سریال روزگارانی در چوکوروا قسمت ۱۳۵ صد و سی و پنج

همه آن‌چه باید تا این قسمت بدانیم.

زلیخا هنوز با ارکوت و غفور عبور نکرده بودند که پل فرو ریخت. تله‌ای برای کشتن او گذاشته بودند.

کسی که می‌گفت زنش در حال زاییمان است می‌خواهد فرارک ند که غفور او را می‌گیرد.

همه به کلانتری می‌روند و دستگیرشده‌ها را تحویل می‌دهند.

وهاب به آن‌ها دستور داده بوده.

عبدالغدیر اما حدس می‌زند کار او نبوده باشد.

زلیخا حدس می‌زند کار چوراک بوده باشد.

عبدالقدیر به وهاب می‌گوید باید سریع‌تر برود و او را به ازمیر می‌فرستد تا دست پلیس نیفتد.

دادستان به تحقیقات ادامه می‌دهد.

شرمین چمدان را جمع می‌کند به اداره پست بروند و بعد به استانبول.

بیشتر ببینید:

در مرکز پست، کمد خالی است و چوراک پولها را برداشته. دوباره به امارت باز می‌گردند.

چتین، زینب دخترِ معلم مدرسه اش را می‌بیند و به قهوه‌خانه می‌رود. او به چوکوروا انتقالی گرفته. لطفیه هم آن‌ها را می‌بیند. لطفیه از زینب خوشش می‌آید و او را برای
فکرت در نظر می‌گیرد.

شبانه لطفیه به زلیخا می‌گوید قصد دارد به خانه‌ای که برای خودش گرفته برود.

صبح چولاک با دیدن نوشته‌ای که علیه او وهاب نوشته عصبانی می‌شود.

به سراغ نیروهای عبدالقادر می‌رود و پیِ او را می‌گیرد.

چولاک به بازار می‌رود و برای همه خط و نشان می‌کشد.

شرمین می‌گوید که چولاک دخترش را اذیت کرده. یا باید طلاقش بدهد یا با او زندگی درستی داشته باشد.

و در نهایت، لطفیه چتین و زینب و فکرت را به کلاب دعوت می‌کند. بعد از شام زینب و فکرت در راه با هم می‌روند.

این را هم ببینید:  سریال ارشان کونری، قسمت ۱ اول | دانلود و پاورقی

چتین خانه خوبی برای زینب پیدا کرده. زلیخا و هاکان برای ازدواج آماده می‌شوند. همه منتظر لطفیه برای خواندن خطبه عقد هستند که زلیخا گوشی را بر می‌دارد و جا می‌خورد.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.