سریال داستان جزیره قسمت ۱۴ چهاردهم

قصه جزیره ۵-۲

ایدیل با جعبه ای که پر از سوسک است به سمت هتل می رود و بدون این که کسی متوجه بشود داخل آشپزخانه آنجا می شود که هازیران سر می رسد و با تعجب می پرسد: «تو اینجا چیکار میکنی؟! » ایدیل که ترسیده می گوید: «اومدم آب بخورم! » اما هازیران با شک به او خیره می شود. ایدیل از آشپزخانه بیرون میزند که هاکان متوجهش می شود و به زور جعبه را از دست او می گیرد و با دیدن محتویات داخل آن می گوید: «تو میخواستی هتل رو سرشون خراب کنی و هازیران رو فراری بدی آره؟! برم به پویراز بگم تا چهره ی واقعیت رو بشناسه؟! » ایدیل که خیلی ترسیده با چشمان پر از اشک دستان هاکان را در دست می گیرد و التماسش می کند تا چیزی به کسی نگوید. هاکان تحت تاثیر او، قبول می کند و ایدیل را بیرون می فرستد بعد هم خودش جعبه را داخل یکی از کابینت ها خالی می کند و جعبه را به ایدیل برمیگرداند. ایدیل جعبه را با حرص داخل سطل آشغال می اندازد و هازیران این صحنه را می بیند 

وقتی مامور بهداشت از راه می رسد همه چیز خوب پیش می رود تا این که با باز کردن در یکی از کابینت ها و دیدن آن همه سوسک، با عصبانیت می گوید که دیگر مجوزی به آنها نخواهد داد. پویراز و هازیران خیلی ناراحت می شوند و هازیران یاد رفتار عجیب ایدیل می افتد و با بررسی سطل آشغال و دیدن جعبه ای که داخلش سوسک است می فهمد که همه چیز زیر سر ایدیل است!

این را هم ببینید:  سریال فرزند راز مادر است قسمت ۶ ششم

هاکان که فکر می کند موفق شده و جلوی افتتاح هتل را گرفته به دویگون زنگ میزند و می گوید که همه چیز تحت کنترلش است. 

پویراز پیش شهردار لطیف می رود و بدون این که کمکی از او بخواهد فقط از او خواهش می کند تا دوباره بازرسی برای بررسی هتل بفرستند. لطیف می گوید که این کار کمی طول می کشد و پویراز از این که تا قبل از رسیدن خواننده بورای، نمی توانند این کار را حل کنند ناراحت می شود. از آن طرف هازیران با عصبانیت پیش ایدیل می رود و می گوید: «هم من و هم تو خوب میدونیم که سوسک ها کار تو بود! تو با این کارت فقط من و نه، پویراز رو هم خیلی ناراحت کردی! پویراز اگه بفهمه آدم های مهم زندگیش همچین کسایی هستن، خیلی ناراحت میشه… » ایدیل این را که می شنود خیلی ناراحت می شود و با دیدن ناراحتی پویراز هم پیش پدرش می رود و از او خواهش می کند تا پروسه ی مجوز هتل پویراز را سرعت ببخشد

بیشتر ببینید:

 وقتی آلپر و ملیسا و بیریجک می بینند که نهیر برای آتش قیافه می گیرد، بیرجیک به عنوان خواهر اتش، استیکر بند های موسیقی مورد علاقه ی نهیر را برایش پیدا می کند و به آتش میدهد تا به این طریق از دل نهیر در بیاورد. وقتی آتش استیکر ها را به نهیر میدهد نهیر واقعا خوشحال می شود و آتش از دیدن لبخند او، خوشحال می شود. 

این را هم ببینید:  سریال امانت قسمت ۳۵۷ سیصد و پنجاه و هفت

زینب در کافه ی شهر نشسته و از همه چیز ایراد می گیرد که لطیف همراه دخترش از انجا رد می شوند و لطیف با دیدن زینب، مات و مبهوت می ماند و حسرت می خورد

کمی بعد زینب با هازیران در کافه قرار می گذارد و از او می خواهد هرطور شده از جزیره بروند وگرنه تا آخر عمر انجا گیر می کنند اما هازیران می گوید که کارش را نیمه تمام نمی گذارد و زینب هم می گوید که پیش دخترش می ماند و تنهایش نمی گذارد….

هازیران و پویراز در مورد کارهای افتتاحیه صحبت می کنند که ایدیل شیرینی به دست داخل می شود و به خاطر این که مجوز صادر شده ابراز خوشحالی می کند و می گوید که خودش شخصا با پدرش صحبت کرده بوده تا مجوز را زودتر اماده کندهازیران از صمیمت بین پویراز و ایدیل ناراحت می شود و پیش خاله عالیه می رود و بالای سر او می نشیند و با ناراحتی می گوید: «منم فرقی با ایدیل ندارممنم در حق پویراز بدی کردم و سعی کردم درستش کنم… » پویراز پشت سر هازیران وارد اتاق می شود و می فهمد که او از چیزی ناراحت استهازیران به پویراز می گوید: «نمیخوام مزاحم تو و ایدیل بشم.. فکر میکنم اضافیم… » و می رود. پویراز با ناراحتی رفتن او را تماشا می کند

تمام شب، هازیران نگران این است که چه اتفاقی بین پویراز و ایدیل افتاده و وقتی پویراز بالاخره می رود تا ایدیل را به خانه شان برساند، هازیران فورا به بیرجیک زنگ میزند و می گوید: «فاصله خونه پویراز تا ایدیل ده دقیقه ست اما ۲۷ دقیقه ست که خبری ازش نشده! به نظرت رفتن با هم قهوه بخورن؟! » که پویراز از راه می رسد و هازیران که نمی خواهد نشان بدهد منتظرش بوده، از جلوی پنجره کنار می رود. 

این را هم ببینید:  سریال بی صداقت - صداقت سیز قسمت ۲ دوم
عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.