تگ

سریال آپارتمان بی گناهان

سریالی ترکی با مایه‌های روانشناسانه. روایت زندگی یک خانواده عجیب شامل هان، صفیه، گلبن و نریمان که همراه پدرشان زندگی می‌کنند.

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۷۰ هفتادم

به خاطر به دنیا آمدن بچه اسات و گلبن همه در بیمارستان جمع می‌شوند. عمو حکمت با ذوق فراوانی برای او زندگی شاد آرزو می‌کند. این گفته‌ها نوعی وصیت به حساب می‌آید. به بچه‌ می‌گوید هرجا که دوست داری بروی. چه خانه و چه دور. شاد زندگی کنی.…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۶۹ شصت و نهم

صفیه را روی زباله‌ها دیدند و شوکه شدند. صفیه فریاد می‌زند. اسرا و اوکشان می‌خواهند راه حلی پیدا کنند. صفیه بیرون می‌رود و ناجی هم دنبالش در کوچه‌ها می‌رود. گلبن به همسایه‌‌ها طعنه می‌زند بروید، مریض می‌شوید. لایق بهتر از اینها هستید.…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۹ صد و نود نه

صبح بایرام به در خانه ممدوح می رود و می گوید چند روز است از اوکشان بی خبر است و ممدوح می گوید: «هنوز متوجه نشدی نه؟ اون عکس روی یخچالت چی کار داره؟» بایرام که تازه فهمیده چه اتفاقی برای اوکشان افتاده خیلی ناراحت می شود و خودش را…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۸ صد و نود و هشت

سر میز شام حکمت دوباره بهانه خان را می گیرد و می گوید دنبالش می رود تا خودش از او پرستاری کند و صفیه که کلافه شده می گوید: «هر کاری می خوای بکن ولی اگه اتفاقی برات بیفته دخالت نمی کنم.» اما حکمت وقتی بلند می شود تا برود یادش می…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۶۱ شصت و یک

همه به کمک حکمت که در کوچه روی زمین افتاده می آیند و او را بلند می کنند. صفیه که تازه فهمیده چه کار کرده با وحشت و بهت به پدرش نگاه می کند و به یاد می آورد که او را به جای مادرش کشان کشان از آپارتمان بیرون کرد و با شرمندگی می گوید: «همه تون…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۵

صفیه موقع تمیز کردن طبقه خان هر لحظه به یاد خاطراتش با او می افتد اما سعی می کند این فکرها را از خودش دور کند و به نظافت ادامه بدهد. در همین موقع خان وارد می شود و صفیه را صدا می زند. صفیه از او می خواهد برود و آنجا را بیشتر از…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۶ صد و نود و شش

شب شننور به گلبن در آشپزخانه کمک می کند و گلبن سعی می کند سخت نگیرد و خودش را با شرایط وفق بدهد اما ناگهان دست شننور به قندان می خورد و آن را می شکند. گلبن به تکه های قندان نگاه می کند و ماتش برده اما خودش را کنترل می کند و چیزی…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۷ صد و نود هفت

گلبن که همه حرف های خان و صفیه را شنیده با بهت رو به خان می گوید: «اون همه سال در حالی که با ما مثل دیوونه ها رفتار می کردی می رفتی بین آشغالا می خوابیدی؟» و قبل از اینکه خان جوابی بدهد به طرف خانه اش به راه می افتد اما اسات را می…

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت ۱۹۴ صد و نود چهار

صبح گلبن شننور را می بیند که هنوز گریه می کند. شننور می گوید: «از پسرم خجالت میکشم. اون همیشه منو یه زن قوی می دید. بهم احترام میذاشت. الان فهمیده که چقدر ضعیف و ناتوانم!» گلبن نزدیکش می شود و می گوید: «تو ضعیف نیستی! همین که دست…