تگ

سریال ترکی داستان جزیره

سریال داستان جزیره قسمت ۱۵ پانزدهم

وقتی بازرس بهداشت دوباره به هتل سر میزند و این بار از بهداشت آنجا مطمئن میشود، هازیران انقدر خوشحال می شود که پویراز را در آغوش می گیرد. پویراز هم او را در آغوش می گیرد و لبخند میزند... هازیران پیشنهاد میدهد برای سایت هتل، از جاهای دیدنی…

سریال داستان جزیره قسمت ۱۴ چهاردهم

قصه جزیره ۵-۲ ایدیل با جعبه ای که پر از سوسک است به سمت هتل می رود و بدون این که کسی متوجه بشود داخل آشپزخانه آنجا می شود که هازیران سر می رسد و با تعجب می پرسد: «تو اینجا چیکار میکنی؟! » ایدیل که ترسیده می گوید: «اومدم آب بخورم! » اما…

سریال داستان جزیره قسمت ۱۳ سیزدهم

هازیران با دیدن پویراز که به خاطر او تا اسکله آمده، با لبخند به او خیره می شود و چمدانش را برمیدارد و به سمتش می رود و می پرسد: «یه بار دیگه بگو چی گفتی... چون نشنیدم. » پویراز می گوید: «گفتم نرو... به خاطر هتل میگم. چون من اگه تو نباشی…

سریال داستان جزیره قسمت ۱۲ دوازدهم

اگورکم به هازیران می گوید که زینب حسابی شک کرده که آنها در یونان نیستند و باید یک کاری بکنند که ثابت کنند حتما در یونان هستند. به همین خاطر مراسم بشقاب شکستن را اجرا می کند و پویراز و دوستانش از دیدن این صحنه جا می خورند! در ویدیویی که…

سریال داستان جزیره قسمت ۱۱ یازدهم

هازیران فوبیای دریا دارد و حالش بد می شود. پویراز جلو می رود و از هازیران می خواهد به او اعتماد کند که مراقبش است. هازیران هم دستش را میگیرد و او را به ساحل می برد... از ان طرف ایدیل کنار دریا ایستاده و نگران است. هاکان با دیدن او، قول…

سریال داستان جزیره قسمت ۱۰ دهم

هازیران در حالی که اشک می ریزد به خانه اش می رود و پویراز هم دنبالش می رود و صورت او را نوازش می کند و زیرلب می گوید: «نترس... » هازیران می گوید: «وقتی تو پیشمی نمیترسم... تو معجزه میکنی.. » ایدیل این صحنه را می بیند و با ناراحتی و عصبانیت…

سریال داستان جزیره قسمت ۹ نهم

ایلول و هازیران به کافه ی ملیسا می روند تا کیکی را که او درست کرده ببینند. ایلول با دیدن ماکت های عروس و داماد چاقی که ملیسا درست کرده توی ذوقش می خورد و غر زدن هایش بیشتر می شود و عصبانیتش را سر آدار خالی می کند و وسط میدان و در حالی که…

سریال داستان جزیره قسمت ۸ هشتم

هازیران برای جشن عروسی قرار است به گل فروشی برود و کل گل های آنجا را بخرد و آدرس را از ایدیل می پرسد. ایدیل وقتی قصد او را می فهمد و از انجایی که می خواهد کار او را خراب کند، قبل از هازیران تمام گل های گل خانه را به بهانه ی افتتاحیه…

سریال داستان جزیره قسمت ۷ هفتم

قصه جزیره ۳-۱  هازیران با ترس به هاکان خیره می شود که پویراز می پرسد: «شما همدیگرو میشناسین؟» هاکان لبخند میزند و پویراز ادامه میدهد: «البته فکر نکنم همو بشناسین. هاکان همین امروز اومده. » و هازیران را به عنوان شریکش به هاکان معرفی می کند.…

سریال داستان جزیره قسمت ۶ ششم

ایدیل پیش پویراز می رود و در حالی که هازیران هم آنجاست می گوید: «دیگه قرار نیست این هتل ساخته شه. چون پدرم کمک میکنه تا پویراز وام رو حل کنه! » هازیران این را که می شنود خیلی ناراحت می شود اما خبر ندارد که پویراز کمک ایدیل را هم قبول نمی…