سریال از ما بهترون قسمت ۷۱ هفتاد و یک

شنور به طالب می گوید که دیگر نمی خواهد برای خواستگاری ییلدیز بروند چون دو بار است که از دم در برشان می گردانند و این یعنی اصلا دلشان راضی به این عقد نیست! اما طالب اینطور فکر نمی کند و خوب میداند که مادرش چه آدم کلک بازی است!

چنگیز به یاشار می گوید که قرارداد بزرگی با یک شرکت بسته اند و برای امضای آن همراه ال ایدا باید به شهرهای اطراف بروند. اما یاشار دلش نمی خواهد با چنگیز همراه باشد چون از تونی شنیده کهرانندگی چنگیز افتضاح است!

ال ایدا هم الارا را تنها می گذارد و وقتی الارا به گوندوز زنگ میزند و می گوید که در خانه تنها مانده، گوندوز می گوید: «منم نمیتونم بیام پیشت آبجیم اینا هم تنهان. اما بهت هنرهای رزمی رو یاد میدم تا بتونی از خودت محافظت کنی! » شنور اتفاقی حرف های گوندوز را می شنود و می فهمد که یاشار در خانه نیست. او فورا پیش طالب می رود و با ذوق می گوید که همین امشب برای خواستگاری بروند. حتی طالب هم تعجب می کند اما خوشحال می شود و قبول می کند. هردو به خانه ی صفیه می روند و شنور هم حسابی ییلدیز را ناز و نوازش می کند و قربان صدقه اش می رود که صفیه معذب می گوید که یاشار در خانه نیست اما تا فردا صبح حتما برمیگردد! شنور طوری که انگار اصلا نمیدانسته با ناراحتی می گوید: «انگار شما راضی به این وصلت نیستید! با این بار میشه سه بار که مارو رد کردین! » و حتی غش می کند! اما طالب مادرش را جمع می کند و در حالی که کمی ناراحت است از انجا می روند. او به مادرش می گوید: «مامان من خبر داشتم داداش یاشار واقعا رفته سفر کاری! خودشون گفتن تا فردا برمیگرده. فردا حتما بریم! »

این را هم ببینید:  سریال قضاوت قسمت ۲۷ بیست و هفتم

گیزم تصمیم گرفته با مسئول تبلیغات یک برند صحبت کند تا از طریق اینستاگرام درآمد داشته باشد اما از وقتی که فهمیده نازلی هم توی این کار است حسابی حرصش گرفته و وسط هر جمله اش از چنگیز می خواهد تا نازلی را اخراج کند!

وقتی چنگیز و یاشار راهی می شوند، چنگیز خیلی بد رانندگی می کند که باعث می شود یاشار واقعا بترسد اما وقتی پلیس آنها را نگه میدارد، چنگیز، یاشار را وسط می اندازد و او را مقصر نشان میدهد!

گوندوز دفاع شخصی را با الارا تمرین می کند و به او می گوید که هر موقع از روز و هر ساعتی که دلش بخواهد به او حمله می کند تا ببیند درس ها را خوب یاد گرفته یا نه!

وقتی الا، مسئول تبلیغات به دیدن گیزم می آید تا با هم در مورد کاری که می خواهند انجام بدهند صحبت کنند، الا ناگهان می گوید: «من تو این شهرک با یه پسره دوست بودم که بعد از یه هفته قالم گذاشت و رفت. بعد از دو سال هنوزم قلبم ازش شکسته! » و بعد اسم اوزان را می آورد. گیزم فورا می گوید: «این کیه تو محله من اصلا نمیشناسمش! »

وقتی یاشار و چنگیز به هتل می رسند، چنگیز با ذوق می گوید که باید به کلاب بروند و دختر بازی کنند اما یاشار اصلا دوست ندارد همراهی اش کند. با این حال چنگیز مجبورش می کند اما توی برف و کولاکی که آمده، بیشتر از نیم ساعت دوام نمی آورند و یخ زده به هتل برمیگردند. ال ایدا با بی حوصله گی می گوید که راه ها بسته شده و آنجا گیر کرده اند به همین خاطر از چنگیز و یاشار می خواهد در یک اتاق بمانند و خودش به اتاق دیگر می رود.

این را هم ببینید:  سریال جیران قسمت ۱۰ دهم - تیزر

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.