سریال داستان جزیره قسمت ۱۰ دهم

هازیران در حالی که اشک می ریزد به خانه اش می رود و پویراز هم دنبالش می رود و صورت او را نوازش می کند و زیرلب می گوید: «نترس… » هازیران می گوید: «وقتی تو پیشمی نمیترسمتو معجزه میکنی.. » ایدیل این صحنه را می بیند و با ناراحتی و عصبانیت طاقت دیدن این صحنه را ندارد و می رود

همان موقع ایدیل به هاکان برمی خورد و می پرسد: «تو هازیران رو از کجا میشناسی؟ » هاکان می گوید: «این حرفارو از کجا در اوردی؟! » هازیران و پویراز هم سر میرسند و ایدیل فورا می گوید: «هاکان و هازیران از قبل هم رو میشناسن. از حرفاشون فهمیدم تو یه سال دقیقا تو یه عروسی بودن. » هازیران با ترس به پویراز خیره می شود که هاکان می گوید: «هازیران تو هم تو اون عروسی بودی؟ دنیا واقعا جای کوچیکیه! من طرف عروس بودم. تو چی هازیران؟! » هازیران بدون حرفی می رود و پویراز هم ظاهرا حرف هاکان را باور می کند

هازیران به خاطر دروغ هایی که به پویراز گفته عذاب وجدان شدیدی دارد و در این مورد با بیرجیک درد دل می کند. بیرجیک هم به باتو پیام میدهد و از او می خواهد یک کار موقت برایش جور کند

صبح زود ایدیل پیش پویراز می رود و می پرسد: «با هم قهریم؟ » پویراز می گوید: «نه اما ازت خیلی عصبانیم. » ایدیل می گوید: «نقطه ضعف من عزیزانمه که زود جوش میارمبه خاطر هازیران و هاکان که فردا پس فردا نیستن این کارو نکن باهام. اونی که همیشه پیشت میمونه منم. » پویراز می گوید: «قهر نیستیم. » و پیش هازیران می رود و می گوید که برای هتل آشپز پیدا کرده. هازیران می گوید: «همینطوری که نمیشه! غذاهای ایتالیایی یا ژاپنی بلده؟! » پویراز بی حوصله می گوید: «غذاهای جزیره رو درست میکنه نه بیشتر! جزیره یدونه آشپز بیشتر نداره! » 

این را هم ببینید:  دانلود سریال راز بقا قسمت ۴ چهار

پویراز از هازیران می پرسد که اسم هتل را چی بگذارند و هازیران می گوید: «من نگم بهتره چون اینجا موندنی نیستم. » پویراز سکوت می کند و بعد می گوید: « منم موندنی نیستم. همین که قرضمو بدم اینجارو به حال خودش رها میکنم. » هازیران با ناراحتی می گوید: «باشه پس مثل قبل اسمش درخت صندل بمونه. » 

بیشتر ببینید:

مادر بیرجیک به او زنگ میزند و می گوید که برادر کوچکترش آتش را پیش او می فرستد تا با هم تعطیلات را بگذرانند. بیرجیک خیلی ناراحت می شود چون اصلا رابطه ی خوبی با برادرش ندارد و حتی عصبانی می شود. آتش هم از راه می رسد و از این بابت خوشحال نیستآن دو رابطه ی سردی با هم دارند و وقتی ملیسا و آلپر این صحنه را می بینند، دلشان به حال آتش می سوزد!

پویراز وقتی می بیند هازیران برای رفع گرسنگی هله هوله می خورد، او را به آشپزخانه محسن می برد و هازیران با خوردن غذاهای محسن، به وجد می آید و حسابی از انها خوشش می آید اما پیشنهاد میدهد که اماده کردن سوشی را هم امتحان کند که محسن می گوید تا به حال سوشی درست نکرده!

ایدیل از پدرش که شهردار است می خواهد تا هرکاری می تواند بکند تا هازیران را از جزیره بیرون بفرستد اما لطیف عصبانی می شود که این کار درست و انسانی نیست. 

این را هم ببینید:  سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۴۱ صد و چهل و یکم

وقتی پویراز و هازیران برای خرید به میدان می روند، ایدیل هم آن دو را می بیند. نهیر هم از ان طرف به خواننده خیابانی که آن اطراف است پول میدهد تا آهنگ عاشقانه ای برایشان بخواند و ایدیل با دیدن این صحنه حسابی حرصش می گیرد و سراغ نهیر می رود و تهدیدش می کند که اگر دست از این کارها برندارد او را از تیم والیبال مدرسه بیرون می کند. نهیر خیلی عصبانی و ناراحت می شود و این موضوع را به مادرش می گوید اما سلما می گوید که ایدیل همچین ادمی نیست و نهیر را باور نمی کند که این موضوع خیلی به نهیر برمیخورد که مادرش به جای این که طرف او را بگیرد، طرف ایدیل را گرفته و خانه را ترک می کند!

هازیران از این که پویراز کاری به دیجیتال ندارد و از این که او هم سرش توی گوشی است ایراد می گیرد، کلافه شده و به او می گوید: «مطمئنم تو هم نمیتونی بدون دیجیتال زنده بمونی و برای ثابت کردنش حاضرم هرکاری بکنم و اگه هرکدوممون باخت، باید یکی از رازهاشو بگه! » پویراز قبول می کند و هازیران را با قایق به جای دورافتاده تری می برد!

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.