سریال داستان جزیره قسمت ۷ هفتم

قصه جزیره ۳-۱

 هازیران با ترس به هاکان خیره می شود که پویراز می پرسد: «شما همدیگرو میشناسین؟» هاکان لبخند میزند و پویراز ادامه میدهد: «البته فکر نکنم همو بشناسین. هاکان همین امروز اومده. » و هازیران را به عنوان شریکش به هاکان معرفی می کند. پوزخند هاکان بیشتر می شود و می گوید: «پس اون شریکی که همه در موردش میگفتن تویی! » هازیران که خیلی معذب شده می خواهد برود و هاکان هم می گوید: «پویراز واسا در مورد چیز مهمی با هم حرف بزنیم. » ترس هازیران بیشتر می شود اما نمی تواند حرفی بزند و می روداو تمام شب با استرس منتظر این است که پویراز سراغش بیاید و به همین خاطر پیش بیرجیک می رود و او را بیدار می کند و خواهش می کند تا به رستوران آلپر برود و بفهمد که پویراز و هاکان چه حرفی با هم زده اند. 

اما وقتی بیرجیک به رستوران آلپر می رسد، هاکان و پویراز از انجا رفته اند و آلپر هم روی خوش به او نشان نمیدهد که بیرجیک را ناراحت می کند. 

هازیران به هاکان زنگ میزند و می گوید: «تو چجوری آدمی هستی؟ وقتی در حق پویراز بدی میکردی وجدانت به درد نیومد؟ حداقل من سعی میکنم اشتباهی که کردم رو جبران کنم. » هاکان می گوید: «تو هنوز با خشم پویراز آشنا نیستی نه؟ نمیدونی تو اون لحظه چه کارایی که نمیتونه بکنه! » هازیران بیشتر می ترسد و گوشی را قطع می کند. 

این را هم ببینید:  دانلود و تماشای سریال خاتون قسمت ۲۳ بیست و سوم‌ + ‌خلاصه پاورقی سریال | Khatoon Serial Part 23

شب پویراز به سمت خانه هازیران می رود و هازیران از ترس پنهان می شود و پویراز هم که فکر می کند او در خانه نیست به راهش ادامه میدهدهازیران سعی می کند همه چیز را در یک پیام به پویراز توضیح بدهد اما نمی تواند. 

حتی صبح زود پویراز به در خانه ی هازیران می اید تا دنبال کارهایشان بروند اما هازیران که فکر می کند او از همه چیز خبر دارد، پنهان می شود. کمی بعد آنها در کوچه با هم روبرو می شوند و هازیران که مطمئن می شود پویراز هنوز از اشتباه او خبر ندارد، با خوشحالی در آغوشش می گیرد

بیشتر ببینید:

زینب به گورکم می گوید که خانه را برای فروش گذاشته و گورکم به ملیسا می گوید که نباید هازیران از این موضوع با خبر بشود و این موضوع را از او پنهان می کنند. 

هازیران و پویراز به کافه ملیسا می روند تا برای جشن عروسی ای که در راه است برنامه ریزی کنند که ایدیل با دیدن آنها جلو می رود و می شنود که هازیران در مورد عروسی دوستش در استانبول که لوستر پایین افتاده بود، حرف میزند. 

بیرجیک وقتی می بیند آلپر اصلا به او توجهی ندارد خیلی عصبانی می شود و به گورکم می گوید: «من مطمئنم که دو روز پیش این پسره رسما عاشقم بود! » 

این را هم ببینید:  سریال راهزنان قسمت ۶۳ شصت و سه

گورکم برای رمانتیک کردن فضای هتل پیانو سفارش میدهد و پویراز به خاطر این خرید بیخود عصبانی می شود.

هاکان با دیدن هازیران دوباره تهدیدش می کند که هازیران می گوید: «تو نمیتونی راز من رو به پویراز بگی وگرنه راز خودت هم لو میره و فکر نکنم دوست داشته باشی تو جزیره و پیش پویراز همچین آدمی شناخته بشی. »  

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.