سریال راهزنان قسمت ۶۶ شصت و شش

آلپ ارسلان در حالی که ازبر رانندگی را بر عهده دارد وارد عمارت اونال می شود.اوزر به استقبال آلپ ارسلان می آید و او را به داخل همراهی می‌کند‌.آلپ ارسلان متوجه اسرا می‌شود و از اوزر میپرسد که اسرا اینجا چه می‌کند؟اوزر می گوید که برای دیدن اونال خان آمده است.آلپ ارسلان که می‌نشیند می‌گوید که آمده درباره کار صحبت کنند.اونال می‌گوید که اسرا غریبه نیست و می‌تواند پیش او صحبت کند.آلپ ارسلان شروع به صحبت می‌کند و می‌گوید که به خاطر اینکه کارتال را کشتند ویکتور با همه آنها درگیر می شود و اگر باز هم نخواهند از رابطهایشان در سی آی ای و موساد استفاده کنند،برای همه چیز دیر می شود.اونال می گوید که امروز اوزر او را با یکی از اعضای مهم سی آی ای آشنا می کند و به عنوان نماینده او می تواند صحبت کند.آلپ ارسلان از اوزر میپرسد که از طریق چه کسی باید بفهمند که ویکتور کی وارد میشود؟اوزر می‌گوید که با آلمان ها فردا جلسه دارند و از آنها اطلاعات می‌گیرد.

الیاس به خانه هرمز میرود و از مریم میپرسد که این کارها چه معنی دارد؟چرا می‌خواهد طلاق بگیرد؟مریم میپرسد که چرا او به دفتر وکیلش رفته و او را تهدید کرده؟چرا خودش را تهدید نکرده است؟الیاس به مریم که در این سال‌ها بیشتر خواهرش بوده تا زن برادرش و برایش توضیح بدهد که چه کار می‌خواهد بکند؟

مریم به الیاس میگوید که برای این خانواده از هرمز هم بیشتر زحمت کشیده و برای بعضی ها مادر بوده برای بعضی ها فرزند و برای بقیه خواهر،اما آنها مزدش را این گونه می‌دهند،او با طلاق گرفتن حداقل در چشم بچه هایش زنی با غرور باقی میماند.الیاس می‌گوید که این راهش نیست و با نبودش خانواده از هم می‌پاشد و این حق آنها نیست،چون اشتباه هرمز بوده است.

این را هم ببینید:  سریال راهزنان قسمت ۲۶۲ دویست شصت و دو

الیاس با تهدید میگوید که اگر بخواهد طلاق بگیرد، میرود نازلی را می‌کشد و بچه اش را هم برای مریم می‌آورد.

نازلی با یاران و یونس برای مهمانی به خانه تیپی می‌روند.نازلی به تیپی می‌گوید که خواهشی از او دارد و از او می‌خواهد که قیم پسرش یونس بشود.تیپی از این حرف خیلی خوشحال میشود و از نورتن می‌خواهد تا یونس را برایش بیاورد.تیپی،یونس را در آغوش می‌گیرد.امینه بلند می شود و پیشانی نازلی را میبوسد و می‌گوید که اگر خود تیپی بچه دار میشد اینقدر خوشحال نمیشد.

آتش وارد می شود و تیپی بعد از معارفه آتش به نازلی و یاران به او می‌گوید که بروند با هم قهوه بخورند.آتش از تیپی می‌خواهد که یاران را سر کار ببرد.آتش میگوید حالا که یاران برای او کار می کند مجبور است که با او باشد.تیپی می گوید که او آدم فاسدی است و روزی می کشدش.

آلپ ارسلان در حال برگشتن از عمارت اونال است که نوشاد با او تماس می‌گیرد و میخواهد هم دیگر را ببینند.آلپ ارسلان بعد از قطع تماس به ازبر می‌گوید که به دیدن اوزلم می‌روند.

زن ها در خانه هرمز جمع شده اند تا با مریم صحبت کنند.عایشه به مریم میگوید که هر چه بگوید حق دارد و دیگر جعفر را به خانه راه ندهد،اما اگر می‌خواهد به خاطر اینکه جعفر به دیدن بچه نازلی رفته طردش کند،پس دیگر با او هم حرف نزند.مریم می‌گوید که او جعفر را درک می‌کند،اما وقتی انیشته به دیدن آن زن میرود،ثروت به او زن داداش می‌گوید و دوروبرش می‌چرخد،خیریه برای بچه هدیه طلا می‌برد،او نمی‌تواند این ها را تحمل کند.خدیجه میگوید که بر خلاف عمه اش می‌گوید که طلاق بگیرد،چون اگر انیشته هم این کار را می‌کرد از او جدا میشد‌.خدیجه می‌گوید:《به خاطر اینکه شوهرامون از شوهرت میترسن ما رو مواخذه نکن》

این را هم ببینید:  سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۳۹ صد و سی و نهم

مبجل میگوید که در حالی که آنها در اینجا در حال صحبت هستند،نازلی با یاران و بچه اش به خانه تیپی رفته و از او خواسته که قیم بچه اش بشود.

آلپ ارسلان و ازبر در قبرستان هستند.آلپ ارسلان سر مزار اوزلم رفته و ازبر کنار ماشین ایستاده که کسی بر سرش میزند و او را بیهوش میکند.آلپ ارسلان بعد از دعا خواندن سر مزار به اوزلم می‌گوید که بعد از تمام شدن کارش قول میدهد که پیشش بیاید و میرود.الپ ارسلان به ماشین نزدیک میشود که می‌بیند چند مرد نقاب دار آنجا هستند.او پا به فرار می گذارد و آنها تعقیبش می‌کنند.آلپ ارسلان پشت قبری مخفی می‌شود و با هرمز تماس می‌گیرد،اما هنوز نتوانسته صحبت کند که یکی از مردها بر سرش میکوبد و او را بیهوش می‌کند.

هرمز گوشی را به وهبی میدهد و می‌گوید که داشته با آلپ ارسلان صحبت می‌کرده که تماس قطع شده است، با ازبر تماس بگیرد و حالش را بپرسد.بعد پیش نازلی که‌ به دیدنش آمده میرود.نازلی آمده می گوید که بی‌خبر از هرمز پیش تیپی رفته و از او خواسته تا قیم بچه شود او هم قبول کرده.هرمز می‌گوید که اشکالی ندارد.ناگهان وهبی با عجله وارد می شود و می‌گوید که زودتر بیاید آلپ ارسلان را گرفته اند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.