سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۴۰ صد و چهل

در تیزر سریال سیب ممنوعه می‌بینیم که دوعان با آکین درگیر میشه و می‌افته ولی نمرد و بیهوش شد. حالا که به هوش اومده از پشت سر می‌زنه به آکین. آکین بیهوش میشه.

حالا آکین رو گم و گور کرده طوری که حتی گوشی کومرو هم پیغام خداحافظی از آکین دریافت می‌کنه.

کومرو هم فکر می‌کنه قیدش رو زده. مشخص نیست دوعان اون رو به قتل رسونده، زندونی کرده یا چی.

درست وقتی کومرو قید ماجرا رو زده،‌ییلدیز هوس شوهر دادن کومرو به سرش می‌زنه و یک خواستگار هم با خودش به خانه آورده. اما خواستگار عزیز، کومرو رو با یه خانم مسن‌تر از اون اشتباه گرفته و دلش گیر بوده.

هاندان هم در مقابل اندر قرار گرفته. اندر باعث شده که همه بفهمن چقدر هاندان فقیر و بی پول هست.


اما آن‌چه گذشت چه بود؟

اندر را به اداره پلیس می برند و از او بازجویی میکنند‌. اندر می‌گوید که او به خانه دوعان حمله نکرده و اظهارنامه اش را امضا میکند. سپس همراه جانر و چاتای به خانه برمی‌گردد. او از کار دوعان عصبی است. چاتای می‌گوید خبری از کارخانه محصولات کویو پلاس که برای آنهاست در آمده که گفته شده در محصولات آنها پلاستیک وجود دارد. اندر می‌گوید‌ که این حتما کار دوعان است تا ارزش سهام ها را پایین بیاورد تا بتواند سهام بخرد و دوباره ارزش آنها را بالا ببرد. برای همین باید نقشه ای بکشند تا مشکل را حل کنند.

امیر در خانه اکین پیش غمزه است. غمزه می‌گوید که از تنهایی خسته شده و دوست دارد با کسی باشد. همان موقع اکین و کومرو پایین می آیند و در حال بگو و بخند هستند. امیر متوجه رابطه بین آنها می شود.

این را هم ببینید:  سریال جناب عالی قسمت ۱ اول

امیر به خانه پیش ییلدیز می رود. او به ییلدیز خبر می دهد که اکین و کومرو با هم دوست شده اند. سپس می‌گوید که غمزه دنبال کسی میگردد و بد نیست که آنها غمزه و جانر را برای یکدیگر جور کنند.

اکین از کومرو میخواهد که به محضر بروند تا او سهامهایش را به اسم کومرو بزند.

بیشتر ببینید:

آسمان پیش ییلدیز آمده و بابت بدهی بولنت ابراز نگرانی میکند. ییلدیز پیش چاتای می رود و می‌گوید که مدرسه هالیت جان شهریه سال بعد را میخواهد و از او میخواهد که صد و پنجاه هزار لیره بدهد. چاتای می‌گوید که پول را به حساب مدرسه واریز میکند‌. ییلدیز با مدرسه تماس می‌گیرد و می‌گوید که پول رای ع اشتباه واریز کرده اند و از آنها میخواهد که پول را به حساب او برگشت بدهند.

هاندان با جنک در رستوران هستند. جانر و اندر به آنجا رفته و اندر از جانر میخواهد پنهانی از آن مرد که کنار هاندان است عکس بگیرد تا بفهمند که او چه کسی است.

هاندان برای اینکه خودش را به کومرو و اکین نزدیک کند، برای آنها هدایایی خریده و به خانه اکین می رود. او از اکین بابت اینکه کومرو را به خانه اش آورده و مراقب او است تشکر میکند و میگوید که خیالش از امنیت کومرو راحت است.

جانر پیش اندر رفته و خبر میدهد که آن شخص که با هاندان بوده، رییس یک بانک است. اندر حدس می زند که هاندان به خاطر گرفتن وام به جنک نزدیک شده است.

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۴۳ سیصد و چهل و سه

کومرو شب به خانه دوعان برمی‌گردد. سر میز شام کومرو می‌گوید که متوجه شده است یکی از کیفهای او در سایت های دست دوم فروشی گذاشته شده و آن کیف سفارشی برای او دوخته شده و مانندی ندارد. ییلدیز و آسمان مضطرب می شوند. اندر به خانه دوعان می رود و سعی میکند با حرفهایش دوعان را عصبانی کند تا از او حرف بکشد. دوعان اندر را تهدید میکند. اندر از آنجا می رود و به فایل ضبط صدای دوعان گوش میدهد و خوشحال می شود. او به خانه رفته و به جانر می‌گوید که مطمئن است که دوعان خودش به خانه اش حمله کرده تا تقصیر اندر بیندازد و به خیال خودش او را بترساند.

روز بعد چند نفر به خانه چاتای تیراندازی کرده و فرار میکنند. اندر به چاتای می‌گوید که او این کار را کرده است تا مانند دوعان از او انتقام بگیرد.پلیس ها دم خانه دوعان رفته و می‌گویند که اندر بابت تیراندازی و تهدید از او شکایت کرده است. دوعان عصبی شده و به کلانتری می رود و بازجویی می شود. سپس بیرون می آید.

ییلدیز به خانه چاتای پیش اندر می رود و با او بحث میکند. اندر برای اینکه فکر ییلدیز را درگیر کند، به او می‌گوید که شاید حمله به خانه دوعان کار هاندان باشد، زیرا او وضع مالی خوبی ندارد و چشمش به پول دوعان است‌.

ییلدیز و امیر نقشه ای می کشند تا غمزه و جانر با هم برای خرید لوازم ساخت دستبند بروند‌. آنها سپس یک نفر را اجیر کرده و سراغ آنها می فرستند تا از آنها اخاذی کند و جانر با دفاع از غمزه و قدرت نمایی، توجه غمزه را جلب کند. وقتی دزد سراغ آنها می رود، جانر ترسیده و کاری نمیکند. غمزه دزد را دنبال کرده و او را فراری می دهد.

این را هم ببینید:  سریال فرزند راز مادر است قسمت ۷ هفتم - دانلود

چاتای در برنامه زنده تلویزیونی به همراه اندر، بودن مواد پلاستیکی در محصولاتشان را تکذیب کرده و مقابل دوربین از ماست های خودشان به هالیت جان می دهد تا بخورد. دوعان وقتی موضوع را می فهمد از اینکه آنها نقشه چاتای و اندر را نفهمیده بودند، عصبی می شود. سپس با ییلدیز تماس میگیرد و می‌گوید که چاتای نباید در این شرایط هالیت جان را بی خبر از ییلدیز در تلویزیون می برد. ییلدیز با چاتای تماس می‌گیرد و در مورد این مسأله با او بحث میکند.

آسمان همچنان نگران پول بولنت است. ییلدیز به ناچار یکی از سرویس های جواهرش را به آسمان می دهد تا آن را بفروشد و بدهی را بدهد.

اندر به بانک جنک می رود و می‌گوید که میخواهد تمام سرمایه‌اش را به بانک آنها منتقل کند. سپس به جنک می‌گوید که میخواهد شخصا با او در مورد سرمایه و کارهای بانکی اش در ارتباط باشد. جنک قبول میکند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.