سریال سیب ممنوعه قسمت ۳۸۰ دوبله فارسی – سیصد و هشتادم

سریال ترکی شبکه شو تی‌وی

ییلدیز با موضوعات تازه دست به گریبان است. چاتای و ییلدیز رابطه‌ای پنهانی خواهند داشت؟ هاندان زهر تازه‌ای می‌ریزد و کومرو هم برای اولین بار رازدار هاندان شده است. پیش بینی شما چیست؟ در کامنت‌ها بنویسید.

ییلدیز وارد خانه مورد نظر می‌شود و از این‌که کسی آن‌جا نیست تعجب کرد.

کومرو هم خودش را به ییلدیز می‌رساند و از او می‌خواهد که سریع محل را ترک کند چون برایش تله گذاشته‌اند.

ییلدیز می‌پرسد چرا به من کمک می‌کنی؟ او جواب می‌دهد که چون ییلدیز به او کمک کرده بود برای تصفیه حساب آن آمده.
از او می‌خواهد با چاتای هم تماس بگیرد و بگوید آن‌جا نیاید.

ییلدیز سوار ماشین می‌شود و با چاتای تماس می‌گیرد. در جواب چاتای ییلدیز علت را به بعد موکول می‌کند.

دوعان به خانه می‌رسد، خانه خالی. اندر برایش تله گذاشته؟ به چتین می‌گوید این کار را از اندر پس می‌گیرد.

مدیر مدرسه هالیت‌جان امروز استعفا داده و چاتای که به آن‌جا می‌رود این موضوع را می‌فهمیم.

چاتای می‌گوید مدرسه مشکل امنیتی دارد و می‌خواهم مدرسه هالیت‌جان را عوض کنم و دلم نمی‌خواهد پسرم آنجا باشد.

دستیار هاندان،‌جمال خبر می‌دهد که کومرو رفته آن خانه و ییلدیز را برداشته برده و نقشه را به هم ریخته.

ییلدیز به سراغ کومرو در خانه آکین می‌رود. از او می‌پرسد که چه کسی بوده که تله گذاشته؟ کومرو جواب درست نمی‌دهد.

هاندان سراغ کومرو می‌رود و به خاطر این کار با او بگو مگو می‌کند. کومرو می‌گوید حق دخالت در زندگی من را نداری.

بیشتر ببینید:

هاندان از کومرو می‌خواهد که به دوعان هم نباید بگویی کار من بوده و او می‌پذیرد.

به شرکت برویم. دوعان که مشکوک به اندر شده از چتین می‌خواهد به تعقیبب ییلدیز بپردازد.

Sibe Mamnoee Serial – Duble – 380

دوعان به اندر می‌گوید که کسی در آن خانه نبود و ماجرا دروغ بود.

اندر می‌گوید اگر شک نداشتی به ییلدیز پس چرا رفتی؟

چاتای با ییلدیز تماس می‌گیرد. ییلدیز در یک کافه با او می‌نشیند و آن‌جا ییلدیز به چاتای ماجرای تله را می‌گوید و از شک خودش به اندر بحث می‌کند.

قرار می‌شود مدرسه را عوض کنند. دوعان خبر هم‌نشینی ییلدیز و چاتای در کافی‌شاپ می‌فهمد.

آسمان که با نوه خودش هالیت‌جان به پارک رفته با زنی در آن‌جا آشنا می‌شود. قرار قهوه می‌گذارند.

ییلدیز قصد ازدواج با دوعان را دارد و مادرش هم راضی است. ییلدیز که به کنار دوعان می‌رود شب برای دیدار با چاتای از طرف او سرزنش می‌شود.

ییلدیز می‌گوید از جواب مثبت دادن به او منصرف شده و ناز می‌کند. تا آخر این قسمت، ییلدیز همچنان با دوعان صحبت نمی‌کند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.