییم با صدای بلند که این را نمی‌خواهیم. داریم نظرمان را بیان می‌کنیم. با رای ندادن در واقع داریم رای می‌دهیم که نظرمان را اعلام می‌کنیم.

مطهره شفیعی می‌پرسد این‌که رای ندهیم برای کدام حکومت مهم است؟ گیرم شرکت نکردیم، درکی از رای ندادن مردم نمی‌خواهند داشته باشند. در جهان سوم و مخصوصا ایران چه باید کرد که این مساله فهمیده شود.

فائزه هاشمی: وقتی قرار نیست هیچی فهمیده شود چرا باید دستمان را آلوده کنیم؟ مگر آمار را نمیبینند؟ الان دیگر نمی‌شود اعلام نکرد آمار را چون الان اگر با این شبکه‌های مجازی و موبایل‌ها تصاویری بیرون می‌آید که گویای همه چیز است. می‌فهمند ولی خودشان را به خواب می‌زنند که نفهمند خب نفهمند. ما چرا باید در این اعمالی که خلاف است مشارکت کنیم؟ اگر رای بدهیم که اصلا نمی‌فهمند چون می‌گویند همه آمدند پس ما را قبول دارند.

مهرداد درواع فرد بعدی‌ای بود که سوال پرسید. او گفت ما تا می‌آییم بنویسیم قلم‌هایمان شکسته می‌شود. من صراحت و شجاعت شما را تحسین می‌کنم و از آن‌جایی که نخواستید مثل پدر بزرگوارتان بر عقاید خود به هر طریقی پافشاری کنید خوشحالم. اگر می‌خواهید به صف مردم بپیوندید باید ابتدا از مسیری که پدرتان در طول حیاتشان پیمودند اعلام برائت کنید. شما هم معتقدید مثل صادق زیباکلام که اصلاحات مرد خاتمی مرد؟ آیا افکار شما به سمت براندازی متمایل شده یا به اصلاحات متمایلید. شما پرسیده بودید که احمدی نژاد با شما لینک برقرار کرده‌اند اما ایشان تکذیب کردند.

فائزه هاشمی تاکید کرد که اصلاحات نمی‌میرد ولی ما اصلاح‌طلبان در واقع خیانت کردیم به اصلاحات. این‌که اصلاحات بمیرد من اعتقادی ندارم. آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان هم عملکردی که چند سال پیش داشتند به نظرم الان در راه رسیدن به اصلاحات در جامعه با توجه به پتانسیل خود انجام ندادند. ما دنبال اصلاحاتیم.

درباره ماجرای احمدی نژاد هم می‌گویم بله بوده ولی ایشان تکذیب کردند. از ایشان بپرسید که چرا تکذیب می‌کند چیزی را که بوده. درباره برائت از بابا این را قبول ندارم. من معتقدم که افراد را باید مجموعه اعمالشان را مورد ارزیابی قرار داد. این که بابا اصلاحات را دنبال نکرد قبول ندارم. اما این روش او بود که لابی را باید پشت پرده انجام داد و اگر علنی بشود به نتیجه نمی‌رسد. خیلی جاها به نتیجه رسید و خیلی‌‌هایش نه. من افتخار می‌کنم فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی هستم و از او اعلام برائت نمی‌کنم.

سید مهدی فقیهی، وکیلی بود که جلسات کلاب هاوس فائزه هاشمی را باعث این دانست که این خواهد بود که ۴ سال ای‌کاش و حیف‌حیف بکنیم. او درباره دستاورد ملموس و زودهنگام می‌پرسید.

فائزه هاشمی رفسنجانی، در پاسخ گفت اعلام نظر مخالف با سیاست‌ها نتیجه زودهنگام آن خواهد بود. من در حال انجام به وظیفه اخلاقی، انسانی و دینی خودم هستم. حسرت هم نمی‌خوریم چون مگر در این ۴ سال فایده‌ای بردیم؟ الان اتفاقا می‌گوییم ای کاش نرفته بودیم رای بدهیم. رای دادن ما ادامه روند کنونی است.

مصطفی جلالی، درباره این پرسید که مگر در سال ۹۸ رای ندادیم‌؟‌در تهران ۸۰ درصد مردم رای ندادند و در کشور حدود ۶۰ درصد.

آقای محسن رضایی می‌گوید اگر رئیس جمهور بشویم می‌خواهند مهرعلیزاده و همتی را ممنوع‌الخروج کنند. آقای رائفی پور هم پست گذاشته بود عکس زندان که از آن‌چه فکر می‌کنید به شما نزدیک‌تر است. این‌ها را می‌گذارم در کنار سوابق برخی دیگر یک وحشتی را می‌بینم که اگر ۲۸ خرداد انتخابات تمام شود صبح روز ۲۹ خرداد را نخواهیم داشت.

فائزه هاشمی توضیح داد که یک بخشی این است که با رای ندادن خواسته‌ّای خود را قوی‌تر بیان کنیم. من به کسی نمی‌گویم رای نده. خودم را در این حد نمی‌دانم. افراد خودشان انتخاب می‌کنند. من رای نمی‌دهم. دادگاه و زندان که می‌گویید بلوف می‌زنند که مگر الان کم داریم؟ بگذارید این‌ها عمومی‌تر بشود. وقتی موضوعی فراگیرتر شود برخورد با آن دیگر آسان نیست.

قضیه حجاب را ببینید. وقتی شروع شد دخترانی که با شجاعت رفتند دختران خیابان انقلاب احکام سنگین هم گرفتند اما الان این تعداد بی‌حجاب که می‌بینید با آن‌ها برخورد می‌شود؟‌نه. طبیعتا رسیدن به آزادی هزینه دارد. ممکن است نرسیم ولی دلیل نمی‌شود از مبارزه دست برداریم. پس مسئولیت شهروندی چه می‌شود اگر بخواهیم نگران این زندان‌ها و برخوردها باشیم؟ برای رسیدن به آزادی، دموکراسی و هرچیز خوب دیگری باید هزینه بدهیم.

محمد صادق مشایخ، رئیس کمیسیون توسعه بازرگانی بنیاد امید ایرانیان، پرسنده بعدی بود که اول ارادت خود را به خاندان هاشمی رفسنجانی ابراز کرد. سپس اشاره به آن حکایت فرزندی کرد که محل مناقشه بود و در نهایت آن کسی که مادر واقعی فرزند بود حاضر نشد بچه را نصف کنند. سپس گریزی زد به ماجرای هتک حرمت به فائزه هاشمی. و نقل قولی از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که من ۶۰ سال برای این مملکت زحمت کشیده‌ام. اگر حرفی بزنم مشکل ایجاد می‌شود.

وقتی که مجلس را در سال ۹۸ خصوصی‌سازی و کوچک می‌کنند خیری در آن بود که حالا شورای نگهبان را هم همین‌طور پیش می‌برند؟

از آقای علی جنتی خواستم خدمت پدرشان برویم فرمودند به خاطر کرونا، در را بسته‌اند و کسی را نمی‌پذیرند. ما نمی‌خواهیم که کشور دست روس و چین بیفتد داریم این همه تلاش می‌کنیم مگر راهکاری که وجود دارد می‌دانیم که کوچکترین اراده‌ای کنیم مملکت ساخته می‌شود. تمام کسانی که علیه برجام صحبت می‌کردند به آن‌ها گفتم که آمریکا دیگر دستش را از روی گلوی ما بر نمی‌دارد. لطفا بفرمایید در چنین شرایطی که داریم برای بقای نظام و کشور صحبت می‌کنیم چرا با ما بد هستند؟

فائزه هاشمی ادامه داد که فکر می‌کنم آن‌هایی که دنبال این روش‌ها هستند اصلا دنبال منافع عمومی و ملی نیستند. این‌ّا با هم مغایر است.

نیلوفر گچیلو از او پرسید شما چرا فضای انتخابات را به این شکل واگذار می‌کنید؟ استدلال تاثیرگذار بودن رای را قانع کننده ندانست. او گفت زمانی مردم به «لیست انگلیسی» رای دادند و شد!

در توضیح این ماجرا فائزه هاشمی گفت که سال ۹۶، که تقسیمش می‌کنم به قبل از بابا و .. در این‌جا سخنان او قطع شد و جلسه منتظر بازگشت او بود.

وقتی بازگشت گفت بعد از بابا دیگر اصلاح‌طلبان حتی ۲۰ یا ۳۰ درصد هم موفق نبودند در آن صورت ما حتما می‌رفتیم رای می‌دادیم اما چون الان ناامید شده‌ایم که عملا کاری نمی‌شود انجام داد می‌گوییم نباید برویم رای بدهیم.

دقایقی مشکلات اختلال در کلاب‌هاوس، پیش آمد. فائزه هاشمی بازگشت و نوبت به پیمان عارف رسید که برا بار دوم حضور نداشت.

فایزه هاشمی در برابر سوالات متفاوت افراد که تکراری بود بارها گفت چیز بیشتری برای بیان کردن ندارم. در مقابل یکی از اعضای حزب اتحاد ملت گفت حزب خود شما هم کاندیدایی برای این دوره نخواهد داشت.
او گفت من مسلمان هستم ولی معتقدم حکومت دینی نمی‌تواند برای رسیدن به توسعه واقعی و همه‌جانبه موفق باشد. این‌که انتخابات مانعی برای آن‌ها باشد قبول ندارم. هرکس برود بالا مطیع بوده است دیگر. آن‌ها کسی را که موی دماغشان شود که تایید نمی‌کنند. اما آن‌هایی که دنبال بدیل رای دادن هستند، خب ما «رای ندادن» را به عنوان بدیل مطرح می‌کنیم.

این را هم ببینید:  تحلیل مجید توکلی بر نظرسنجی موسسه گمان درباره انتخابات ۱۴۰۰

پیمان عارف به یک باره آمد و مدعی شد که نوبتش رعابت نشده است.

موضع‌گیری او درباره بیانیه زهرا رهنورد، ‌سوال بعدی بود. که او این‌گونه توضیح داد: بله گفته شد که ما جمعیت و اسلامیت است که نظام ما را نگاه داشته است اما واقعیت ندارد جمهوریت که نداریم یا کمرنگ است و کارهای ما هم اسلامی نیست. ما فقط نامی از آن‌ها را یدک می‌کشیم. چیزی که نظام را نگاه داشته منفعتطلبی ها و محافظه‌کاری‌ها و ریاکاری‌ها و فشارهاست و افرادی هم که مقاومت می‌کنند هزینه‌اش را می‌دهند. من با بیانیه زهرا رهنورد کاملا موافقم.

پیمان عارف در این‌جا عدم حضورش را به خاطر زنگ تلفنش که می‌خورد نامید. او گفت نحوه برکشیدن آقای رئیسی، «فوق‌العاده»است. او با توضیح تحلیل شخصی خودش درباره آینده گفت که می‌خواهم رای بدهم. فائزه هاشمی نظریه او را رد کرد و گفت که زمانی که آقای خمینی در قید حیات باشند گفته می‌شد که همه چیز نابود می‌شود اما دیدیم که جانشینی صورت گرفت و هیچ روند متفاوتی نبود. این‌چیزهایی که می‌گویید هم همین است. ایشان حالشان خوب است و من احساس نمی‌کنم تغییری بدهد و نظر پیمان عارف را به طور قاطع رد کرد.

ریان عباس‌زاده، از تلویزیون ایران فردا، تهیه‌کننده و مجری برنامه‌ای به نام صفحه یک در این شبکه تلویزیونی فارسی زبان از لندن، فرد بعدی بود که به حضور فائزه هاشمی در کوی دانشگاه برای همدلی ها اشاره کرد و از او تقدیر کرد.

احسان زاهدانی،‌مدیر ارتباطات عمومی شورای ملی ایرانیان آمریکا مشهور به نایاک، از او چشم‌انداز آینده مذاکرات را پرسید و پاسخ شنید که مثل آزادی گروگان‌های آمریکایی یا پایان جنگ یا خود برجام ما نتیجه درستی نگرفتیم. بنابراین برای احیای برجام هم چنین شرایطی وجود دارد. این طور نیست که ما خودمان با طیب خاطر برویم وارد شویم و امتیاز بدهیم و برگردد. شرایط داخلی و بین‌المللی است که تعیین می‌کند چه می‌شود. احتمالش را کم نمی‌دانم که این مجموعه جدیدی که روی کار بیاید این قضیه را به نظر من دنبال خواهد کرد و به نتیجه می‌رساند چون شرایط کشور شرایط خوبی نیست و یک جاهایی خطرناک است. این اجبار اگر شکل بگیرد تصمیماتی در احیای برجام و مذاکرات با عربستان و از آن طرف اف ای تی اف هم که در مجمع مانده است. اگر این‌ها نمی‌خواستند برای دولت خودشان داشته باشند خب رد می‌کردند چرا نگاهش داشته‌اند؟

او گفت بعید می‌دانم تیم آقای احمدی نژاد دوباره فعال بشود چون خود او هم آن مقبولیت را ندارد و دو بار است که رد صلاحیت شده است و مشکلاتی که او ایجاد کرد برای این ها از بقیه روسای جمهور کمتر نبوده است. اما اگر هم نشود چیزی را از دست نمی‌دهیم و می‌شویم مثل الان. بد نیست صحبت‌ّای آقای ظریف را گوش بدهیم. چیزی را از دست نمی‌دهیم اگر وضعیت همین‌طور هم باشد. حتی اگر آدم وقتی به دولت آقای احمدی نژاد نگاه می‌کند که دولت را به قهقرا برد اما عملکرد آقای روحانی به خصوص دور دوم را که با آقای احمدی نژاد مقایسه می‌کنیم به نظر من بدتر است. شما در سیاست خارجی ببینید با کشورهایی رابطه نداریم که در دوره احمدی نژاد داشتیم. یا مسائل اقتصادی و یارانه ها شرایط الان خیلی بدتر از زمان احمدی نژاد است. فکر نکنیم که دوره شاخصی بود و الان بهتریم. خیر. اگر دولت روحانی سیاست‌های دولت اول را ادامه می‌دادند حتداقل می‌گفتیم که تلاش کرده و موفق نشده اما سیاست‌ها عوض شد.

فاطمه کریمخان، از خبرگزاری ایسنا پرسش‌کننده بعدی بود اما حضور نداشت.

مصدق زنگنه از هاشمی پرسید که تا کی این ساختار حفظ می‌شود؟‌ و پاسخ شنید که چون ایران کشور پر ثروت و منبعی است و از در و دیوار پول می‌آید. علیرغم مشکلات اقتصادی انقدر کانال‌های زیادی برای پولرسانی وجود دارد و جذب مال که من بعید می‌دانم با تمام این فشارها آنچنان دچار مشکل می‌شود که به تغییرات می‌انجامد مگر این‌که با تلاش خود مردم اتفاق بیفتد و مردم اعتراضشان را نشان دهند و پایش هم بایستند.بخش مهمی از جامعه در این منافع حکومت شریکند. خیلی‌ها هستند که بدشان نمی‌آید که یارانه‌ها بماند و حکومت بماند و یارانه‌ّا را بیشتر کند. شما در کدام کشور می‌بینید که کار نکنیم ولی پول داشته باشیم؟ این‌که فکر کنیم به زودی اتفاقی می‌افتد و تغییرات اساسی در پیش است من خیلی چنین پیش‌بینی ای ندارم.
فاطمه کریمخان درباره مساله اخلاقی پرسید و این‌که مثلا مجلس دارد به طرح غربالگری و ممنوعیت آن می‌پردازد. اما دهه‌ها ایران درگیر چنین ماجرایی خواهد بود.

فائزه هاشمی گفت هر کسی مسئول اخلاقی رفتار خود است بله. اما چون احساس مسئولیت می‌:نیم به عنوان یک شهروند می‌گوییم رای نمی‌دهیم. در سال ۸۴ کسی انتخابات را تحریم نکرد و دلایل دیگری وجود داشت از جمله تفرقه میان اصلاح‌طلبان. خیلی‌ها هم وارد انتخابات شدند و رای هم دادند. سال ۸۸ هم رای دادیم و آن بلا آمد.

شرایط و قانون اساسی طوری طراحی شده که ته همه چیز به آن سیکل معیوب می‌رسد و چیزی باقی نمی‌ماند. همه باید مسئول باشیم. این همه رای دادیم یک بار هم ندهیم دیگر.

در این‌جا بحث به همتی رسید. فائزه هاشمی می‌گوید از هیچ‌کس هم حمایت نمی‌کنم. خبرنگار یک بار از من پرسید در میان اصولگرایان کدام وضعیت بهتری دارد؟‌گفتم خب آقای لاریجانی از بقیه شان بهتر است. جاهایی هوای اصلاح‌طلبان را هم داشته است. حتی در سال ۸۸ هم از کلمه فتنه استفاده نکرد. این اینطور منعکس شد که من از آقای لاریجانی حمایت می‌کنم. یا به خبرآنلاین گفتم چرا آقای همتی آمده ایشان که در سیستم بوده‌اند و چه تضمینی هست برخلاف تا الان بتواند در مقابل چیزی مقاومت بکند؟‌ متاسفانه بعدش دیدم که ستادها تراکتی پخش کردند که من از او حمایت کرده‌ام!

او این‌جا اضافه کرد که من قبلا هم پرسیده‌اند و گفته‌ام بله اگر آقای هاشمی بود به همتی رای می‌داد؟‌گفته‌ام بله. این را بعدا می‌آیند می‌گویند از او حمایت کرده ام! این به معنای حمایت از آقای همتی نیست. باید صادق باشم و همه چیز را نباید به نفع خودم منعکس کنم که. وقتی از من پرسیده شد سعی کردم صادقانه آن را بگویم. اما نه، من این را به معنی حمایت نمی‌دانم.

پس از دو ساعتی که تا این‌جا از جلسه گذشته بود، فائزه هاشمی خواهش کرد که موضوعات تازه‌آی را مطرح کنید چون بحث به تکرار افتاد هاست.

محسن سهرابی درباره برنامه بعد از روز انتخابات و شرکت نکردن پرسید. او گفت تا انتخابات بعدی چه باید بکنیم؟

پاسخ این بود که ما فردای آن روز هم اعتراضاتمان را ادامه می‌دهیم. به همین روش‌های مدنی ادامع خواهیم داد.

فائزه هاشمی در پاسخ های بعدی‌اش به این اشاره کرد که ما ۱۰ سال اول انقلاب تا سال ۶۸ که با جنگ و حرکات انقلابی گذراندیم اصلا قابل دفاع نیست اما طبیعت هر انقلابی می‌دانم. اما از سال ۶۸ که جنگ تمام شد و ریاست جمهوری بابا و بعد از آن آقای خاتمی بود نمی‌توانیم بگوییم توسعه نداشتیم. توسعه یک روند تدریجی است. مسیر داشت مسیر خوبی می‌شد و اتفاقات خوبی هم داشت می‌شد. آقای میرزاده که معاون اجرایی بودند کتابی دارد به نام آمار سخن می‌گوید. فکر می‌کنم در کتابفروشی ها باشد و توصیفی هم نیست و فقط آمار است از ۶۵ تا ۷۶ توضیح می‌دهد که چه اتفاقاتی در مملکت افتاد. این کتاب حتی نشان می‌دهد که در زمینه سیاست و فرهنگ هم کار کمی صورت نگرفته است. اما از زمان آقای احمدی نژاد به بعد به نظر من هم انتخابات ۸۴ و هم ۸۸ زیر سوال است. چنین چیزی را درباره ۹۲ و ۹۶ نمی‌توانیم بگوییم. این‌ها تا حدودی سالم برگزار شد. رسیدن به توسعه،‌دموکراسی و همه این‌ها سریع انجام نمی‌شود این‌ها همه زمان می‌برد. هر دولتی مکمل دولت بعدی می‌شود و این‌ها امدادی به جلو می‌روند تا برسد به توسعه قابل قبول. اگر مسیر آقای خاتمی با همه مشکلاتش طی می‌شد الان به چیزهای بهتر و خوبتری رسیده بودیم. اما الان فکر می‌کنم اصلا جمهوریت نداریم.

قیس قریشی، با رحمت خداوند بر مرحوم هاشمی سخنانش را آغاز کرد به عنوان سیاستمداری که از حداقل‌ها حداکثرها را به دست آورد. به نظر شما خودخواهی نیست بیاییم و هر ۸ سال یک بار بگوییم رای بدهیم نتیجه نگرفتیم پس رای ندهیم و این‌طور پیش برویم؟‌این مداومت نمی‌خواهد ؟

فائزه هاشمی جواب داد که این طور نبود. ما همیشه رفته‌ایم رای دادیم. این اولین بار است که به نظر من، و باید صبر کنیم ببینیم چه می‌شود، می‌گوییم جمعیت کثیری هست که نمی‌خواهد رای بدهد.

او به کمپین ۴ شنبه‌های سفید مسیح علی نژاد اشاره کرد که گفت من همان ابتدا هم از ایشان حمایت کردم و گفتم خیلی هم دوستش دارم. او مدتی است به من خیلی بد و بیراه می‌گوید عیب ندارد اما این حرکت مثبتی که انجام داد من موافقش هستم. ایشان عقاید خودش را دارد برای خودش اما این قسمت مثبتش را فکر می‌کنم انجام داد و این همه زحمت کشیدیم ما آن قدر که ایشان و دختران ما نتیجه گرفتند ما نتوانستیم نتیجه بگیریم.

امید معماریان، پرسش‌گر بعدی، پرسید که در زمان زندان خودتان در زندان زنان و تجربیات آن دوران شما، درباره تفاوت نگاه او پیش و پس از زندان پرسید. او از تعطیلی جمعیت امام علی (ع) مثال آورد و درباره تغییرات قضایی در سالهای گذشته از او پرسید.
فائزه هاشمی گفت که قبلا هم گفته‌ام که زندان برای من خیلی سازنده بود. خیلی چیزهایش را نمی‌دانستم و خیلی چیزهایش را می‌دانستم. درباره داستان‌های بهاییان چیزی نمی‌دانستم. یا مساله نوکیشان را آن قدر که در زندان مطلع شدم چیزی نمی‌دانستم. یا مادرانی که به عراق رفته بودند و بچه‌هایشان را دیده بودند و حکم سنگین گرفته‌ بودند چیزینمی‌دانستم. بدم هم نمی‌آید تکرار شود حالا با تجربیات جدیدتر. راضی هستم از زندانی که رفته بودم و مایه افتخار من است. من هم می‌شنوم که آقای رئیسی تحول ایجاد کرده. نمی‌گویم هیچ کاری نکرده. این مبارزه با فساد هم به نظرم گزینشی است و احساس می‌کنم سیاسی با این قضیه برخورد می‌شود و برای اهداف غیر از سلامتی و مبارزه با فساد است. یا آمارهایی داده بودند که ۷۰۰ وکیل یا قاضی به خاطر خلاف‌هایشان برکنار شده‌اند اما یک نفر را پیدا نکردم این‌ها را بشناسد. بخشی از کار به نظر می‌آید جنبه نمایشی و سیاست‌های پوپولیستی است. درباره رفتار با منتقدان و فعالان مدنی و این‌‌ها به نظرم عمق بیشتری پیدا کرده است و وسعت پیدا کرده است. دقیق نمی‌گویم اما در ذهنم این است که آمار اعدام‌ها افزایش پیدا کرده است.

او در پاسخ به سوال دیگری درباره کمپین «خانم رئیس جمهور» گفت اگر خانمی هم بود من رای نمی‌دادم. او خبر داد معصومه ابتکار هم برای این کار دعوت شده بود اما نپذیرفت. درباره خانم شجاعی اما اگر بخواهم بگویم کدام یک از آقایان قاضی زاده و زاکانی شرایطی را که خود شورای نگهبان تعیین کرد پست‌هایش را داشته‌اند؟ هیچ کدام. پس می‌توانستند خانم زهرا شجاعی را هم تعریف کنند اما یک نگاه مردانه‌ای هست که نمی‌گذارد این اتفاق بیفتد.

امیرمصدق کاتوزیان، پرسشگری بود که از کوشش هاشمی برای کمرنگ کردن خودی و غیر خودی تشکر کرد. گفت که آیا شرایط عمومی برای لغو نظارت استصوابی فراهم شده است؟

فائزه هاشمی گفت که بله قوی تر از این نظارت است اعتراض. کلی از سیاست‌هایی که در حال حاضر داریم مورد اعتراض است. بستگی دارد به داخل کشور وقتی ما می‌بینیم که بخشی از اصلاح‌طلبان می‌روند از کاندیدای موجود حمایت می‌کنند خب تضعیف می‌کند این را. یا وقتی اصولگرایانی وقتی آقای لاریجانی رد می‌شود محافظه‌کاری به خرج می‌دهند یک مقداری ضعیف می‌شود این تصور که انتخابات به سمت حذف نظارت استصوابی نتیجه بگیرد. ممکن است آقای لاریجانی خصوصی اعتراضاتی کرده باشد اما تا وقتی که علنی نشود تاثیرش کمتر است. هفته آینده بهتر معلوم می‌شود. این جریان عمومی نه به رای دادن که شکل گرفته اگر در عمل همین‌قدر قوی اتفاق بیفتد و ادامه پیدا کند و افراد نظریاتشان را بدون ترس و واهمه بیان کنند جنبش خوبی می‌شود. ما در حال حاضر اعتصاب کمتر اما جمع شدن اصناف و اعتراضات افراد را می‌بینیم در جامعه که اگر تقویت شود در آینده می‌تواند حتما بیشتر تاثیرگذار باشد.

فرشته پزشک از فائزه هاشمی از فوت هاشمی رفسنجانی شروع کرد و آن را به حذف نیروهای اعتدالیون و اصلاح‌طلبان تعبیر کرد. او پرسید نیروهای سیاسی برای بازگشت به بازی و پیدا کردن قدرت واقعی چه باید بکنند؟

پاسخ فائزه هاشمی این بود که اقدام عملی در راه رسیدن به اصلاحات فرصتی نخواهند داشت ولی اعتراضات است که به یک جایی می‌تواند برسد. برای مثال حضور دختران در استادیوم. دختران پشت استادیوم‌ها تجمع کردند،‌عده‌ای هم از خارج از کشور فشار آوردند و بالاخره قبل از کرونا به صورت ناقصی توانستند به استادیوم‌هایی بیایند. یا مثلا حجاب را ببینید. خود زن‌ها وارد عمل شدند و به بخشی از خواسته خود به صورت نسبی رسیده‌اند. نیاز به مقاومت،‌ تداوم و مانند آن دارد. یکی از این‌ها رای ندادن است. وقتی رای می‌دهی دیگر جدی‌ات نمی‌گیرند. وقتی جنبش سراسری تر باشد هزینه‌هایش برای هر فرد کمتر می‌شود و احتمال و سرعت نتیجه دادنش بیشتر می‌شود. همه این‌ها بستگی دارد که بعد از انتخابات مردم به چه قدرتی در میدان بمانند و ادامه بدهند. ناامید نیستم و امیدوارم این اعتراضات ادامه پیدا کند و به نتیجه برسد.

سولمار ایکدر، روزنامه‌نگار نظر او را درباره اعتراضات عمومی خیابانی پرسید و این‌که بعد از سال ۸۸ امکان تکرار آن هست و فایده‌ای هم دارد؟

فائزه هاشمی گفت که اعتراضات عمومی باشد هم مخالف نیستم ولی احتمال نمی‌دهم سراسری و عمومی باشد اما همین تکه‌تکه و جداجدا با ارزش است. همه هدفی یکسان برای رسیدن به اصلاح و حق و حقوق خودشان دنبال می‌کنند. کسی دنبال انقلاب نیست. نمی‌گویم اصلا نیستند اما اکثریت دنبال براندازی و انقلاب و چنین تحولی نیستند. دلیلش هم درست است هر انقلابی شرایطش را بدتر از قبل می‌کند از جمله انقلاب خودمان.

در این‌جا خاطره‌ای را تعریف کرد که به یکی از مقامات گفته شد که الان که جریانات خوابید و مردم رفتند خانه‌هایشان و کشور آرام شد بیاییم از مردم دلجویی کنیم و خانواده‌هایی که آسیب‌دیده‌اند را دریابیم و مردم را شاد کنیم در این قضایا. پاسخ این بود که ما اشتباه شاه را تکرار نمی‌کنیم. اگر بخواهیم کوتاه بیاییم مردم قدم‌های بزرگتری می‌خواهند بردارند و مشخص نیست چه بر سر ما بیاید. آن زمان مردم دنبال انقلاب بودند قبل از انقلاب. الان اکثرا همین نظر را دارند که اگر همین حکومت به نظر مردم توجه کند، سیاست خارجی درستی داشته باشد و معیشت مردم را تامین کند خودم راضی‌ام همین باقی بماند به شرط این‌که چشم‌انداز خوبی اتفاق بیفتد. تاریخ نشان نداده که براندازی صورت بگیرد اوضاع بهتر می‌شود. یعنی نگران نباشید که اگر دو گام برای حقوق مردم برداشتید باید از این مملکت بروید. همین اتفاق اگر بیفتد مردم شما را دوست خواهند داشت اگر قدم‌هایی برای مردم بردارید و بفهمند.

این را هم ببینید:  سروش دباغ: عده‌ای از شهروندان، روشنفکران را سهیم در وضعیت کنونی می‌دانند

سمانه حسنی، پرسید که آیا با تحریم حرکت به سمت نظام پارلمانی را تسریع می‌کنید؟

بیشتر ببینید:

فائزه هاشمی، ارتباطی میان نظام پارلمانی و رای ندادن ندید. او همچنین گفت هم مهرعلی زاده و هم همتی در سیستم بوده‌اند و وقتی در دولتی که خودشان هم بوده‌اند نتوانسته‌اند تاثیرگذار باشند، مثلا آقای همتی که به عنوان رئیس بانک مرکزی می‌گوید نتوانسته درباره دلار نظرش را به کرسی بنشاند می‌تواند اتفاقی را رقم بزند یا مسیر حرکتی را درست بکند؟ من تعجب می‌کنم که چرا آمده‌اند به میدان. برفرض هم به سمت پارلمانی برویم، خود نظام پارلمانی به خودی خود نظام بسته‌ای نیست. مالزی،‌آلمان و انگلیس پارلمانی است. این ربطی ندارد و من خطر نمی‌بینم که اگر بخواهیم رای ندهیم این اتفاق می‌افتد. ما به هلاک قطعی و نجات احتمالی نیست. الان همان هلاک قطعی اتفاق افتاده مگر بالاتر از سیاسی رنگی است؟‌شورای نگهبان دیگر چه می‌خواهد بکند؟

ساعت که به ۱۲ شب رسید دوباره خواهش فائزه هاشمی این بود که سوالات تکراری پرسیده نشود. او همچنین گفت که برخی می‌خواهند نظریات خودشان را مطرح کنند. قرار شد که بعد از پرسش‌های افراد استیج، اتاق بسته شود.

میثم شرفی، فعال حوزه انرژی، به طعنه به فائزه هاشمی بابت پیوستن به کمپین آری به آقای رئیسی تبریک گفت و از تزریق ۱۰۰ میلیارد دلاری در صورت احیای برجام سخن گفت. او که دولت آقای رئیسی را ناکارامد می‌نامید گفت که چطور تزریق این پول را گردن می‌گیرید؟

فائزه هاشمی گفت چطور می‌شود که من رای ندهم این پول واریز می‌شود؟
ا

و درباره حضور آیت‌الله هاشمی هم برای چندمین بار گفت که اگر ایشان بود اوضاع به گونه دیگری بود،‌ بعد از آقای هاشمی اصلاحات یتیم شد.

عبدالرضا احمدی، گفت شما خودتان را یک روشنفکر توسعه طلب می‌دانید. اگر این طور باشد با اقدام شما بی‌ثباتی که برای ایران و نه لزوما نظام جمهوری اسلامی. شما که با ناخدای کشتی مشکل دارید،‌پیشنهادتان سوراخ‌کردن کشتی است؟ اگر این طور بشود و تیم هدایت‌گر کشتی، یک پارادوکسی نمی‌بینید؟‌یک بخش جبهه اصلاحات، یک جبهه اصول‌گراها و یک جبهه براندازی داریم. با این شرایط که پیش می‌آید فکر می‌کنید که براندازی موفق نمی‌شود با کار شما؟

فائزه هاشمی: الان شما فکر می‌کنید کشور با ثباتی داریم؟‌این که دلار را مصنوعی پایین می‌آورند اما قیمت‌ها بالا می‌رود ثبات ماست؟‌این‌که افرادمی‌روند کشورهای دیگر، زندانی سیاسی داریم این همه، دختری که با برداشتن روسری ۲۷ سال زندان می‌گیرد، وزیرخارجه ما می‌شود مجری، صفر درصد اختیار ندارد، رب تبرک،‌ستاد اجرایی می‌شود واکسن ساز ثبات ماست؟ بله اگر دنبال ثباتی مثل کره شمالی یا ونزوئلا هستید بله ثبت خیلی خوبه. اما الان چه ربطی به براندازی دارد؟‌به جای ما حاکمان را نصیحت کنید تا براندازها موفق نشوند. من چنین حدسی را نمی‌توانم بپذیرم.

این فرضیه دخالت‌های خارجی و دشمن داشتن را چیزی است که همیشه سالیان سال است که دچار توهمیم. چرا نمی‌توانیم مشکلمان را حل کنیم که دشمن داشته باشیم؟ و آن را بکنیم عاملی که ملت نتواند نفس بکشد؟‌ این‌ها سیاست‌های غلطی است که باید اصلاح بشود. رای نمی‌خواهد بدهد ملت که شریک نشود در این بی‌ثباتی‌ها حالا متهم می‌کنید که شما مسئولید؟‌به جای اینکه اعتراضات خود را جایی ببرید که اصلاح کنند مسیر اشتباهی آمده‌اید.

وقتی من می‌بینم که اثری از رایم نیست. صندوق انتخاباتی که جز ظاهر تاثیری ندارد چرا باید تقویتش کنم؟‌ انتخابات که فقط به اسم نیست. رویه‌ای است که نگاه داشته‌ایم اما داخلش با روح آن موضوع در مغایرت کامل است.

نیکی محجوب، از ایران اینترنشنال سوال بعدی را پرسید که آیا بازگشت سیاس‌ها به دهه ۶۰ خواهد بود؟‌ فائزه هاشمی گفت این احتمال را نمی‌دهم. چنین فضایی را هم نمی‌بینم و امیدوارم پیش‌بینی ام درست باشد.

سید حمزه صالحی، با اشاره به سخنان دکتر رنانی، و این‌که رفتار حاکمیت در مدیریت انتخابات این است که می‌خواهد افق‌گشایی رخ بدهد. از آن‌جایی که نظام نگران مدیریت آن‌هاست تلاش کرده تا با مدیریت این انتخابات، افق گشایی در آینده رخ بدهد.

فائزه هاشمی گفت که چنین احتمالی وجود دارد و قابل پیش‌بینی است اما نمی‌دانیم چه می‌شود. البته این یکدست شدن در دوره احمدی نژاد هم اتفاق افتاد ولی شاید به خاطر ویژگی‌های آقای احمدی نژاد به نتیجه نرسید. شاید ببرند به سمتی که مشکلات حل بشود واقعا. اگر این یک دستی هم اتفاق نیفتد و ما هم رای بدهیم می‌گویند چه نیازی است که تغییری رخ بدهد؟‌دارد با ثبات پیش می‌رود دیگر. کامل موافق نیستم ولی می‌تواند این اتفاق بیفتد.

درست است احمدی نژاد مسیر را اشتباه رفت اما اگر دقت کنید در دوره خاتمی با یک خانم ایتالیایی عکسی منتشر شد که دست داده است. اما آقای احمدی نژاد مادر چاوز را که اتفاقا خیلی پیر هم نبود بغل می‌کرد و مشکلی نبود.

سعید آگنجی، پرسش بعدی را این طور مطرح کرد که وقتی بحث ریاست مجلس خبرگان و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مطرح بود گفت که نیازی به صندلی نیست و در حال حاضر عدم حضور ایشان چیدمان ها را تغییر داده است.

فائزه هاشمی گفت چرا فکر می‌کنید اگر اتفاقی بیفتد و دولتی اصلاح‌طلب باشد می‌تواند از موقعیت استفاده‌ای بکند؟

فاطمه بردبار خود را محجبه‌ای مخالف با حجاب اجباری توصیف کرد و گفت که شعارهایی داده می‌شود درباره حجاب ولی در دوره خود آقای روحانی، پیامک‌ها آمده است. شما به عنوان کسی که از آقای روحانی حمایت کرده بودید و این سیکل تکرار شده است، خودتان را چقدر در این کاهش مشارکت به عنوان کسی که حامی وعده‌ها بوده مقصر می‌دانید؟

فائزه هاشمی گفت داستان پیامک را شنیده‌ام و برای برخی از دوستان خود من هم آمد و چه جمعیت عظیمی آن‌جا بود که برایشان پیامک رفته. مردم عادت کرده‌اند هزینه را بدهند و به حق و انتخاب شخصی‌شان برسند. بله. آنها مقاومت می‌کنند قبلا گشت ارشاد می‌آمد می‌برد الان شاید باشد اما محدود است و پیامک هم آنقدر حجمش زیاد است که حداکثر این است که ۱۰ روز ماشین را توقیف کنند. پیامک‌ها نقشی در محدودیت نداشته است. من هم مقصرم اما یک جریان عمومی بود و بیست و خرده میلیون نفر رای دادند. اما من نمی‌گویم مقصرم چون عملکرد دولت اول با دوره دوم روحانی متفاوت شد.

نورالدین پیر موذن، از فائزه هاشمی خواست که چای یا مایع گرمی بنوشند و مدتی، صدای خانم هاشمی را بعد از سالها بشنویم. او گفت از تعریف کردن از دیگران بیزار است اما «دستمریزاد»!

پیرموذن گفت که ایران در زمینه ثبات دارای وضعیت «اورنج یا نارنجی» است. در دیداری که با آقای هاشمی داشتیم گفتیم این قدر که شما را اذیت می‌کنند چرا تحمل می‌کنید؟‌او گفت این نظام مال خودمان است من باید بمانم. پدر شما معمار هرم قدرت بوده است. دو کار انجام دادند یکی بازنگری قانون اساسی که فکر می‌کردیم درها برای آزادی و دموکراسی باز خواهد شد…..

او احتمال صعود آقای ابراهیم رئیسی را بعید دانست اما در آن صورت هم باز این مساله را مطرح کرد که چرا فکر می‌کنید تفاوتی کند؟

مهدی مطهرنیا اتفاقات را در ادامه شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا دیگه تموم ماجرا» دانست و پرسید چقدر با این روند آشنایی دارید و این روند را می‌توانید پذیرا باشید؟ او از هوش و ذکاوت سیاسی فایزه هاشمی پرسید که شما می‌توانید بو بکشید و به مشامتان می‌رسد. چه اندازه این نگاه را در جامعه ملی ما می‌بینید؟

فائزه هاشمی پرسید منظور شما انقلاب است؟ گذر از اصلاحات است؟‌ مهدی مطهرنیا می‌گوید که می‌خواهم ببینم که این معنا تا چه اندازه می‌تواند جوابگوی این نیاز باشد؟ مردم وضع موجود را در زمانی می‌پذیرند که رفتن به آینده را بسیار هزینه‌دار بدانند. الن دیگر نمی‌خواهند بدانند هزینه اصلاح بعدی چیست. می‌گویند نمی‌خواهیم پس نمی‌آییم رای بدهیم. این را چقدر حس می‌کنید در محیطی که در جامعه می‌بینید؟

فائزه هاشمی گفت گذر از اصلاح‌طلبان در واقع اتفاق افتاده. بعد از ۹۶، ۹۷ و بعد هم در ۹۸. و مواضعی که گرفتند احزاب اصلاح‌طلب و فاصله‌شان را با مردم نشان دادند و آن شعار رقم خورد واقعی است. دلیل رای ندادن من سرخوردگی از اصولگرایان نیست. سرخوردگی از اصلاح‌طلبان است که موقعی که در قدرت قرار گرفتند به ویژه در ۴ سال اخیر به اصلاحات و مردم پشت کردند. اما این‌که چقدر ما ریزش حکومت را خواهیم داشت خیلی اعتقادی ندارم. چون پول تا زمانی که می‌بارد از در و دیوار، نه حکومت ریزش می‌کند نه فروپاشی اتفاق می‌افتد و همه ما جوری منافع پیدا کرده‌ایم نسبت به این شرایط حکومتی و چیزی که وجود دارد. از طرفی هم برخوردها آن قدر خانواده‌ها را متلاشی کرده که شجاعت به آن صورت و براندازی وجود ندارد. چون می‌گویند چرا شرایط بدتر از قبل بشود؟‌

یکی از اساتید دانشگاه تعریف می‌کرد که با همین آمدن دانشگاه آزاد و آمدن آقای ولایتی و هاشمی‌زدایی و این‌ها، یکی از کسانی که آن‌جا بود می‌گفت قبل از آمدن آقای ولایتی رئیس دانشگاه به او می‌گفته که این حرکت اصلاحات خود را شروع کرده‌اید ادامه دهید ما هم می‌آییم پشت شما. همان رئیس دانشگاه وقتی گفتند به او این استاد نیاید او را اخراج کرد تا باقی بماند،‌پرسنل آن دانشگاه و نگهبانانش هم از آن استاد دانشگاه عذرخواهی می‌کردند. همه ما یک جوری در این سیستم گیر کرده‌ایم. بنابراین آن فرضیاتی که شما مطرح کردید محقق نمی‌شود چون بطن جامعه این است. تا زمانی که این حرکت فراگیر و عمومی نشود که من احتمالش را بعید می‌دانم چون منافع برای خیلی‌ها وجود دارد نمی‌توانند محقق شود. اما این‌که بعد از رای ندادن چه می‌شود نمی‌توانم به عنوان یک اپوزیسیون و مخالف بگویم چه می‌شود. ما رای نمی‌دهیم که بعدا نگویند خودتان رای دادید و خودتان خواستید. بیشتر از این چیزی ندارم که بگویم.

فرشته قاضی با ابراز خوشحالی از دیدن و شنیدن صدای فائزه هاشمی نظر او را درباره نبود براندازان در ایران به چالش کشید و گفت نقد دارم چون تا وقتی که یک رفراندم صورت نگیرد و مردم نتوانند به صورت واقعی خواسته خودشان را مطرح کنند نمی‌توان در این زمینه صحبتی کرد.

ما در حال حاضر از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ صدای مردمی را می‌شنویم که معتقد به این مسائل هستند یا نامه ۱۴ نفره را مثال می‌زند که نشانه حضور این افراد در ایران است و بخش فعالی هم دارند. او می‌پرسد که با رای ندادن سهیم نمی‌شوید در این اتفاقات ولی این را شخصی می‌کنید. شما فعال سیاسی هستید خانم هاشمی و در انتخابات قبلی وقتی می‌خواستید رای بدهید از مردم هم می‌خواستید رای بدهند این یک اکت سیاسی بود ولی الان دارید این مسیر را شخصی می‌کنید. دلیل آن چیست؟‌ شما گفته‌اید که جمهوریت تمام شده است.

فائزه هاشمی گفت که هر کس که می‌شنود سخنان ما را خودشان تصمیم می‌گیرند که رای بدهند یا ندهند. من گفتگو با خیلی افراد دیگر هم دارم و فردی هم نیست نظریاتم ولی شما این را به پای تواضع بگذارید.

تعریفی که من از براندازی دارم این است که آن‌هایی که تلاش عملیاتی می‌کنند برای براندازی حکومت. اما رفراندم کسانی هستند که انقلاب مخملی یا نرم یا مسالمت آمیز دارند. براندازها اگر واقعی هستند نباید منتظر رفراندم باشند. در ایران که می‌گویم نداریم یا کمند فعالیتی نداشته‌اند یا اگر داشته‌اند کم بوده و گسترده نبوده. طبیعی است که مخالف زیاد داریم اما خیلی‌ها را می‌بینیم که دنبال انقلاب نیستند و به دنبال اصلاحات هستند. در عصر معاصر دیگر فیلسوف‌ها،‌نظریه پردازها و این‌ها تایید نمی‌کنند

من چه برنامه عملیاتی می‌توانم داشته باشم؟‌فعال‌تر شدن در مسیر انتقاد. من قدرتی ندارم و امثال من. نمی‌خواهم به طرف براندازی بروم یا کار تشکیلاتی بکنم برای کارهای بزرگ‌تر. فعلا به این نتیجه نرسیده‌ام. جز قوی‌تر شدن انتقاد چیز دیگری به ذهنم نمی‌رسد. و «این بار بیستم است که دارم می‌گویم.»

محمد علی آهنگران، درباره پدر همسر فایزه هاشمی، آیت‌الله لاهوتی سوالی پرسید و درباره مرگ ناگهانی او پرسید و اتفاقاتی که به قول او برای وحید لاهوتی افتاده است. و چرا خانواده‌اش پیگیر مسائل مربوط به آقای لاهوتی نشده‌اند؟ فکر نمی‌کردید اگر آن روز پیگیری می‌کردید جلوی موارد بعدی‌ای گرفته می‌شد؟

پاسخ: آن موقع من یک دختر دانش آموز بودم یا تازه تمام کرده بودم و در شرایط عقل و شعوری نبودم که پیگیری کنیم یا ادامه بدهیم و انقلابیِ آن موقع بودم. من خودم بیشتر تحت تاثیر آقای لاهوتی بودم و صحبت‌هایی که می‌کرد اما دنبالش هم نبودم. ما الان هم اعتقاد داریم بابام به علت مرگ طبیعی نمرده اما چه کار می‌توانیم بکنیم؟

آقای لاهوتی جزو منتقدین بود. همان اتفاقاتی که الان هم دارد می‌افتد آن موقع هم بود و ایشان انتقاد می‌کرد. ما اعتقاد داریم چون پزشکی قانونی درباره مسمویت او اعلام کرده و آقای دکتر شیخ‌الاسلام زاده که خواسته بودند در زمانی که در قید حیات هستند (وزیر شاه که بعدها به عنوان دکتر زندان همکاری می‌کردند) خواسته بودند نقل نشود که خودشان حاضر بودند که کسی می‌آید لیوان شربت مانندی به آقای لاهوتی می‌دهد و بعد از آن ایشان سکته می‌کند. به ما اطلاع دادند که سکته کرده است. ایشان از یکی از افرادی که در قید حیات هستند نقل کرده بود که به ما گفته بودند ابتدا وحید را بکشید چون برایش خیلی تلفن می‌شد و نمی‌خواستیم مجبور شویم آزادش کنیم. اینها اتفاقاتی است که افتاده و لابد تکذیب خواهند کرد! همسران من و فاطی که هر دو برادر هستند آدم‌های آرومی هستند. من هم عقل چندانی در این رابطه نداشتم و انجام نشد بهر ترتیب.

میثم زمان‌آبادی، روزنامه‌نگار و مجری تلویزیون درباره شخصیت واقعی فائزه هاشمی و ورهای مختلف شخصیتش سوال پرسید که آیا شما با چریک شدنت به معنی خروج از اصلاح‌طلبی در جامعه‌ای که خواستار اصلاح‌طلبی است نخواهد بود؟

پاسخ فایزه هاشمی این است که در همین ۴-۵ سال گذشته در کمیته‌های مختلف حزب کارگزاران به صورت مرتب کار کردیم در جاهایی که درباره قوانین نوشته و نانوشته بوده طرح و پیشنهاد دادیم به هرکس هم دادیم همه تعریف و تمجید کردند ولی اتفاقی نیفتاد. در آن زمان من در ورزش بانوان می‌توانستم کاری بکنم. من چریک نشدم. من را چریک کردند.

این را هم ببینید:  استراتژی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ | به قلم مجید توکلی

آقای هاشمی که تا لحظه آخر هم معتقد به نظام بود منتقد شده بود. کارایی لازم را از او گرفتند با رد صلاحیت و این‌ها. این سیاست‌های ما نیست که به این سمت می‌رویم. همه دوست دارند در کشور خودشان کار کنند و برای رسیدن به یک زندگی مطلوب کمک کنند اما وقتی شرایط به این سمت می‌برد چه کنیم‌؟ ظلم را تحمل کنیم یا نه آزاده و حق‌گو باشیم. می‌توانستیم هم نه. بمانیم بدون این‌که تاثیری داشته باشیم و از این ور هم ساکت باشیم.

ایرج رضایی که عضو شورای مرکزی حزب مردمسالاری است در ساعت ۱ بامداد شنبه، سوالی نپرسید اما نظرش را اعلام کرد درباره وضعیت و احتمال رفتن به سمت خروج از جمهوریت. فائزه هاشمی این نظریه را که به وضعیتی خودکامه تبدیل می‌شویم را تایید کرد اما گفت شما سوالی نپرسیده‌اید.

آقای دربندی،‌از جنس مردم بودن فایزه را زیر سوال برد و از او پرسید چطور قوه قضاییه با لطافت با شما برخورد کرد؟

فایزه هاشمی گفت من نگفته‌ام از جنس مردمم. اما ۶ ماه زندان بودم و محکومیتم تمام شد. مرخصی‌هایم را هم رد کردم و قبول نکردم و مرا به زور از زندان بیرون انداختند.

داستان آن هم شنیدنی است. این‌که رای نمی‌دهم. برانداز هم نیستم. براندازی با اصلاح‌طلبی خیلی فرق می‌کند. من ته براندازی را انقلاب می‌بینم که به دنبال آن نیستم. به دنبال اصلاحات واقعی‌ام. تا الان چنین احساسی ندارم و روش‌هایی برای اصلاحات می‌بینم که وجود دارد. ۶ ماه زندان من هم دلیل آن بود که آقای تاجیک در شابدولعظیم به من حمله کرده بود من به زندان رفتم. ایشان یک روز به زندان رفت و عفو شد. من تاوان دادم و به زندان رفتم.

افشین حیدری، به انتخابات شورای اسلامی شهر تهران اشاره کرد و حضور برادر او، محسن هاشمی رفسنجانی در شورای شهر تهران در حال حاضر و ریاستش. اشاره کرد به حضور فعالانه اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر تهران و این‌که تعرفه‌های همزمان بین شورای شهر و ریاست جمهوری توزیع خواهد شد. چنین رفتاری از اصلاح‌طلبان را چقدر درست می‌بینید؟

فائزه هاشمی گفت که برادرش برای شورای شهر کاندیدا نیست و برای ریاست جمهوری آمد که خوشبختانه رد صلاحیت شد و شانس آوردیم. وقتی من می‌گویم رای نمی‌دهم منظورم همه انتخابات‌های همزمان است و چرا، این نقض غرض است. این حرکت اصلاح‌طلبان هم متناقض است.
مرضیه برومند‌، که نویسنده و جامعه‌شناس است از او درباره منع دوچرخه سواری و این‌ها پرسید. پاسخ این بود که در این زمینه منعی وجود نداشته است. مثلا حتی گروه کر خوانی در ارکستر سمفونیک را هم حالا ممنوع کرده‌اند. تک‌خوانی که جای خود. دختران در زورخانه می‌رفتند به عنوان تماشاچی و ورزش می‌کردند. حالا شرایطی فراهم شده که وزیر ورزش هم حمایت می‌کند که ورود دختران به عنوان تماشاچی را هم در زورخانه ممنوع کرده اند.

بحث حجاب هم نتیجه فعالیت خود دخترها بوده و کسی از آن‌ها حمایت نکرده بوده است. کار ورود به استادیوم هم به خاطر فیفا بود. چون فوتبال تعلیق می‌شد. فکر نمی‌کنم در آینده شرایطی باشد که بدتر از این بشود. البته یک کار خوب آقای روحانی کرد و آن بخشنامه ۳۰ درصد مدیریت در وزارتخانه‌ها بود که آن هم دیوان عدالت باطلش کرد و دولت هم نتوانست احیایش کند. تیم ملی ما دختر کاپیتان تیم است چون شوهرش ممنوع‌الخروجش کرده نمی‌تواند برود خارج. وزارت ورزش حتی این قدر توانایی ندارد. فکر نکنید شرایط خیلی مهیا شده، اگر هم چیزی بوده خودشان خانم‌ها فراهم کرده‌اند. دیگه بیشتر از این چه می‌خواهد بشود؟

عباس شریعتی قصد دو روایت و یک سوال داشت که مورد انتقاد قرار گرفت. سوال را خلاصه کرد و البته گفت از سال ۷۸ با رای ندادن موافقم.می‌خواهم بدانم این تغییر نظر از کی در ایشان شکل گرفته است؟ پاسخی به این بخش از سوال داده نشد.
معین جوادی، درباره جنبش دانشجویی نه سوال داشت که نظرش را گفت. خلاصه آن این بود که تفاوت فاحشی میان دولت احمدی نژاد و دولت روحانی وجود داشت.

علی احمدنیا از اصلاحات نیوز از او پرسید با توجه به وضعیت روز، آیا قصد خروج از کشور یا مسافرت کردن ندارید؟‌در سال ۲۰۱۹ با یورو نیوز مصاحبه‌ای کرده بودند و تفکرات جمهوری اسلامی را در رابطه با زنان داعشی دانسته بودند. ابوی ایشان برای این که این اتفاقات نیفتد چه کاری انجام دادند؟ ایشان خودشان چه نقشی داشته‌اند؟

فائزه هاشمی: هنوز هم ترجیحم این است در ایران زندگی کنم. عاشق سفرم ولی سالهاست ممنوع‌الخروجم. در کشور خودمان است که هویت داریم و حتی با مشکلاتی که داریم من شرایط بهتری داریم. با یورو نیوز چنین حرفی نزده‌ام. ما یک مقداری با آن‌ها داریم ولی گفته‌ام تنه می‌زنیم به آن‌ها متاسفانه. بابا زمانی که آمد می‌توانست شاید کارهای بیشتری هم بکند. ما در زمان شاه وزیر زن داشتیم اما در بعد از انقلاب نداشتیم. بابای من بار اول مشاور زن انتخاب کرد. این‌که من مسئول ورزش زنان شدم و این‌ها کار من نبود. اگر کمک بابا نبود که نمیشد. امام جمعه‌ای می‌پذیرفت من را بشنود مثلا؟‌ مسلما نه. موضوع زنان را نشد ما پیش بابا ببریم و او مخالفت بکند.

ابوالفضل کریمی با ذر این که یاس،‌ بذر هویت ماست از ناامیدی واقعی به عنوان پیش زمینه‌ای برای تغییرات ملموس یاد کرد. فائزه هاشمی از این وضعیت به عنوان سرخوردگی به جای ناامیدی یاد کرد و گفت اگر کسی ناامید نبود اصلا اعلام نمرکرد که رای نمی‌دهد. این رای ندادن اثر قهر و خشم و ناامیدی نمی‌بینم. استراتژی ای می‌بینم که امیدوارم نتیجه داشته باشد. او علت این که کمرنگ شدن منافع را در این زمینه مهم دانسته تایید نکرد اما به طور کامل هم تکذیب نکرد و گفت هنوز بهش توجه نکرده‌ام.
یاسین افرا، متولد ۱۳۷۲، درباره سیر جریان اصلاح‌طلبی از ۵۷ تاکنون پرسید و جایگاه اصلاح‌طلبان در ۱۰ سال آینده را هم پرسید.

فائژه هاشمی گفت که در آن زمان چپ و راست داشتیم و اصلاح طلب واصولگرا نداشتیم. خیلی از اتفاقات مثل بر هم زدن مراسم‌ها و حملات و این‌ها، که یکی از آن‌ها را هم آقای لاهوتی تجربه کرد و به پای محافظش هم تیر خورد توسط اصلاح‌طلب‌های الان انجام شد. یا اشغال سفارت آمریکا که بچه‌های چپ بودند و انجام دادند که البته من گله‌ای ندارم ولی حکومت نباید وارد این قضیه می‌شد و داستان به آن فاجعه تبدیل شود و ادامه پیدا کند.

در دوره‌آی در مجلس سوم یک رد صلاحیت گسترده از این‌ها صورت می‌گیرد و راست‌ها مجلس چهارم را می‌گیرند و جلوتر که بیاییم خود راست‌ها هم بابا را که از راست‌ها و مجمع روحانیت تلقی می‌شد این مجلس علیه بابا شد و بعد اومدیم به آقای خاتمی و این حرف‌ها. یکی از مواضع تند چپ‌ها این بود که وقتی خاتمی وزیر ارشاد بود مطرح می‌شود همه باید ممنوع‌الخروج بشوند و هرکس خواست برود بیاید مجوز بگیرد.

یا زمان حمله عراق به کویت این مجموعه‌ها معتقد بودند در حمایت از عراق باید به کویت حمله کنیم و بابا با این موضوع به عنوان جانشین فرمانده کل قوا هم مخالف بود.

سپس به تاسیس کارگزاران اشاره کرد که در زمان قهر سیاسی چپ‌ها شکل گرفت. کارگزاران آن گروه‌ها را هم بلند می‌کند که انتخابات مجلس پنجم شکل می‌گیرد و با تلاشی که کارگزاران می‌کند و چپ‌ها به آن ملحق می‌شود و بعد دوم خرداد می‌آید و اسم‌ها عوض می‌شود. اصلاح‌طلبان در دوره خاتمی فرصت‌سوزی عجیبی داشتند و به بیراهه رفت.

انحصارطلبی راست‌ها درباره این‌ها که در اطراف آقای خاتمی بودند هم اتفاق افتاد تا رسیدیم به انتخاب احمدی نژاد که آن موقع هم با تعدد کاندیداها وارد می‌شوند و در این انتخابات که اعتقاد دارم کم از ۸۸ نداشت با بی تدبیری خودمان باعث می‌شویم که آقای احمدی نژاد بیاید و بقیه‌اش را می‌دانید.

من الان خشمم از اصولگراها نیست چون برخوردشان همیشه همین بوده من الان خشمم از اصلاح‌طلبان است با توجه به ۴ سال پیش. الان هم توپ را می‌اندازند در زمین شورای نگهبان. همین کاندیداهای الان هم ببینید این آقایانی که مطرح بودند همه در سیستم بوده‌اند. دوباره این‌ها را آوردن و احیا کردن با سیستم اصلاح‌طلبی مغایرت دارد. اگر اصلاح‌طلبان به خودشان بیایند (ما اصلاح‌طلبان) می‌توانیم سر بلند کنیم اما با این روش‌ها بعید می‌دانم تا ۱۰ سال آینده، حالا کمتر، نه. زمان می‌برد تا بتوانیم دوباره خودمان را بازسازی کنیم. به شرط این‌که بپذیریم و زود بفهمیم و بیانشان کنیم.

دکتر سانا گفت که من اعتقادی به اصلاح‌طلبی ندارم و نظر او را درباره آبان ۹۸ پرسید.

پاسخ اما این بود که ساختار قانون اساسی همیشه بوده چون بی عمل شدیم رئیس جمهور و مجلس و شورای شهر و این‌ها در قوانین اساسی اختیارات بیشتری دارد که نتوانسته‌ایم استفاده کنیم. دوره بابا،‌ آقای خاتمی و اول دوره روحانی هم همین بوده ولی این مشکلات را به این شدت‌ها نداشته‌ایم.
درباره تغییر قانون اساسی معتقدم که اگر همین حالا قانون اساسی بخواهد اجرا شود ظرفیت‌های مغفول دارد. اشکالاتی هم دارد. همین الان آزادی اعتراضات داریم. آزادی بیان داریم. دادگاه جرم سیاسی و مطبوعات داریم که اگر درست پرداخته شود دیگر زندانی سیاسی نباید داشته باشیم. محدودیت‌های دولت و اصلاح‌طلبان و .. در قانون اساسی کجا هست که هر جا گیر کردید یک نهاد موازی تشکیل دهید؟‌

من با ولایت مطلقه، تبعیض‌های جنسیتی، نژادی و دینی مخالفم و این چیزهای من درآوردی ما است که در آن گذاشته‌ایم و به اسلام مربوط نیست. این شرایط ایجاد شده است.

درباره آبان ۹۸ مال بنزین بود دیگه نه؟ متاسفانه معتقدم با مردم رفتار بدی شد و متاسفانه اکثر احزاب اصلاح‌طلب ما آمدند به جای این‌که پشت مردم بایستند اغتشاشات را با اعتراض مردم مخلوط کردند. در حالی که این افرادی را می‌فرستند که اغتشاش ایجاد کند و شاید عده‌ای از مردم هم دنبال آن‌ها بروند و کار اصلی را مردم نمی‌کنند دولت موضع خوبی نگرفت و آن‌هایی که بیانیه ها را می‌نوشتند هم کار درستی نکردند و این‌ها را می‌دانستند.

نیامدند این بحران را با توجه به حقوق مردم حل کنند و خیلی‌ها در این میان قربانی شدند. آقای نوید افکار یهم فکر می‌کنم در یکی از همین اتفاقات دستگیر شد. این اتفاقات آبان ماه بهرحال جالب نبود و حق مردم ضایع شد.
میلاد شهابی‌نژاد پرسش‌گر بعدی، فرض را بر این گذاشت که در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ شورای امنیت ملی مصوبه‌ای بدهد که تعداد آرا را عددی بگوید و اعلام کردنش را تصمیم بگیرد و با آمدن آقای رئیسی یک سری آزادی‌های اجتماعی که برایش زحمت کشیده شده است از دست برود و یک سری قوانین مثل نخست وزیری تصویب شود نظر شما عوض خواهد شد؟

پاسخ فایزه هاشمی این بود که در نهایت تصمیم درباره تغییر قانون اساسی و نخست وزیر یبا رهبر است. او تشریح قانونی و حقوقی این موضوع را توصیف کرد و توضیح داد که نقش رئیس جمهور، چه آقای رئیسی یا غیر از آن پر رنگ نیست و ربطی به ماجرا ندارد. شما کدام آزادی را می‌گویی ممکن است محدود شود؟ و رئیس جمهوری که ما انتخاب کنیم مثلا آقای همتی چقدر توانست نظریات خودش را در دولت موافق هم جا بیندازد؟

آخرین نفر لیلا نام داشت و به این موضوع اشاره کرد که پدر خانم هاشمی، با سی‌ام شدن او و شکست سیاسی‌اش نزدیک به مردم نشد؟ آیا فاصله گرفتن مردم از حکومت مجبور نمی‌شود که خودش را به مردم نزدیک کند؟

پاسخ به آخرین نفر این بود: این که بشود رای ندادن را به رفراندم تبدیل کرد شاید باعث شود در بعضی جاها کارهایی بکند. درباره بابا اما سی‌ام نبود، ۲۷ یا ۲۸ ام بود که حالا خیلی فرقی نمی‌کند. در آن زمان تخریبی که همه آن دروغ بود تاثیر را در جامعه گذاشت که هیچ‌کدام هم واقعیت نداشت. این‌که بابا بعد از این جریانات به مردم نزدیک‌تر شد را نمی‌دانم چقدر بپذیرم چون در ریاست جمهوری‌اش هم همه تلاش‌ها برای مردم بود دیگر. بعد هم با آمدن احمدی نژاد چنان کشور را به قهقرا برد که هر عقل سلیمی می‌فهمد که باید از این شرایط مخرب و مهلک فاصله بگیرد که آن طرفش هم می‌شد مردم. انتخابات هم سالم نبود ولی بابا به خاطر تعلق خاطری که داشت که نظام برایش اتفاقی نیفتد نامه‌ای نوشت و به خدا سپرد. امیدوارم حالا هر نزدیکی‌ای که می‌گویید اتفاق بیفتد.
حکومت دموکرات اصلا یعنی همین دیگه. در یکی از این تلویزیون‌ها می‌شنیدم که مردم نباید از حکومت بترسند تا این‌که حکومت از مردم بترسد.
الان معیشت مهم است اما این‌که چرا به این‌جا رسیده است سیاست خارجی ماست. چه اف ای تی اف چه سیاست‌های تهاجمی. سوریه و یمن و غربی‌ها این‌جوری و آن جوری. بعد رسید به تحریم‌ها. این سیاست خارجی تاثیر مهمی گذاشت روی اقتصاد ما. وقتی ما را در سازمان تجارت جهانی راه نمی‌دهند باید نقش سیاست خارجی را در اقتصاد بفهمیم که باید اولویت ما اصلاح آن‌ها و روابط نرمال با همه کشورهای دنیا باشد.

این امتیازاتی که برای آقای رئیسی دارد داده می‌شود در این انتخابات مرا یاد امتیازات آقای احمدی نژاد می‌اندازد. صدا و سیما ۵ دقیقه وقت اضافه می‌دهد به آقای رئیسی ⁃ ۶ دقیقه هم به همتی داده اند.

نشنیده‌ام اما آن هم اشتباه است. وقت اضافی به کسی داده می‌شود که در متاظره نبوده باشد.

یا میتینگ اهواز که جمعیت غلغله بود در وضعیت کرونایی. یا میتینگ با اهل سنت در تهران. من اگر جای آن‌ها بودم آقای رئیسی را رد صلاحیت می‌کردم الان چون کسی که در راس قوه قضاییه است و باید حافظ قانون باشد وقتی الان این کار را می‌کند چه تضمینی وجود دارد برای بعد که انتخاب شد؟ یا درباره دیگران، ماشین سازمانی که در اختیارشان است دیگران. آقای رضایی چر باید در خانه سازمانی باشد؟ مجمع تشخیص خانه سازمانی ندارد برای کسی.

ااز آن طرف کسی که نتوانسته بعد از این مدت حقوق‌هایی که دارند من خودم نماینده مجلس بودم و بالاترین امکانات مال ما بود. ماشین از دم قسط دادند. اجاره خانه به شهرستانی‌ها که به تهران می‌آیند می‌دهند. وام خانه هم می‌دهند. چطور نتوانسته‌اند کاری کنند؟ این هنر نیست و امتیاز محسوب نمی‌شود.

انتخاب خوب کجاست با این رد صلاحیت‌ها؟

جریان سوم: این‌هایی که می‌گویند خودشان در سیستم بوده‌اند بعد از شعار دیگه تموم ماجرا فهمیدم که ما اصلاح‌طلب‌ها نمی‌توانیم کاری بکنیم هر گلی بلد بودیم زدیم به سرمون. جریان سوم که بعضی‌از کاندیداها خودشان را اینطور معرفی می‌کنند به نظرم شدنی نیست. باید جریان واقعا تازه‌ای باشد. من دیگه بس

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.