سریال راهزنان قسمت ۲۳۶ | پاورقی و دانلود

هرمز به دست‌شویی می رود و کشو را میگردد، اما اسلحه را پیدا نمیکند. او با کلافگی بیرون می آید و به بالکن پیش اونال و اکرام می رود. اکرام به آنها می‌گوید که او در قضایای اخیر تقصیری نداشته است و همه چیز کار برادرش تئومان بوده است.

الیاس به محل قرار با یاشار رفته و داخل ماشین منتظر است. تئومان نیز در مسیر رفتن به خانه جیران است. یاشار و افرادش در خیابان جلوی ماشین تئومان را میگیرند و به او شلیک می‌کنند. افراد یاشار تئومان را میکشند. یاشار سریع از آنجا فاصله گرفته و به سمت ماشین الیاس می رود. او سوار ماشین می شود. الیاس متوجه می شود که یاشار تئومان را کشته است. همان لحظه صدای آژیر پلیس آمده و الیاس سریع رانندگی میکند.

در هتل، اکرام به اونال می‌گوید که خبر دارد که آنها برای کشتن او به آنجا آمده اند و هرمز علی اسلحه ای را در دست‌شویی گذاشته بود و هرمز آن را پیدا نکرده است. سپس می‌گوید‌ که او آنها را درک میکند ، اما انتظار دارد که آنها نیز او را درک کنند، زیرا او کمی پیش برادرش را به یاشار تحویل داده و یاشار نیز او را کشته است و حالا به همراه الیاس است. هرمز متعجب شده و با الیاس تماس می‌گیرد.  اکرام می‌گوید که آنها یا او را سر میز خود قبول میکنند و یا به عنوان دشمن او از در بیرون می روند.

سردا به دروغ تظاهر به گریه کرده و از اتاق بیرون می آید و با آشفتگی به اکرام می‌گوید که عمویش مرده است. اکرام او را آرام کرده و داخل می برد.

این را هم ببینید:  سریال راهزنان قسمت ۲۵۴ دویست و پنجاه و چهار

الیاس به هرمز موضوع را می‌گوید و خبر می دهد که پلیس در حال تعقیب آنهاست. هرمز عصبی می شود.  وقتی اکرام به بالکن برمی‌گردد ، اونال به او می‌گوید که او را به عنوان دوست قبول میکنند و میتواند سر میز آنها بیاید.

پلیس ها به ماشین الیاس رسیده و الیاس و یاشار به ناچار تسلیم می شوند.  آنها را به کلانتری برده و بازداشت میکنند. ندیم، مامور اطلاعات پیش آنها رفته و سعی دارد از آنها حرف بکشد، اما آنها می‌گویند که کسی را نکشته اند. ندیم دستور می دهد که الیاس را به اتاق بازجویی ببرند.

بیشتر ببینید:

اونال و هرمز پیش جیران می روند و موضوع را می‌گویند. اونال می‌گوید که یاشار به عمد الیاس را با خودش برده است تا اکرام به خاطر کشتن تئومان، با او کاری نداشته باشد.  اونال به هرمز می‌گوید‌ که امشب جلسه تشکیل بدهند تا اکرام به خاطر جلسه ، یاشار و الیاس را بیرون بیاورد.

در خانه، امینه به مریم می‌گوید‌ که حالا که تئومان مرده است حتما او خیالش راحت شده است. مریم می‌گوید که دشمن اصلی او تئومان نبوده است و حالا فقط یک دشمن دارد که او را پیدا کرده است. امینه میپرسد که او کیست. مریم می‌گوید که نمی‌تواند این را بگوید ، اما وقتی دشمنش بمیرد او نیز مانند سابق خواهد خندید و او می فهمد.

این را هم ببینید:  سریال به سرنوشتت لبخند بزن - قسمت ۲ دوم

خدیجه به خیریه خبر می دهد که الیاس آزاد می شود.

مریم با هرمز علی تماس می‌گیرد و از او میخواهد که سردا را شب به خانه آنها بیاورد ، زیرا او امروز عمویش را از دست داده بهتر است تنها نباشد.

نوشاد پیش آلپ ارسلان رفته و می‌گوید‌ که برای آزادی یاشار و الیاس یک نفر باید ضمانت بکند. آلپ ارسلان می‌گوید که هرمز نمی آید و فقط اکرام میماند. نوشاد می‌گوید که آنها باید ببینند که چه کسی به استقبال اکرام می آید و هرکس که باشد یعنی از آدمهای اکرام است و از کسانی است که آنها دنبالش هستند.

عضو خبرنامه پندار شوید
تلاش می‌کنیم آخرین خبرها را قبل از بقیه به شما برسانیم
هروقت بخواهید می‌توانید عضویتتان را لغو کنید
پیشنهادهای دیگر پندار:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.